|
1 كافيه كمي در جريان رويداد هاي ايران امروز باشيم تا براي آرامش خاطر و تجديد قوا نيازمند باز خواني تاريخ پر شكوه ايران باستان باشيم ، چون دلخوشي ديگري براي ما نمونده ! من نمي دونم دليل و منطق اونهايي كه دوست ندارند ديگه اسمي از كوروش و داريوش و سورنا و رستم و بابك و ... بشنوند چيه ؟ اما پسرفت ما در همه زمينه هاي علمي و اخلاقي و اجتماعي و ... نسبت به هزاران سال پيش بهترين دليله براي اينكه ما به گذشته خودمون بر گرديم ، ما هيچ برتري نسبت به نياكانمون نداريم .... بگذريم ، خبر ربوده شدن سربازان ايراني در مرز هاي شرقي رو شنيديد؟ مطلب زير پيام يكي از خوانندگان سايت دكتر كيهاني زاده درباره اين خبره كه بسيار تلخ و غم انگيزه ... افسوس 2 روزنامك / دكتر نوشيروان كيهاني زاده ( 18 دي ماه 84 ) تيتر روزنامه امريكايي و ... پيام هاي رسيده : لازم نيست محل سكونت مرا ذكر كنيد. بنويسيد كه يك مخاطب برون مرز اين تيتر را از يك روزنامه امريكايي جدا كرده و با يك پيام كوتاه (كه در زير آمده است) فرستاده است: "تيتر ارسالي به دولت خود ( امريكا ) هشدار ميدهد كه معارضه (نظامي) با ايران يك » خودكشي « است. در اين شرايط ، خبرگزاري ها با يك فهرست بلند بالا از اسلحه ، گزارش ميدهند 8 ، 9 نظامي ايراني در يك پاسگاه مرزي (با آن همه تجهيزات) ربوده شده اند. افسران ارتش هاي اروپا و امريكا كتاب " جنگها " تاليف " پروكوپيوس " مورخ قرن ششم بيزانس را خوانده اند كه از كتب درسي مدارس نظام آنان بوده و اين مورخ نوشته است كه "سرباز ايراني" اسير نمي شود ، باز نمي گردد ، مي ايستد و يا مي ميرد و يا پيروز مي شود. اين روش ، در طول 1100 سال قانون ارتش ايران بود. سربازان ما فرزندان همان نياكان هستند و انتظار نبود كه زنده دستگير مي شدند تا نظر " پروكوپيوس " ( مورخ زمان ژوستي نيان اول ) و تيتر بالا مورد ترديد قرار گيرد. آيا تاريخ نظامي غرور آفرين ايران به سربازان تدريس ميشود؟ آيا به آنان گوشزد ميشود كه فرزندان چه دلاوراني هستند؟ و ..." 3 مادر ! سلام ! ما همگي ناخلف شديم / در قحطسال عاطفه هامان تلف شديم مادر ! سلام ! طفل تو ديگر بزرگ شد / اما دريغ ! كودك ناز تو گرگ شد مادر ! اسير وحشت و جادو شديم ما / چشمي نماند و يكسره بدخو شديم ما مادر ! نقاب دفع شر از خوي ما ببند / تعويذ مهر بر سر بازوي ما ببند ... كوه از كمين و صيحه مردان عقيم ماند / اين بيشه هفت سال پياپي عقيم ماند اين بيشه هفت سال پياپي پدر نديد / گوساله هاي بت شده ديد و تبر نديد يكباره سرو هاي كهن ريشه كن شدند / مردان اين قبيله عاشق كفن شدند رخش غرور و تيغ و كمان را فروختيم / كام و زبان شعله فشان را فروختيم خوش قامتان به قد دو تا خو گرفته اند / مردان كج به بوي طلا خو گرفته اند سر گُم تمام همتشان يك بدن شده / از تك روي تمامتشان كرگدن شده در تيه مانده ايم و چهل سال شد تلف / چشم انتظار معجزه آب هاي كف ... اينك نشسته ايم سبك در كمين خويش / چشم انتظار سوختن آخرين خويش // شعر از سيد ابوطالب مظفري |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
چهل روز از آتش سوزي در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران گذشت . شما رو نمی دونم! اما من حتی با دیدن یک ورق کاغذ سوخته هم یاد کتاب سوزی های وحشتناک گذشته می افتم! حالا این حادثه که دیگه جای خود داره! در دوره ای که بدست آوردن و نگهداری و مطالعه اطلاعات و علم روز با کمترین هزینه و زمان امکان پذیره و چند ده جلد کتاب رو میشه در هارد ها و DVD ها وcd ها و ... با قابلیت دسترسی سریع و آسان نگهداری کرد ، باز هم از دست دادن کتاب های قدیمی 80 ساله غم انگیزه ! ... . تیتر و گزارش های روزنامه ها رو درباره این خبر اگه خونده باشید ، می بینید که با چه تاسف و حسرتی از این حادثه یاد کردن! اما کی می دونه که بزرگان و دانشمندان ما پس از کتاب سوزی های اسکندر و عرب ها و مغول ها و ... چی کشیدن؟ چقدر خون دل خوردن؟ چقدر ناله کردن؟ ... اصلا مگه میشه حالا رو با 2300 سال یا 1400 سال پیش مقایسه کرد؟ من و شمایی که انواع و اقسام دفتر و کتاب و جزوه و ... زیر دستمون ریخته ، مگه می تونیم ارزش کاغذ رو در هزاران سال پیش درک کنیم؟ من و شمایی که با یک گشت مختصر تو خونه هامون یک گونی از انواع مداد رنگی و خودکار و خود نویس و روان نویس و ... در مدل های ایرانی و چینی و عطری و لوکس و ... پیدا می کنیم ، از مشکلات و زحمت نوشتن با قلم و دوات ، چی می فهمیم؟ نوشتن و مطلب جمع کردن و ویرایش و ... با وجود کامپیوتر هم که دیگه نیازی به گفتن نداره ! اما در روزگارانی که پوست و کاغذ جزء چیز های گران قیمت بوده و تنها وسیله نوشتن قلم و دوات بوده و ویرایش و باز نویسی کتاب ها خیلی سخت و وقت گیر بوده ! و از بسیاری از کتاب ها تنها یک نسخه موجود بوده که با کوچکترین آسیب فیزیکی مثل سوختن و رطوبت و موریانه و ... به کلی نابود میشده ! ... واقعا نمی شه تصور کرد که بزرگان ما چه احساسی نسبت به کتاب هاشون داشتن ! این شعر زیبای سعدی گویای خیلی چیز هاست ، هر چند منظورش چیز دیگری بوده : تحریر دلپذیر تو آمد بدست من / بوسیدم و به دیده گریان نهادمش از بیم آنکه آب دو دیده بشویدش / از دیده بر گرفتم و بر جان نهادمش چه چشم هایی که از دود شمع و مشعل و ... تار شد و چه کمر هایی خم شد و چه عمر هایی صرف شد تا با هزار مشقت و سختی علم و فرهنگ این سرزمین کهن نوشته بشه و فراموش نشه ، اما چندین و چند بار در طول تاریخ ایران کتاب سوزی های گسترده ای در کنار همه جنایت های انسانی دیگر انجام شد ! ... کتاب های بی نظیر مذهبی و علمی و تاریخی هخامنشیان بدست اسکندر سوزانده شد ! سال ها بعد اشکانیان و ساسانیان به جمع آوری دوباره بخشی از هویت مکتوب از دست رفته ایران پرداختند و بخشی از اونها رو دوباره جمع آوری کردند ، اما عرب های وحشی فرهنگ سوز دوباره اونها آتش زدند ! ( کتاب های بی همتایی همچون خداینامه ساسانی که شرح زندگی و کار های پادشاهان ساسانی به همراه نقاشی هایی از چهره اونها بود به دستور عمر سوزانده شدند و یا در آب ریخته شدند !) ... و باز گرد آوری دوباره بخشی از میراث سوخته و دوباره سوزانده شدن توسط مغول ها و افغان ها و .... مسلما در این چرخه غم انگیز آنچه روز بروز کمرنگ تر شده ، علوم و تمدن ایران باستان بوده ! غم انگیز تر اینه که بعضی از سر غفلت یا غرض ورزی بی توجه به این کتاب سوزی ها ، ایران باستان رو فاقد میراث مکتوب در خور توجه می دونند و چنین القا می کنند که نیاکان ما ذره ای ارزش برای علم و فرهنگ و تاریخ نگاری و ... قائل نبوده اند ! اصلا هم به خودشون زحمت فکر کردن به این موضوع رو نمیدن که نیاکان ما چطور قلمرو پهناور ایران باستان رو ، با آزادی های مذهبی و اجتماعی گسترده ، درچند صد سال به بهترین نحوه ممکن اداره کردند؟ چطور بنا های عظیمی که بقایای اونها در ایران و مصر و عراق و ... هنوز هم پیداست ساختند؟ نهایت سادگیه اگه خیال کنیم تخت جمشید و ... رو مصری ها و یونانی ها و ... ساختند و نیاکان ما فقط دستور ساخت بنا ها را می دادن ، درسته که کارگران و صنعت گران زیادی از همه دنیای باستان در ساخت بناها و شهر های ایران مشارکت داشتند ، اما طراحی و تفکری که در ساخت اکثر اونها رعایت شده ایرانیه ! خیلی از نماد های استفاده شده در تخت جمشید بر اساس فرهنگ و آیین ایران باستان طراحی و ساخته شده ( واقعا باعث غرور و سر افرازیه که با وجود ادعای خیلی ها تخت جمشید مثل آثار باستانی مصر با زور و بیگاری کشیدن از بردگان ساخته نشده ! چون با کشف لوح های گلی کوچکی که زیر ثم و لگد یویانیان و عرب ها و مغول ها دوام آوردند و بدست ما رسیدند ثابت شد که تمامی کارگران و هنرمندان در تخت جمشید زیر نظر سر کارگران و مهندسان دارای حقوق و پاداش های مشخص بوده اند ! ) ... بگذریم ، ... عمق فاجعه نسل کشی ها و کتاب سوزی ها در ایران به قدری بوده که مثلا ایرانیان چند صد سال پس از حمله وحشیانه اعراب ، حتی نام هخامنشیان و کوروش و داریوش رو هم نشنیده بودند ! فرهنگ و تاریخ و تمدن ما چنان نابود شده بود که ویرانه های پارسه رو به پادشاهی افسانه ای جمشید و ... نسبت می دادند و اون رو تخت جمشید می نامیدند ! چقدر اسفناکه که فردوسی بزرگ که عمر خودش رو صرف تحقیق و نگارش تاریخ ایران باستان کرده بود نامی از هخامنشیان و کوروش و ... در شاهنامه نبرده ( چون جنایت ها بسیار فجیع و ویرانگر بودن ... ) و خودش در شاهنامه می گه از اشکانیان فقط نام اونها شنیده : کنون ای سراینده فرتوت مرد / سوی گاه " اشکانیان " باز گرد ... از ایشان بجز نام نشنیده ام / نه در نامه خسروان دیده ام این خیلی غم انگیزه كه ما بزرگان خودمون رو از طريق بيگانگان مي شناسيم ، آيا مي دونيد كه هنوز صد سال نشده كه ما كوروش رو مي شناسيم ؟ ... |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
چند وقت پیش با یکی از دوستام درباره مطلب ميراث ما : نابودي در خانه يا غارت بيگانه ؟ بحث می کردیم ، دوستم می گفت : از بس که منفی باف شدی ، همه چی رو به چشم بد می بینی ! اگه مهران مدیری و غفوریان و ... اسم کوروش و هوخشتره و فرهاد و خشایار و ... رو روی شخصیت های طنز میذارن ، می خوان این اسم ها تو دهن مردم بیفته و فراموش نشه و کلی دلیل دیگه ... ... خلاصه من قانع شدم ! اما چند شب پیش سریالی از شبکه سه پخش شد که درباره قرص های اکس بود ، سریالی فوق حرفه ای و قوی که همه رو پای تلویزیون میخ کوب می کرد ! البته برای خنده به بازی های درخشان و هوش سرشار بسیجی های مخلص فیلم که می خواستن سرکرده باند پخش قرص های اکس رو شناسایی کنند ! اما زیاد طول نکشید که خنده های من تموم شد ... اسم سر کرده باند می دونید چی بود ؟ کوروش گرگه ! حالا من منفی بافم؟ اسم کوروش در رسانه ملی سال های سال برده نشه و یک بار هم که برده میشه اینطور ؟ همه می دونند که در نامگذاری شخصیت های فیلم ها ( حداقل در سریال های سیما ) ، معانی اسم و فامیل افراد متناسب با خوبی و بدی شخصیت قصه لحاظ میشه ! آدم های خوب فیلم ها ، قندی و رستگاری و حق دوست و ... با نام های حبیب و رسول و ... و آدم های بد با نام های چنگیز و جبار و هوشنگ و خسرو و .... این از زنده نگهداشتن یاد کوروش ! آرامگاه 2500 ساله او هم که زیر سم و لگد یویانیان و اعراب و ترک ها و مغول ها و افغان ها و ... دوام آورده ، بخاطر یک سد خاکی که معلوم نیست 50 سال عمر میکنه یا نه ، باید نابود بشه ! واقها شبیخون فرهنگی اینه ! تخریب بنا ها و آثار باستانی / انفعال در قبال سرقت یافته های جدید باستانی به خارج از کشور / سکوت در قبال ثبت میراث معنوی ایران به نام کشور های دیگر / تخریب نام بزرگان ایران / و .... غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت / این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل من است گرفتار در غمان ؟ / یا خود درین زمانه دل شادمان کم است // سعدی |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
