|
یک مقدمه بیربط : حتما شنیدید که حضرت علی بخاطر شکایت یک نفراز ایشان به قاضی که از طرف خود حضرت به قضاوت منصوب شده بود به محکمه رفت و چون شاهدی نداشت ، محکوم هم شد! حالا این قضیه رو به با مملکت اسلامی عزیزمون مقایسه کنید! مثلا من به دادگاه برم و از رهبر به جرم دزدیدن خودکارم شکایت کنم (با عرض پوزش! چون فرض محال ، محال نیست)، فرض هم کنیم که چشم های منو در نیارن و نگن تو بیجا کردی خودکارداشتی یا با اون خود کار چی می خواستی بنویسی یا اونو از کجا خریده بودی یا چند تا خودکار دیگه داری و حتی اعترافات تکان دهنده هم ازم نگیرن و معلوم الحال و دگر اندیش و عضو گروه های برانداز و معارض و مفسد فی العرض و مرتد هم نشم و از آستین استکبار جهانی در نیام و مسئولیت آخرین بمب گذاری روهم به عهده نگیرم ، کدوم قاضی پیدا میشه که زهره قضاوت داشته باشه؟ من هم که غلط بکنم اگه بدون ترس و لکنت زبان تو اون دادگاه حرف بزنم! تبعات بعدی این جلسه برای من و قاضی چیه؟ راستی دادگاه ویژه روحانیت صلاحیت رسیدگی به این موضوع رو داره یا باید یه دادگاه ویژه سلسله جنبان ها درست بشه؟ می بینید چقدر واضحه که این حکومت شباهتی به حکومت علوی که ادعاش رو داره ، نداره! و حالا اصل مطلب : به نظر من وجود دادگاه ویژه روحانیت نه با منطق اسلام سازگاره ، نه با آرمان های انقلاب ، نه با اصول اولیه دموکراسی ، نه با حقوق بشر و نه با عدالت! شاید بگید همون طور که ما دادگاه ویژه نیروهای مسلح و دادگاه ویژه کارمندان دولت و .... داریم دادگاه ویژه روحانیت هم لازمه! این حرف غلطه ، چون وجود هر نوع دادگاهی در رابطه با نوع جرم تعریف میشه و نه با قدرت و عظمت و درجه خلوص و آبروی مجرم! چون مباحث جرم شناسی و حقوقیش تخصصی میشه ! مثلا یک نظامی که متهم به فروش اطلاعات نظامی یا سرقت اسلحه یا فرار از خدمت یا سرپیچی از دستور مافوق میشه ، نمی تونه تو دادگاهی حاضر بشه که قاضیش فقط از قوانین دزدی و مال مردم خوری و..... سر در میاره! چون اگه قاضیش روحانی باشه که اصلا سربازی نرفته واحتمالا فرق کلنگ و کلاش روهم نمی دونه ، روحانی هم نباشه از سلسله مراتب و پیچیدگی ها و حساسیت کار نظامی که نمی تونه سر در بیاره! حالا بگید تخصص ویژه دادگاه ویژه روحانیت تو چیه؟ مثلا در مورد اختلاف در تعداد جلد های بحارالانوار حکم صادر میکنه؟ یا شکایت یک مجتهد از مجتهد دیگر بخاطر سرقت استفتا های جدیدش یا در گیری فیزیکی دو طلبه سر یک بحث خیلی تخصصی یا شکایت مقلدان از یک مرجع بخاطر نفهمیدن روز اول ماه رمضان و عید فطر یا شکایت مردم ازیه پیش نمازبخاطر اشتباه در تعداد رکعت های نماز جماعت یا اختلاف بخاطر تفاوت مبلغ حساب شده از خمس مال مردم یا ... واضحه که اینا نیست و مورد پیونده هاش عموما دزدی و قتل و اختلاس وجعل اسناد و درگیری و ... است ، منتها مجرماش فارغ التحصیل حوزه اند! حالا یکی بگه در نظام جمهوری اسلامی یه روحانی چه برتری بر غیر روحانی داره که این تبعیض باید شامل حالش بشه؟ جز اینه که روحانیون تافته جدا بافته است ؟ جزاینه که مردم نباید در جریان تخلفات این قشر خاص قرار بگیرن؟ جز اینه که اونها طلبکار انقلابند و امتیاز ویژه حقشونه؟این تبعیض ها ادامه همون دسته بندی های اشرافی و غیر اشرافی منتها با یه عنوان دیگه نیست؟ آیا این تبعیض همون کاپیتولاسیون از نوع اسلامیزه نیست؟ |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||