|
● بازتاب : چند تا ايميل به من زده شده تا در مورد دو مطلب ابهام در قرآن و ابهام در حديث و سنت و همچنين رشاد خليفه و نظراتش بيشتر توضيح بدم : قبلا هم گفته بودم ، اين مطالب هيچ كدوم از من نيستن و اونها رو تو سايت ها خونده بودم و تنها بخاطر اينكه هيچ جواب عقلانی نداشتم كه اونها رو رد يا تاييد كنم ، اونها رو تو وبلاگ گذاشتم و به چند سايت قرآني و مذهبي هم فرستادم تا از بيكاري در بيان! و خودم هم از همون روز، کم و بیش دنبال پاسخی برای اونها هستم و تا الان هم چیزی گیرم نیومده! تنها نکته ای که فهمیدم اینه که انگار این چیزها رو نمیشه حضوری و رو در رو با کسی در میان گذاشت! و بهترین کار مطالعه شخصی و پرسه تو سایت های مختلفه چرا که این جوری نگرانی بخاطر سو برداشت و کج فهمی دیگران نداری! ● يك ابهام ديگر در قرآن ( سرقتي از يك سايت فيلتر شده): شتر صالح الله برای بزهکاران و کشتارگران در اين جهان کيفری بنام قانون قصاص پيش بينی نموده است که مرد آزاد در برابر مرد آزاد و بنده در مقابل بنده و زن در مقابل زن قصاص شود. به اين آيه ها آمده در قرآن ديدی بيفکنيد : ...ای اهل ايمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنين معين گشت که مرد آزاد را در مقابل مرد آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنيد.....که درون مايه قرآن چنين است .... يا ايهاالذين آمنو کتب عليکم القصاص فی القتلی الحر با الحرو العبد با العبد و الاثی با الاثی... سوره ۲ (البقره) آيه ۱۷۷. الله برابر آيه ۴۴ از سوره ۵ (المائده) ميگوید در تورات بر بنی اسرائل حکم کرديم که نفس قصاص کنند. چشم را به مقابل چشم و بينی را به بينی و گوش را به گوش و دندان را به دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود. از ديد اين الله بنده پرور اگر مرد آزادی بنده يا غلامی و يا زنی را کشت قصاص نخواهد شد. زيرا کيفری تعيين نکرده است. همچنين است درباره کسانيکه يک چشم دارند اگر چشم دو يا چند نفر را کور کردند و يا کسی بينی و يا گوش چند نفر را ببرد و يا بي دندانی دندان چند نفر را بشکند از سوی الله کيفری پيش بينی نشده است. با اين همه نارسايها ای کاش اللهی که چنین سفت و سختی را بر فرمانبرداران خود ارزانی داشته است خود چنین بر آن پای بند می بود و بکار می بست. برای اينکه دريابيم الله خود دستوراتش را بکار نمی بندد و زير پا ميگذارد بسراغ يکی از دهها داستان های آمده در قرآن ميرويم که در پيوند با زخمی کردن يک پای شتر صالح پيغمبر است.در اين داستان از شتری بنام آيت الله ناقه صالح نام برده شده است. الله برای گناه زخمی کردن يک پای شتر بجای اينکه دستور دهد يک پای زخم زننده و يا يک پای شتر او را زخمی کنند٬ خشمگين گرديده و همه قوم ثمود را به ديار نيستی فرستاده است. درون مايه عربی آن چنين است .... هذه ناقه الله لکم آيته.....