تبليغاتX
پرسش های بی پاسخ
پرسه در پرسش های مذهبی ، تاریخی ، سیاسی و ...

ديروز كه براي ديدن يكي از بچه ها به انتشارات ... رفته بودم ، يك پاسدار براي بررسي نحوه ويراستاري كتابش كه درباره جنگ و خاطرات مردم مناطق جنگ زده بود هم اونجا بود. يه سه چهار نفري هم دورش رو گرفته بودن و درباره مطالب كتابش و حوادث چند ماه پيش اهواز و بمب گذاري ها و شورش ها صحبت مي كردن ! ... پاسداره گفت : زمان شاه تو خوزستان از اين مشكلات نداشتيم ، چون شاه با مردم محلي منطقه و روستايي ها و عشاير از در دوستي در اومده بود و به اونها آموزش نظامي و اسلحه و حقوق و ... هم داده بود و اونها با كمال ميل ، هم از مرز ها حفاظت مي كردن و هم مطيع شاه بودن ! به همين خاطر صدام هم جرات حمله به مرز هاي خوزستان را نداشت و .... اين وضعيت تقريبا درباره تمام نقاط مرزي ايران صادق بود ، اما بعد از انقلاب ما اشتباه كرديم و حفظ آرامش مناطق مرزي را از دست مردم محلي گرفتيم و نيرو هاي خودمون را در آنجا مستقر كرديم و اين كار روز به روز تنش آفريني كرده و مي كند ...

من كه تا اون موقع ساكت ايستاده بودم ، لحن نيرو هاي خودي ! - از نوع ذوب شده در انقلاب - رو به خودم گرفتم و گفتم : ببخشيد ! مگه مقام معظم رهبري چندين بار نفرمودن كه در زمان رژيم گذشته حتي يك كار مثبت انجام نشده است ! گفت : چرا ، ايشان درست فرمودن ، چون نيت شاه خيلي شوم بوده است ! من گفتم : حفظ مرز و راضي نگهداشتن مردم كه خوب بوده ! ديگه چه نيتي ؟ گفت : باشه ، در اينجا هم قصد غارت ذخاير خوزستان رو داشته ! من گفتم : اگه اين جوري بود كه اسلحه دستشون نمي داد كه خطرناك تر بشن؟ ...

خلاصه بحث خيلي بالا گرفته بود كه به قول سعدي عزيز :

چو ديدم كه غوغايي انگيختم / رها كردم آن بوم و بگريختم

...

حالا موندم كه آيا ممكنه براي شومي و پليدي نيت شاه معيار و ميزاني تعيين  كرد ، چون بعضي وقت ها قابل درك نيست ، مسلما وقتي رهبر گفته كه در دوره پهلوي هيچ كار مثبتي انجام نشده راست گفته و از سر ... حرف نزده ، پس ما بايد خيلي تحقيق و بررسي كنيم تا عمق هدف و نيت پليد شاه رو در تمامي كار هايي كه كرده كشف كنيم !

شايد هم بهتره سكوت كنيم و نظاره گر تاريخ باشيم ، چون تاريخ از همه بيرحمان ، بيرحم تره و از كسي با چاپلوسي و پرده پوشي ياد نمي كنه ... آيندگان قضاوت تاريخ رو نسبت به نظام مقدس ما خواهند دانست !

بس نامور به زير زمين دفن كرده اند / كز هستيش بروي زمين بر نشان نماند

وان پير لاشه را كه سپردند زير خاك / خاكش چنان بخورد كزو استخوان نماند

زنده است نام فرخ نوشين روان به خير / گر چه بسي گذشت كه نوشين روان نماند

خيري كن اي فلان و غنيمت شمار عمر / زان پيشتر كه بانگ بر آيد فلان نماند // سعدي

+  پرسشگر  |