|
امروز يكي از دوستان مذهبيم ميگفت :تو يكي از شبهاي احيا يك حجه الاسلام و المسلمين خيلي محترم گفته : "تمام بد بختي شيعيان امروز اين است كه هي صلوات مي فرستند و لعن كردن عايشه و ابوبكر و عمر و عثمان و شمر و ابوسفيان و .... رو رها كردن ! اين براي شيعه ننگ است كه لعن كردن اينها ورد زبانش نيست! دل اهل بيت از شيعه بخاطر اين ظلم بزرگ خون است! ... كليد حل تمامي مشكلات شيعه لعن كردن است! .... اي جوان شيعه براي استجابت حاجت هايت بجاي اينكه نذر ختم قرآن و دعا و صلوات كني ، نذر لعن كن ، ببين چطور حاجت مي گيري! ... روايت است كه امام صادق روزي از كنار دو نفر رد ميشد و به يكي سلام كرد و به ديگري سلام نكرد! علت را پرسيدند، حضرت فرمود: به آن كه سلام كردم ، صلوات مي فرستاد و به آنكه سلام نكردم لعن دشمنان ما را ميكرد ! من نخواستم به واسطه جواب دادن به من لعن كننده از كارش باز ماند! ... دقت كنيد ، اين حرف خيلي معنا توش است ! يعني لحظه اي نبايد از لعنت كردن غافل باشي! اين اساس شيعه است !..." واقعا حماقت بيشتر از اين؟ قبل از اينكه هر گونه انگي به من بزنيد ، بگم كه من هم شيعه ام ، اما هيچ وقت خودم رو آلوده اين سبك مغزي ها و جهالت ها نكردم. يعني اصلا برام پذيرفتني نيست كه 1400 سال پس از وقايع صدر اسلام و ايجاد اينهمه تحريف و شبهه و هزار فرقه و مسلك ساختگي ، اين لعن و نفرين ها كمكي به اسلام و ائمه بكنه! برام پذيرفتني نيست كه حضرت علي كه خودش بخاطر منافع اسلام در مقابل خلفا سكوت كرد و حتي از همراهي و كمك به اونها دريغ نكرد و دستور داد ابن ملجم رو آزار ندن و فقط قصاصش كنن احتياجي به لعن و نفرين مني داشته باشه كه از مسلماني فقط اسمش رو دارم و اگه در روزگار حضرت علي بودم ، چه بسا من جاي ابن ملجم بودم و خودم قاتل امامم بودم! مني كه در برابر اينهمه ظلم و جنايت و تحريف ها و بدعت ها و توهين ها به اسلام و ائمه به اسم اسلام ناب محمدي و مداحي و باند بازي و آخونديسم و ... سكوت كردم و بخاطر منافع مادي سپاه و بسيج و حوزه و مسجد و حكومت رو به ... كشوندم و خودم مظلوم رو خفه مي كنم تا محبوب ظالمان بشم و موقعيت بهتري نصيبم بشه ! چه حقي دارم كه كسي رو لعن و نفرين كنم ! اگه دل ائمه از كسي خون باشه ، از منه كه روي همه رو در تحريف و تضعيف اسلام سفيد كردم و تمام ... كاري هامو متبرك به ياد و نام اونا كردم! اينها به كنار، مگر كم مسلمون ها ، همديگر رو تو اين 1400 سال كشتند؟ مگه كم غير مسلمون ها رو از اسلام بيزار و فراري كردن؟ اين حماقت هاي فرقه اي و قومي كي مي خواد تموم بشه؟ سر اين رحمت و رافت اسلام چي آمده كه خودمون همديگر رو نمي تونيم تحمل كنيم و هر كي نفس كشيد فرياد مرگ بر ، مرگ بر سر ميديم؟ اين جشن هاي متوحشانه و ذلت بار عمر كشان كم شيعه و سني از هم دور كرده كه لعن و نفرين شبانه روزي هم ترويج ميشه؟ امام زماني كه اينهمه براي ظهورش مثلا دعا ميكنيم ، وقتي بياد با اين حماقت شيعه و سني مي خواد چكار كنه؟ ما كه حتما بر حقيم! نكنه قراره هر چي سني تو دنيا هست رو گردن بزنه؟ اونوقت كي كافر ها رو بكشه؟ بعد از اين كشت و كشتار ها چند نفر زنده مي مونن؟ ... نكنه يه وقت دليل طولاني تر شدن غيبت امام وجود كثيف ما باشه ؟! از اين هم بگذريم ، اين ننگ مسلمون ها نيست كه امروز سخيف ترين و عقب افتاده ترين بخش دنيا رو تشكيل مي دن كه ترور و جنگ و فقر و توحش و بيماري و ...بينشون بيداد مي كنه؟ اين استكبار جهاني مگه چقدر قدرت داره؟ نبايد هر روز براي عظمت و اقتدار بيشترش دعا كنيم تا سبك مغزي و رذالت خودمون رو بتونيم به اون گره بزنيم؟ خدايا تمام ايمان و مسلماني ما بگير و به ما ذره اي عقل بده! بيا كه عزم به رفتن كنيم اگر مرديم / بيا دوباره به شب هاي كوفه بر گرديم نفاق ما به مرور زمانه محكم شد / برنده تر ز دم تيغ ابن ملجم شد تمام روز فرو برده سر به زاويه ايم / ولي چو شب شود آلوده معاويه ايم خداي من چه شد آن عهد ها و پيمان ها / چرا هنوز سر نيزه هاست قرآن ها هنوز در دل اين كوچه ها علي تنهاست / هنوز تيغ به زهر آب داده در كف ماست ... چه شد كه روز جمل دوستدار غير شديم / اسير وسوسه طلحه و زبير شديم ... نسوج بيعت ما حيف انسجام نداشت / به قدر پينه كفش علي دوام نداشت ... به ما كه مرد خداييم كفر چيره تر است / قلوب خلق ز ليل المبيت تيره تر است ... در اين زمانه يكي پاك و رستگار نماند / به جز پليدي مشتي گناهكار نماند علي علي است به لب هايمان ولي پيداست / هنوز در شب دل هايمان علي تنهاست / (شعر از: ابوالفضل زرويي نصر آباد) |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||