بنابر آنچه که در شش سوره و ۴۸ آيه قرآن برميايد نابودی قوم صالح و پی کردن آيت الله شتر صالح که برویهم يک داستان است در هر سوره بگونه ای آورده شده که با سوره ديگر برابری ندارد و آشکارا نشان دهنده نادرستی و دروغ بودن داستان است. ۱- برابر سوره ۷ (العراف) آيه های ۷۲ تا ۷۹ و سوره ۱۱ (هود) آيه های ۶۰ تا ۷۶ چنين آمده است. چون آيت الله شتر صالح در علفزار خدا چرا ميکرد. قوم صالح يک پايش را پی کردند. به کيفر اين گناه الله شب هنگام با فرستادن زلزله همه آن قوم را کشت و شهرشان را ويران کرد. ۲- برابر سوره ۲۷ (النمل) آيه های ۴۴ تا ۵۲ آمده چون قوم صالح از فرمانش سرپيچی کردند و او را به نبوت نپذيرفتند و اراده کشتن وی را داشتند شب هنگام الله پيشدستی کرد و با فرستادن زلزله همه را به خاک و خون کشيد.در اين سوره کوچکترين اشاره ای به داستان آيت الله شتر و چرای در علفزار و پی کردن آن نشده است. اين نشان ميدهد که اگر خود داستان درست باشد پس يکی از اين دو سوره وحی منزل نادرست می باشد. زيرا اگر قوم صالح بار اول برای پی کردن شتر با سنگباران نابود شدند ديگر قومی زنده نمانده بود تا پيامبری او را نپذيرد. ۳- برابر سوره ۲۶ (العشرا) آيه های ۱۴۰ تا ۱۵۸ ميگويد چون صالح ادعای نبوت کرد قوم صالح به او گفتند که گويا ترا سحر کرده اند که چنين ميگويي. و به او گفتند که تو هم مثل ما بشری٬ اگر درست ميگويي معجزه ای بياور. صالح گفت اين شتر معجزه من است و من مقرر ميکنم که آب نهر را روزی شما بنوشيد و روزی شتر من. قوم صالح دچار کم آبی بودند و شتر را که از آب نهر آنها می نوشيد را پی کردند. و پس از آن الله قوم صالح را به عذاب موعود گرفتار کرد٬ که حرفی از زلزله و يا سنگهای آسمانی در کار نيست. در اين سوره می بينيم از داستان علفزار ياد نمی کند و برای نوشيدن از آب نهر است که شتر را پی ميکنند و خبری هم از نقشه قتل صالح در کار نيست ولی به هر حال نابود ميشوند در حاليکه قبلا دو بار و با دو بهانه ديگر قوم ثمود نابود شده و ديگر زنده نبودند. ۴- سوره ۵۴ (قمر) آيه های ۲۲ تا ۳۲ الله مي گويد آب چشمه به دستور خود الله تقسيم شده که يک روز تنها برای آشاميدن شتر و يک روز برای همه مردم يک روستا. چون قوم صالح سرپيچی کرده و شتر را پي کرد ه اند به کيفر اين گناه شبانگاه به نابودی کشيده شدند.اين بار هم داستان دگرگون شده و به جای آب نهر٬ آب چشمه به ميان آمده که نيک ميدانيم که آب نهر هميشه جاری و روان است که با نوشيدن يک شتر کم نمی شود. ولی چشمه چون از زمين ميجوشد چه بسا کم آب باشد که با آب نهر دوگانگی دارد بی هيچ دودلی این هم دروغ است. ۵- در سوره ۹۱ (شمس) آيه های ۱۰ تا ۱۵ ميگويد چون آب آشاميدنی برای مردم و شتر بس نبود و مردم پای شتر را بريدند و مورد خشم الله قرار گرفتند و همه با زنان و کودکان بديار نيستی فرستاده شدند. مي بينيم درباره يک داستان که در پنج سوره آمده چهار بار دگرگون شده و هر بار چيز ديگری به میان آمده. اگر چشمان خود را ببنديم و اين داستان دروغ آمده در قرآن را نديده و درست بدانيم آنگاه برای دشواری بزرگتری پيش می آورد که آبرويش را يکسره بر باد خواهد داد. زيرا توانايي٬ دانايي و آگاهی و دادگری الله همه زير پرسش ميرود که چگونه نتواسته آب چشمه ای کم آب را تا آن اندازه زياد کند که هم شتر بنوشد و هم مردم تا دست به چنين کشتار فجيعی نزند؟ چرا یک داستان برای چندین بار یه محمد وحی شده است؟ آیا وحی يکبار آن کافی نبوده؟ آیا الله دچار فراموشی شده که اين داستان بی سر و ته را چندين بار به صورتهای مختلف به محمد وحی کرده است؟ و يا به اين قرآن که امروز در دست ماست اعتباری نيست و به جز اين داستان باید محتوی اشتباهات ديگری هم باشد؟ الله چرا به هنگام تقسيم آب ميان يک روستا با يک شتر همه مردم را با يک شتر برابر کرد و درنيافت که مردم دچار کم آبی ميشوند و خواه و ناخواه بلايي بر سر شتر مي آورند. بيدادگر شناخته ميشود که قانون قصاص خود را زير پا ميگذارد و در برابر زخم درمان پذير پای يک شتر خشمگينانه ريز و درشت يک روستا را کشته مي کشد. ● نکته : هر کسی كه این قبیل ابهام ها رو مي خونه : یا اصلا اسلام رو قبول نداره و با خوندن اینها بطور خودکار ابهامش بر طرف میشه ! چون صورت مسئله پاک میشه!... یا اینکه خودش رو مسلمون میدونه و ممكنه ناراحت بشه! و مثل من ايمان شل و ولش به خطر بيفته، اما بهر حال جرقه پرسشگری و کنجکاوی تو ذهنش زده میشه و این باعث میشه کمی پرس و جو کنه و دیگه هر چی بهش گفتن کور کورانه قبول نکنه! و چه بسا خودش دنبال حقیقت بره و کمی فکر کنه! (احتمالا امام باقر: یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است)، (و باز امام باقر: درباره همه چيز تفكر كنيد و فقط به ذات خدا فكر نكنيد). ● پاسخ به ابهام ها : به همون سادگي كه با يك سرچ ساده مي شه كلي مطلب ابهام بر انگيز و شبهه ناك درباره همه چي پيدا كرد ، ميشه سايت ها و وبلاگ هاي زيادي كه به پاسخ گويي به ابهام ها مي پردازن پيدا كرد.منتها مشكل اينجاست كه در بيشتر موارد اين پاسخ ها ابهامزا و غير منطقي هستند و بيشتر هدفشون توجيه كردنه! يك نمونه از اين پاسخ گويي ها از وبلاگ شبهات در مورد زنان: ◄ اشکال : چرا اسلام در مورد زنان به مردان اجازه داده که متوسل به تنبيه بدني شوند ؟ ( آيه 34 سوره نساء ) آيا اين حکم اسلام خشونت بر عليه زنان نيست ؟ جواب : اولا : اين حکم فقط در اسلام نيست بلکه در تمام قوانين دنيا هنگاميکه طرق مصلحت آميزبراي وادار کردن افراد به انجام وظيفه ( واموراتي که قبلا متعهد شده بود که انجام دهد ) کار ساز نبود متوسل به خشونت ميشوند نه تنها ضرب ، بلکه گاهي بيشتر و تا آنجائي که اعدام را در برخي موارد جائز شمردند !!! . در اسلام نيز هر يک از زن و مرد موقع عقد ِ ازدواج متعهد به اموراتي ميشوند که موظف به انجام آن در مقابل همسر هستند که سر پيچي آنها احکام جزائي را در پي دارد که اين ايه شريفه يک نمونه از احکام جزائي براي خانمهائي استکه از وظيفه شان سر پيچي کردند . پس تخلف کردن از تعهدات ، در تمام قوانين دنيا داراي احکام جزائي است نه فقط اسلام . ثانيا : نظر روانشناسان امروزي بر آنستکه جمعي از زنان داراي حالتي به نام مازوشيسم يعني آزار دهندگي هستند و گاه اين حالت در آنان تشديد ميشود که تنها راه آرامش انان تنبيه مختصر بدني است ( جالبست بدانيد اولا ايه شريفه درمورد زنانيستکه از اموراتي که حق شوهر است سر پيچي کرده و انها را مورد اذيت قرار ميدهند . ثانيا : در ذيل تفسير آيه 34 سوره نساء هم رواياتي وارد شده که تنبيه بدني خانمها بايد مختصر باشد و طوري باشد که ديه در بر نگيرد ).