|
خيام بيست و نهم ارديبهشت سالروز ميلاد حكيم عمر خيام نيشابوري است. شاعر ، رياضي دان و ستاره شناس بزرگي كه در سال 427 هجري خورشيدي متولد شد و در روز سيزدهم آذر ماه 510 خورشيدي در گذشت ، اما هنوز هم ، عده زيادي از دانشمدان و بزرگان و فلاسفه مشغول تحقيق و بررسي آثار او هستند و دوستان و دشمنان زيادي داره.
تقويم جلالي منبع رباعي هاي جديد روح خيام از عالم ديگر من دو مطلب جالب درباره خيام پيدا كردم كه ممكنه در دسترس همه نباشن ، مطلب اول رو الان مي نويسم و ديگري رو بزودي. كتابي هست با نام پژوهشي در ماوراي طبيعت نوشته عطا الله حق بيان و از انتشارات سي گل نويسنده در اين كتاب ادعا كرده كه مطالبش نه ترجمه است ، نه اقتباس و نه گرد آوري مطالب ديگران و حاصل سي و پنج سال تحقيق و پژوهش خودش در موضوعات متافيزيك و روح و ... بوده و نوشته كه به همراه جمعي موفق به برقراري ارتباط با روح خيام شده و با او بار ها گفتگو كرده و چند رباعي جديد هم از روح خيام شنيده ، من از همه مطالب مي گذرم و ميرم سراغ دو صفحه آخر جلد اول اين كتاب : روح خيام در هر ارتباط روحي بنا بر مناسبت هايي اشعاري سروده است كه اكنون بعضي از آنها در اينجا مي آوريم. در يك ارتباط روحي كه در ايام نوروز بوده از روح خيام خواسته شد كه به مناسبت عيد نوروز شعري بسرايد. روح خيام اين شعر را سرود: عيد است براي مردم زنداني / از بهر تنوع جهان فاني در دور زمان مخور غم بيهوده / چون رفت دگر باز نيابي آني بد بخت كسي كه او به فكر بخت است / داني چه كسي در اين جهان خوشبخت است آن كس كه كند پشت به تقدير و قضا / وان كس كه يقين كند كه جسمش رخت است در يك ارتباط روحي ديگر ، در يك جلسه اي ، يكي از افراد جلسه گلي در دست داشت و از روح خيام تقاضا كرد كه درباره اين گل شعري بسرايد ، روح خيام اين شعر را سرود : در دست گل شكفته اي داري دوست / آن را تو چنان عزيز مي داري دوست در جسم تو گويم كه گلي بهتر هست / زنهار ذليل و خوار نشماري دوست روح خيام در يك ارتباط روحي ديگر اين شعر را سرود : خيام زمان چشم خرد باز كند / بهر دو جهان فكر نو آغار كند از آمدن و رفتن و از مشكل آن / افسانه روح تو به تو ساز كند در يك ارتباط ديگر از روح خيام در مورد گفتاري كه صداق هدايت در مورد او نوشته ، نظرش را جويا شدند . او در پاسخ اين شعر را سرود : خيام چه كار با هدايت دارد / كاندر پي گفته اش حكايت دارد چونان فردي كه طاقت زيست نداشت / كي رهبري مرا كفايت دارد |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||