|
راستش برای من مهم نيست كه رشاد خليفه سني بوده يا كافر بوده يا شياد بوده يا هر چيز ديگر ! از تمام برداشت هاي من از رشاد خليفه همين يكي برام بسه كه ديد من رو عوض كرد و همين ديد تازه برام بسه تا براي شادي روحش دعا كنم! بگذريم ، مطالب خلاصه شده زير تنها به خاطر دوستاني كه آيه هاي مربوط به شفاعت و حجاب و ... در قرآن و نظر رشاد خليفه در مورد آنها را خواسته بودند ، درج مي گردد (منبع) : ● افسانه شفاعت : ايمان به اينکه کسى غير از خدا ميتواند شفاعت ما را بعهده بگيرد، تا گناهان ما بخشيده شود يا خواسته هاى ما برآورده شود، بمنزله اين است که براى خدا شريک قرار داده ايم. اين بت پرستى بحساب مى آيد. قرآن اعلام ميدارد که "همه شفاعت ها متعلق به خدا است" (۳۹:۴۴)، و همينطور "هيچگونه شفاعتى در روز قيامت" انجام نخواهد شد (۲:۲۵۴).افسانه شفاعت يکى از مؤثرترين حيله هاى شيطان است که ميليونها انسان را به بت پرستى گرفتار کرده است. ميليونها مسيحى ايمان دارند که عيسى شفاعت آنها را نزد خدا خواهد کرد، و ميليونها مسلمان ايمان دارند که محمد شفاعت شان را خواهد کرد. در نتيجه، اين مردم از عيسى و محمد بت ساخته اند. مفهوم شفاعت بکلى غير منطقى است. براى مثال کسانيکه به شفاعت محمد ايمان دارند، ادعا ميکنند که محمد از خدا ميخواهد تا ايشان را ببخشد و آنها را به پرديس داخل گرداند. آنها فکر ميکنند در روز قيامت محمد داوطلبان را انتخاب ميکند تا شفاعت آنها را بکند. اگر شما از کسانى که به شفاعت عقيده دارند، بپرسيد "چطور محمد تشخيص ميدهد چه کسى لياقت شفاعت دارد و چه کسى ندارد" ميگويند، "خدا به او خواهد گفت" يعنى ابتدا شخص نزد محمد ميرود و از او تقاضاى شفاعت ميکند. سپس محمد از خدا ميپرسد که آيا اين شخص ليافت شفاعت را دارد يا نه خدا محمد را آگاه ميسازد که بله اين شخص استحقاق رفتن به بهشت را دارد. سپس محمد رويش را ميکند به طرف خدا و ميگوييد، "اين شخص لياقت به بهشت رفتن را دارد" چه کفر آشکارى؛ کسانى که به شفاعت ايمان دارند، در حقيقت خدا را منشى بت شان، محمد، قرار ميدهند. سبحان الله. از آنجاييکه قرآن دقيقترين کتاب است، تصديق ميکند که هر کسى در بهشت شفاعت نزديکانش را خواهد کرد : "خواهش ميکنم خدا، مادر من را به پرديس داخل گردان." اين شفاعت عملى است، بشرط اينکه مادر آن شخص سزاوار رفتن به بهشت باشد (۲:۲۵۵، ۲۰:۱۰۹، ۲۱:۲۸). بنابراين، شفاعت، اگر چه به اين طريق انجام ميشود، اما کاملا ً بى قايده است. ما از قرآن مى آموزيم که ابراهيم، بنده محبوب خدا، نتوانست شفاعت پدرش را بکند (۹:۱۱۴). نوح نتوانست شفاعت پسرش را بکند(۱۱:۴۶). محمد نتوانست شفاعت عمو (۳_۱۱۱:۱)، و خويشاوندانش (۹:۸۰) را بکند. چه عاملى باعث ميشود که شخصى فکر کند پيغمبران و مقدسين شفاعت يک غريبه را بکنند، به آيات ۱۲۳، ۲:۴۸ ؛ ۹۴، ۷۰، ۶:۵۱؛ ۷:۵۳؛ ۱۰:۳ ؛ ۱۹:۸۷؛ ۲۶:۱۰۰ ؛ ۳۰:۱۳ ؛ ۳۶:۲۶ ؛ ۳۹:۴۴ ؛ ۴۰:۱۸ ؛ ۴۳:۸۶ ؛ ۵۳:۲۶ ؛ و ۷۴:۴۸ توجه کنيد. شفاعت محمد در آيه ۲۵:۳۰ آمده است. ● سه قانون برای حجاب خانم ها در اسلام - قانون اول : بهترین پوشاک : قرآن 7:26 اى فرزندان آدم، ما براى شما لباس هايى فراهم كرده ايم كه بدن هايتان را بپوشانيد و نيز مايهٔ تجمل شماست. اما بهترين لباس، لباس پرهيزكارى است. اينها برخى از نشانههاى خداست، باشد كه توجه كنند. این اصل حجاب در قرآن است و این اولین قانون حجاب زنان در اسلام است. - قانون دوم : سینه های خود را بپوشانید : قرآن 24:31 و به زنان باايمان