نتيجه : اين دستور خداوند نه تنها خشونت نيست بلکه از جهت روانشناسي يک نوع درمان براي اين دسته از زنان به حساب ميايد که قانوني استکه در قوانين ديگر دنيا معادل آن را مشاهده ميکنيم . نکته جالب : غربيها مسلمانان را متهم به خشونت بر عليه زنان ميکنند در حاليکه آمار جهاني در باب طلاق و خشونت بر عليه زنان ، بر عکس است و اين خشونت آنقدر در جوامع غربي زياد است که در کشوري مثل اوکراين در مدت زمان بسيار کمي 17 زن بدست شوهرانشان کشته شدند که چندي پيش در رسانه هاي خبري پخش شد و در برخي کشورهاي غربي ازدواج به يکسال هم نميکشد !!! . و از نمونه هاي از هم پاشيدگي نظام خانواده در کشور هاي غربي ، حمايت دولت مردان آنها از همجنس بازان و جواز ازدواج همجنسان است که آخرين آنها چند روز پيش در کشور کانادا بود که به تصويب مجلس اين کشور رسيد! به غربيها ميگوئييم نميخواهد به دستورات اسلام اشکال کنيد چرا که : کَل اگر طبيب بودي درد خود دوا نمودي ...... غربيها به جاي گير دادن به دستورات اسلام که براي مستحکمتر شدن نظام خانواده تببين شده ، بهتر است آمار طلاق و نمونه هاي خشونت بر عليه زنان در کشور خود را پائيين بياورند .(ماخذ : تفسير نمونه ذيل تفسير آيه 34 سوره مباركه نساء). ● صهيونيسم : چند روز پيش صدا و سيما اعلام كرد : اسرائيل بودجه كلاني رو براي تضعيف اسلام وتخريب مسلمون ها تو اينترنت و ... تصويب كرده ، و ايران هم عزم خودش رو براي مبارزه با اين اقدام جزم كرده! مسلما دولت و حوزه و سازمان تبليغات و ... منظورشون از مقابله ، پاسخ دهي به شبهات و فتنه ها و رفع ابهام ها و روشنگري نيست و منظورشون گرفتن و بستن و كشتن و... است (چرا كه : نياموخت خود جز بد آموختن / جز از كشتن و غارت و سوختن) ، مثل قضيه سلمان رشدي كه ازجمعيت ميليوني روحانيت مبارز و غير مبارز كه دغدغه اسلام و مسلموني خواب رو از چشماشون گرفته ! يك نفر پيدا نشد كه با علم و منطق جواب رشدي رو بده و در راحت ترين و پيش پا افتاده ترين راه ممكن حكم قتلش رو صادر كردن تا سلمان رشدي در دنيا حق به جانب و مظلوم و افشاگر شناخته بشه و مسلمون ها بي منطق و آدمكش ! (تصور كنيد چه بازتاب جهاني داشت اگه مثلا 20 تا كتاب در رد يه كتاب سلمان رشدي منتشر مي شد و به زبان هاي مختلف تو دنيا پخش ميشد) ، بازم گلي به گوشه جمال مهاجراني .... ● رشاد خليفه : در مورد ايشون خيلي پرس و جو كردم و چيز زيادي دستگيرم نشد و تنها از طريق كامنت آقاي حيراني فهميدم كه توسط مصري ها كشته شده (در 31 ژانويه 1990) ، گويا يه كتابي نوشته بوده بنام آيات شيطاني كه خيلي ها اونو با آيات شيطاني سلمان رشدي اشتباه مي گيرن و اين تشابه اسمي دو كتاب براش گرون تموم ميشه و حكم ارتداد و قتلش رو هم مفتي هاي عربستان صادر مي كنن. ● گزيده اي از ديگر نظرات رشاد خليفه (منبع: http://www.efarsi.org ): ◄مزاياى جسمانى نماز بجا آوردن نماز سحر، از بى حرکت ماندن بدن به مدت زياد در خلال خواب شب جلوگيرى ميکند؛ اکنون ثابت شده است که اين عمل از آلتروز جلوگيرى ميکند. همچنين، سحر خيزى کمکى است جهت مقابله با افسردگى و ديگر مشکلات روانى. حالت سجده که در نماز تکرار ميشود، رگهاى خونى داخل مغز را بزرگتر ميکند، و در نتيجه به مغز خون بيشترى ميرسد و اين باعث جلوگيرى از سردرد ميشود. دولا شدن مکرر، تمرين مفيدى است براى کمر و مفاصل. همه اينها از نظر علمى ثابت شده است./ وضو گرفتن قبل از نماز ما را وادار ميکند تا بيشتر از دستشويى استفاده کنيم. اين عمل ما را از مبتلا شدن به سرطان متداول و ويران کننده اى به اسم سرطان روده بزرگ، محافظت ميکند. مواد شيميايى زيان آور به ادار و مدفوع تبديل ميشوند. اگر اين مواد در روده بزرگ براى مدت زمانى طولانى باقى بمانند، مواد زيان آور دوباره جذب بدن ميشود و باعث سرطان ميشود./ روزه گرفتن در ماه رمضان باعث جمع شدن شکم جا باز کرده ما به اندازه طبيعى خود ميشود، هنگام تبخير موقتى بدن فشار خون ما پايين مى آيد، سموم مضر بدن دفع ميشوند و با از بين رفتن چربيهاى مضر و اضافى، وزن بدن ما پايين مى آيد./ زکات و زيارت حج از نظر اقتصادى و اجتماعى داراى مزاياى فراوانى هستند. ◄خداى شما کيست اکثر مردم از شنيدن اين سئوال از کوره در ميروند. آنها ميپرسند "منظورت چيست "خداى تو کيست" " خداى من، خالق آسمانها و زمين است." و اکثر مردم تعجب ميکنند اگر بفهمند که ادعايشان مبنى بر اينکه خدايشان آفريدگار آسمانها و زمين است، چيزى جز اظهارى لفظى نيست، و اينکه در واقع سرنوشت آنها جهنم است (۱۲:۱۰۶)/ خداى شما هر کسى يا چيزى است که اکثر اوقات فکر شما را اشغال ميکند / خداى شما ميتواند فرزندان شما (۷:۱۹۰)، همسر شما (۹:۲۴)، کسب و کار شما (۱۸:۳۵)، يا خود خواهى شما باشد(۲۵:۴۳). به اين خاطر است که متوجه ميشويم که يکى از مهمترين و مکررترين آيات در قرآن اين است: اى کسانى که ايمان داريد، خدا را هميشه بياد داشته باشيد؛ او را شب و روز سپاس و ستايش کنيد. (۳۳:۴۱). ◄محمد وحى خدا را با دستهاى خود نوشت طلاب جاهل مسلمان دو قرن بعد از نزول قرآن نتوانستند مبارزه قرآن را مبنى بر آوردن چيزى مانند آن، درک كنند. آنها اصلا ً از انشاء رياضى قرآن خبر نداشتند، و ميدانستند که بسيارى از بزرگان ادب ميتوانستند آثارى مانند قرآن بياورند. در واقع، بسيارى از اين بزرگان ادب توانايى عرضه اثرى ادبى به فصاحت قرآن را ادعا کردند. آخرين ادعا از ط. ه. حسين، نويسنده معروف مصرى بود.طلاب نادان مسلمان سپس تصميم گرفتند ادعا کنند که محمد مردى بيسواد بوده! آنها حساب کردند که اين باعث ميشود تا اثر ادبى فوق العاده قرآن واقعا ً معجزه آسا جلوه کند. کلمه اى که براى نسبت دادن بيسوادى به محمد از آن استفاده کردند "امى" بود. با اظهار تأسف براى آن دسته از "طلاب،" معناى اين کلمه "بدون کتاب" است، يا کسى که از هيچ کتاب آسمانى (تورات، انجيل، يا قرآن )پيروى نميکند [به آيات ۲:۷۸؛ ۷۵، ۳:۲۰؛ ۶۲:۲ توجه کنيد]؛ معنى آن "بيسواد" نيست.پيغمبر تاجر موفقى بود. "طلاب مسلمانى" که دروغ بيسوادى را جعل کردند، فراموش کردند که در زمان پيغمبر عدد وجود نداشته است؛ حروف الفبا بعنوان اعداد استفاده ميشد. بعنوان تاجرى که هر روز با اعداد سرو کار دارد، پيغمبر ميبايست الفبا را بداند، از ۱ تا ۱۰۰۰.قرآن به ما ميگويد که محمد قرآن را نوشت- معاصرين محمد گفته اند، "اينها افسانه هاى قديمى است که او نوشته. آنها شب و روز براى او ديکته ميشود" (۲۵:۵). شما نميتوانيد به يک شخص بيسودا "ديکته" کنيد. دشمنان پيغمبر که به او تعمت بيسوادى ميزنند، از آيه ۲۹:۲۸ سوء استفاده ميکنند که فقط به کتابهاى قبلى ارتباط دارد. ◄اسلام و تحريف ها اگر محمد به اين دنيا باز گردد، "مسلمانان" او را تا پاى مرگ سنگسار ميکنند. دينى که امروزه از آن پيروى ميکنند بکلى با اسلام يا تسليمى که