بگو که نگاه خود را مهار کنند و نجابت خود را حفظ نمايند و هيچ قسمتی از اندام خود را آشكار نكنند، مگر آنچه لازم است. بايد سينههای خود را بپوشانند و اصول لباس پوشيدن را در حضور ديگران رعايت كنند، غير از شوهرانشان، پدارانشان، پدرشوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان، پسران برادرشان، پسران خواهرانشان، زنان ديگر و خدمتكاران يا كاركنان مرد كه ديگر تمايل جنسی ندارند، يا بچههايی كه بالغ نشدهاند. و هنگام راه رفتن طوری قدم برندارند تا برخی از اعضای بدنشان را تكان دهند و نمايان سازند. همهٔ شما به خدا توبه كنيد، ای ایمان آورندگان، باشد كه موفق شويد.قانون دوم را می توانید در سوره 24:31 پیدا کنید. اینجا خدا به خانم ها دستور میدهد که هنگام لباس پوشیدن سینه های خود را بپوشانند. کلمه حجاب در قرآن : کلمه حجاب یک اصطلاحی است که وقتی از طرف زنان مسلمان ابراز میشود به این منظور است که باید سر و گاهی صورت و حتی گاهی چشم را هم پوشاند. کلمه حجاب به عربی معنی های زیر را دارد. پرده- روبنده- تقسیم کننده. آیا می توانیم کلمه حجاب را در قرآن پیدا کنیم؟ کلمه حجاب در قرآن هفت بار آمده است، پنچ بار کلمه "حجاب" و دوبار "حجاباً" 19:17، 17:45، 42:51، 41:5، 33:53، 7:46. هیچکدام از این کلمات حجاب در قرآن معنی آنرا نمی دهد که امروزه مسلمانان سنتی به عنوان پوشاک زنان مسلمان استفاده میشود. خدا می داند که نسلهای بعد از محمد از کلمه حجاب سوء استفاده می کنند و قوانینی در مورد طرز لباس پوشیدن درست می کنند که مورد تائید خدا نیست. کلمه حجاب و همینطور حدیث در قرآن بکار برده شده بود قبل از آنیکه از آنها به معنی دیگر سوء استفاده شده باشد. حجابی که در قرآن آمده هیچ ارتباطی با قوانین حجابی که مسلمانان سنتی درست کرده اند ندارد، و این حجاب به رسوم هر گروهی مربوط میشود، نه اسلام. در بعضی از ممالک، مردان این حجاب را دارند و در بعضی خانم ها. مخلوط کردن قوانین خدا با رسومی که انسانها درست کردند یک نوع بت پرستی است، زیرا کسانی که از این قوانین پیروی مکنند منبعی کنار کلام خدا می گذارند در حالیکه مدعی هستند که از طرف خداست. بت پرستی تنها گناهی است که اگر تا دم مرگ ادامه داشته باشد قابل بخشش نیست. سرپیچی از آنچه که خداوند در قرآن دستور داده اند، یا پیروی از قوانین ساخته شده ایی که در قرآن نیست نشانه های واضح رد کردن خدا و پیغامش هستند. وقتی که رسوم به احکام خدا ارجحیت پیدا کنند نشانه آن است که دین حقیقی ما در مقام دوم قرار گرفته است. خدا از کسی قبول نمی کند که در مقام دوم قرار گیرد خدا باید همیشه اول باشد و برای او هیچ دوی وجود ندارد. - قانون سوم : بلندتر کردن لباسها : قرآن 33:59 ای پيامبر، به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان بگو كه لباس های خود را بلند كنند. بدين ترتيب، آنها (به عنوان زنان پرهيزکار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفوكننده، مهربان ترين. اولین قانون حجاب برای زنان مسلمان در 7:26 آمده است، دومین در 24:31 و سومین در 33:59 با در نظر گرفتن آیه های بالا این برای ما واضح میشود که حجاب در قرآن برای زنان پرهیزکاری و محجوبیت است. خدا می داند که محجوب بودن در جوامع مختلف معنی های متفاوت خواهد داشت به همین دلیل تصمیم گیری در مورد آنرا واگذار به هر شخصی می کند. محجوب بودن یک زن در نیویورک ممکن است مورد قبول یک زن در مصر قرار نگیرد همانطور که محجوب بودن