ابراهيم و محمد وعظ ميکردند، فرق دارد. هر کارى که "مسلمانان" انجام ميدهند اشتباه است : اولين ستون (شهادت)، اذان، وضو، نمازهاى روزانه، زکات، حج و همه آداب دينى ديگر در اسلام /" دينى که هرگز از طرف خدا تأييد نشده "(۴۲:۲۱) /اينکه تا چه حد اسلام به فساد و تباهى کشيده شده، در زير توضيح داده شده است: کشتن کسى که مرتد است ۲:۲۵۶/ روش شرير عدالت جنايى:قطع کردن دست دزد ۱۲:۳۱؛ ۵:۳۸ / سنگسار کردن زنا کار ۲۴:۲؛ ۴:۲۵ /ممنوع کردن عبادت براى زنانى که در عادت ماهانه هستند ۲:۲۲۲ / بت قرار داده محمد بر عليه خواسته او : او را "حضرت محمد" خواندن ۲:۲۸۵ /قبر او را "مسجد مقدس" قرار دادن ۱۵۰-۲:۱۴۹/ ادعا ميکنند که او قدرت شفاعت دارد / جعل داستان غير قابل دفاع معراج پيغمبر به بهشت با اسب، با سرعت نور،و منصرف کردن خدا از حکم ۵۰ نماز/اضافه کردن اسم محمد به اولين ستون اسلام /اهانت به محمد با معرفى او بعنوان مردى شرير:ادعا ميکنند که چشم هاى مردم را در مى آورده /ادعا کردند که از نظر جنسى با ۳۰ مرد برابرى ميکرده /پايمال کردن اين نکته که محمد آخرين پيغمبر بوده، با تدريس اينکه عيسى به اين دنيا باز ميگردد، بعنى عيسى آخرين پيغمبر است ۳۳:۴۰ /ادعا کردند که محمد مرد بيسوادى بود، بدون هوش فکرى / روش تغديه عجيب و غريب با حرام هاى غدايى بسيار / تغيير ماههاى مقدس ۹:۲۷ / بى اعتنايى به زکات، با تغيير دادن آن / ظلم به زنان و مجبور کردن ايشان به پوشيدن روسرى و لباسهاى غير منطقى؛ و محروم کردنشان از حق و حقوق ازدواج، طلاق، ارث، و غيره... / جعل قوانين بسيار از وضو گرفتن، تا نمازخواندن،خوابيدن، و ناخن گرفتن / حرام کردن طلا و ابريشم براى مردان / حرام کردن موسيقى و هنر.... ◄مجازات برابر (قصاص) قانون خدا است بر طبق عدالت جنايى قرآن، دزدى که هزار تومان از شما دزديده بايد آنقدر براى شما کار کند تا هزار تومان شما را که از دست داده ايد جبران کند، باضافه هرگونه خسارت و ناراحتى که براى شما بوجود آورده است. در عين حال، زن و فرزندان بى گناه دزد هم از پدرشان محروم نشده اند و روش پر خرج زندان هم از ميان برداشته ميشود. زندانى کردن تنبيهى بيرحمانه و غير احسانى است که ثابت شده از هر لحاظ بدون نتيجه است.بر خلاف عقيده عمومى، دستهاى دزد نبايد قطع گردد. خدا را شکر ميکنيم براى مهربانى فراوانش و معجزه رياضى قرآنش که حالا متوجه شده ايم که دستهاى دزد بايد علامت گذارى شود. علامت گذاشتن دستهاى دزد در آيه ۵:۳۸ ذکر گرديده است. مجموع شماره سوره و آيه ميشود ۴۳=۳۸+۵ . در جاى ديگرى از قرآن که "دست بريده ميشود" در آيه ۱۲:۳۱ است. در اينجا است که مى بينيم زنها يوسف را بقدرى تحسين کردند که دستهاى خود را "بريدند". بديهى است که دستهايشان را قطع نکردند؛ هيچکس نميتواند اين کار را انجام دهد. مجموع شماره سوره و آيه ميشود ۴۳=۳۱+۱۲، يعنى همان مجموعى که در آيه ۵:۳۸ بدست آمد. اين تاييديه رياضى است مبنى بر اينکه قانون قرآن امر به علامت گذارى دست دزد ميکند، نه بريدن آن تأييديه رياضى ديگر : ۱۹ آيه بعد از ۱۲:۳۱ دوباره "بريدن دست" را مى بينيم. مجازات در اسلام بر پايه مساوات و فشارهاى اجتماعى است (۲:۱۷۸؛ ۵:۳۸؛ ۲۴:۲).در "حديت و سنت" کفر آميز آمده است که زنا کارى را که ازدواج کرده بوده، تا پاى مرگ سنگسار کنيد. اين قانون خدا نيست. همانطور که در آيه ۲۴:۲ ذکر گر ديه است، مجازات زناکارى، شلاق زدن در حضور عموم است؛ صد ضربه شلاق نمادى. همانطور که در بالا اشاره شده است، مجازات اساسى، فشار اجتماعى و رسوا کردن مجرم است. با شلاق زدن در ملاء عام، اين هدف عملى ميشود.در رابطه با قتل، قرآن بطور قطع محکوميت به مرگ را تشويق نميکند (۲:۱۷۹). "آزاد براى آزاد، برده براى برده، و مؤنث براى مؤنث" (۲:۱۷۸). بخاطر ستمگرى و بى عدالتى انسان، بسيارى از مردم حجتى نميتوانند تصور کنند که اين قانون قرآنى چه ميگويد. آنها اين دستور واضح را قبول نميکنند که مساوات بايد حتما ً اجرا گردد- اگر زنى مردى را بکشد يا مردى زنى را بکشد، يا برده اى شخص آزادى را بکشد، يا شخص آزادى برده اى را بکشد، قاتل محکوم به مرگ نيست. قرآن ترجيح ميدهد تا قاتل به خانواده مقتول، غرامت بدهد. کشتن قاتل نه مقتول را باز ميگرداند و نه خانواده مقتول از اعدام کردن قاتل چيزى نصيبشان ميشود. غرامت بايد باندازه اى کافى باشد که ديگران را از اين عمل باز دارد. در اسلام(تسليم) شخص مورد ظلم يا خانواده او قضاوت جنايت را بعهده دارند؛ آنها هستند که زير نظر کسى که قرآن را ميداند، تصميم ميگيرند مجازات چه باشد. ◄اثبات صحت قرآن بعلاوه انشاء رياضى خارق العاده قرآن، تعداد زيادى از حقايق قرآنى را مى يابيم که بوسيله علم جديد، ثابت شده يا بطور فرضيه وجود دارد. اين هم چند مثال از چنين اطلاعات علمى پيشرفته:۱. زمين تخم مرغى شکل است (۲۹:۵، ۷۹:۳۰)./۲. زمين ثابت و بدون حرکت نيست؛ مدام در حال حرکت است ۲۷:۸۸)./۳. خورشيد منبع نور است، در حالى که ماه نور را منعکس ميکند (۱۰:۵، ۲۵:۶۱، ۷۱:۱۶)./۴. هنگاميکه به آسمان صعود ميکنيم، مقدار اکسيژن کم ميشود (۶:۱۲۵) /۵. فرضيه "انفجار عظيم" تاييد شده است (۲۱:۳۰)./۶. فرضيه "گشترش جهان" تاييد شده است (۵۱:۴۷)./۷. جهان از توده گازى آغاز شد (۴۱:۱۱)./۸. تکامل يک واقعيت است؛ در هر گروهى، تکامل يک سلسله مراتب هدايت شده الهى است (۷:۱۱، ۱۵:۲۸ ۲۹-۱۵:۲۸، ۱۸:۳۷، ۲۱:۳۰، ۲۴:۴۵، ۹-۳۲:۷، ۱۴-۷۱:۱۳). ◄همه مؤمنان يک دين قابل قبول را تشکيل مى دهند همانزور که از آخرين پيغام آفريدگار انتظار ميرود، يکى از موضوعات برجسته قرآن دعوت همه مؤمنان به وحدت است، فرق گذاشتن بين رسولان خدا مکررا منع شده است. اگر موضوع پرستش يکى باشد، در ميان همه مؤمنان وحدت مطلق حکمفرما خواهد بود. اين عامل انسانى، يعنى تعصب نشان دادن نسبت به انسانهاى بى قدرتى مانند عيسى، محمد، و مقدسين و خود را وقف آنها کردن است که باعث جدايى، نفرت، و جنگهاى تلخى در ميان مؤمنان گمراه ميشود. مؤمنان هدايت شده خود را وقف تنها خدا ميکنند، و از ديدن مؤمنان ديگرى که خود را وقف تنها خدا کرده اند، خوشحال ميشوند، بدون در نظر گرفتن اسمى که آن مؤمنان دين خود را ميخوانند. مسلما، کسانى که ايمان دارند،کسانى که يهودى هستند، مسيحيان،و تازه کيشان؛ هر کسى که (۱) به خدا ايمان داشته باشد،(۲) به روز آخر ايمان داشته باشد، و (۳) پرهيزکار باشد،پاداش خود را از پروردگارشان دريافت خواهند داشت؛آنها نه از چيزى بترسند، و نه غمى خواهند داشت. (۵:۶۹، ۲:۶۲) |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||