یک زن در مصر ممکن است مورد تائید یک زن در عربستان صعودی قرار نگیرد. خدا کاملاً از اختلافاتی که ما از درک محجوبیت داریم آگاه است، او ما را خلق کرده است و در انجام وظایف دینی برای ما هیچ سختی نخواسته است. او تصمیم گیری در محجوب بودن را به ما واگذار کرده است و هر کسی که بخواهد یک حد خاصی برای محجوب بودن تعین کند در واقع مدعی میشود که از خدا بهتر میداند. خدا تصمیم در این مورد را به اختیار هر شخصی گذاشته و هیچکس اجازه ندارد که آنرا محدود نماید. پیروی کردن از دستور هر کسی جز خدا بت پرستی میشود. این جدی بودن مسئله حجاب را میرساند. زناني که حجاب دارند به دلیل رسومشان و یا به دلایل شخصی مرتکب گناه نشده اند تا زمانی که درک کنند که این جزء این دین کامل نیست. کسانی که حجاب دارند به دلیل اینکه فکر می کنند که دستور خداست مرتکب بت پرستی شده اند، از آنجایکه خدا این را دستور نداده بلکه این دستور رهبران دینی است. این زنان برای خود یک خدای دیگری پیدا کرده اند که به آنها دستور داده است که باید سرهای خود را بپوشانند تا مسلمان قبول شوند، به عوض خدای یکتا که قرآن را کامل و بدون نقص و با جزئیات نازل کرده است. ● دعاهاى ارتباطى (نماز) : هر نمازى از زمان خودش تا وقتى که وقت نماز بعدى ميشود، قابل قبول است. اگر در زمان تعيين شده خوانده نشود، فرصتى است از دست رفته که نميتوان آنرا جبران کرد؛ فقط شخص ميتواند توبه کند و طلب بخشش کند. پنچ نماز شامل ۲، ۴، ۴، ۳، و ۴ رکعت، به همين ترتيب هستند. اثبات اين که نماز از قبل بواسطه ابراهيم تأسيس شده بود در آيات ۸:۳۵، ۹:۵۴، ۱۶:۱۲۳، و ۲۱:۷۳ آمده است. اين مهمترين وظيقه در اسلام (تسليم) آنقدر تغيير شکل پيدا کرده که براى اکثر مسلمانان نمازها بصورت آداب بت پرستى در آمده اند. اگر چه قرآن دستور ميدهد که نمازها بايد فقط به تنها خدا اختصاص داده شوند (۲۰:۱۴؛ ۴۵، ۳۹:۳)، مسلمانان امروزى اصرار دارند که اسم "محمد و خانواده اش" و "ابراهيم و خانواده اش" را هم در خلال نمازشان بکار ببرند. اين کار نماز را باطل و بيهوده ميکند (۳۹:۶۵). ● قانون احتمالات فرضيه داروين را رد ميکند : احتمال آغاز گشتن زندگى بطور تصادفى، مانند احتمال بوجود آمدن يک لغت نامه کامل است در اثر انفجار در يک چاپخانه. ● مواد مخدر و مشروبات الکلى : درباره مواد مخدر و مشروبات الکلى نامشروع هيچگونه سازشى نبايد باشد؛ آنها "پليدى و کارهاى شيطانى" خوانده شده اند (۵:۹۰). در آيات ۲:۲۱۹ و ۵:۹۰، مى بينيم که "مسکرات ، قمار، عبادتگاه بت ها و بازيهاى شانسى" مطلقا ً ممنوع شده اند. کلمه اى که براى مسکرات استفاده شده "خمر" است که از ريشه "خمر". به معناى "پوشاندن" گرفتن شده است. بنابراين، هر چيزى که فکر را بپوشاند حرام است. اين شامل هر چيزى است که عقل و فکر را دگرگون کند، مثل مارى جوانا، هرويين، کوکايين، ترياک، الکل، حشيش و هر چيزى که روى مغز تأثير بگذارند. ● 40 سال مهلت : به انسان ۴۰ سال فرصت داده شده تا مطالعه کند، و دور و بر خود را ببيند، تفکر کند، و همه نقطه نظرها را مورد مطالعه قرار دهد قبل از اينکه اين بزرگترين تصميم را بگيرد-که يا از نقطه نظر شيطان پيروى کند يا از قدرت مطلق خدا. هر کس قبل از ۴۰ سالگى بميرد، به بهشت ميرود (۴۶:۱۵). رحمت بيش از حد خدا از اينجا آشکار ميشود که حتى کسانيکه به قرآن ايمان دارند برايشان قبول چنين قانون الهى دلرحمانه اى مشکل است. |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||