نخستين قدم در راه اعتلاي ايران شناخت بزرگاني چون كوروش و داريوش است . من گمان نمي كنم كه كوروش نژاد خود را نژاد برتر دنيا دانسته باشد، چرا كه اين حرف با منش و رفتاري كه از او سراغ داريم سازگار نيست! مگر مي شود كسي كه خود را برتر مي داند ، آن هم در 25 قرن پيش آن رفتار را با ملل مغلوب داشته باشد؟ اين تصور ظلم به كوروش است! بياييد براي اعتلاي ايران قدم هاي كوچكتر اما كار سازتري برداريم! بياييد رفتار و منش كوروش و بزرگان ديگر اين سرزمين را درك كنيم و به ديگران هم بياموزيم! دوست عزيز! شناختن آمريكا يا هر كشور ديگري از روي اخباري كه صدا و سيماي كثيف ما دستچين مي كند يا ماهواره يا فيلم هاي هاليوودي كه هر روز به دستمان مي رسد همان قدر اشتباه است كه يك نفر با ديدن يك فيلم سينمايي ايراني تصور كند كه ايران را شناخته است! چرا كه واقعيت هر جامعه اي به فيلم در نمي آيد ، چون جذابيتي ندارد! ... اما حداقل برتري يك آمريكايي بر ما اين است كه هنرمند آمريكايي شديدترين انتقاد ها را به بالاترين مقام سياسي كشورش وارد مي كند و جايزه اسكار هم مي گيرد و معتاد و نفوذي و مرتد و خود فروخته و دگر انديش و معارض و بر انداز هم شناخته نمي شود! اما كدام هنرمند ايراني جرات حتي اظهار نظر در مورد بالاترين فرد كشور را دارد؟ / زن و دختر آزار ديده آمريكايي به دادگاه شكايت مي برند و غرامت مي گيرند و ... اما كدام زن و دختر ايراني آزار ديده جرات رفتن به پاسگاه و دادگاه را دارد كه خود در خطر تجاور از طرف پليس نيست و كدام زن و دختر آزار ديده ايراني با آغوش باز خانواده خود روبرو مي شود و كدام زن و دختر آزار ديده ايراني از زير سايه سنگين تهمت ها و پچ پچ ها و نگاه ها ، سر بلند بيرون مي آيد؟ .... پس بي ناموسي از ماست! / و .... نكته غم انگيز اينجاست كه ما ملت برتر جهان ( البته به قول شما) هزاران سال نوري از فرهنگ پر شكوه خود جدا افتاده ايم! ما روزگاري ملت برتر جهان بوديم كه خود را برتر از ديگران نمي دانستيم! روزگاري فخر جهان بوديم كه فخر نمي فروختيم! اما امروز چه؟ جامعه امروز ما چه شباهتي به ايران باستان دارد؟ چه كسي دروغ نمي گويد؟ چه كسي آزادي بيان و مذهب دارد؟ كدام زن و دختري با خيال آسوده جرات قدم زدن در شهر دارد؟ كدام مظلومي جرات حق خواهي دارد؟ .... اينها به كنار ، كدام دولتي غير از دولت ايران مي شناسيد كه به فكر منافع خود و مردمش نيست؟ بي شك در هزينه هاي ميلياردي اسرائيل و آمريكا براي تخريب ايران و كشور هاي ديگر ، ذره اي منعفت براي مردم و آينده اسرائيل و آمريكا لحاظ شده است! اما ما چه؟ بگذريم ، به قول زنده ياد هميشه اين سرزمين سعدي :" خواجه در بند نقش ايوان است / خانه از پايبست ويران است" ، جواب منطقي تر به شما در آينده نزديك! / اين شعر بي ربط ، اما به واقع تفكر بر انگيز هم تقديم رئيس جمهور محترم! حرف آباد! گفت راوي:/ ميز گردي از براي شش هزار و سيصد و شصتاد و پنجم بار/ شد براي حل و فصل مشكلات مردمان، تشكيل/مردمان در انتظار گفته اي، حرفي ز مسئولان/ تا كه با گفتار خود بيخ گراني را بر اندازند/ و فلك را سقف بشكافند و طرحي نو دراندازند / آن يكي با لحن خوش حالت برانگيزي ندا در داد:/ « آي... مردم ! شادمان باشيد! آمد آن روزي كه در عهد عتيق باستاني ! وعده تان دادند/ آنك اين ما! خيل ارزاني گراياني كه مي گفتند خواهند آمد از آنسوي حرف آباد ! » / گفت راوي: يك تن از مشكل گشايان قصد صحبت كرد/ قبل هر كاري به آمريكا و اسرائيل لعنت كرد/ بعد گفت: « اي دوستان فرياد!/ مي كند كمبود در اين مملكت بيداد/ نيمي از مستضعفان ويلايشان بي آب و بي برق است!/ من به چشم خويش، در اطراف شمران/ ديده ام مستضعفاني را كه دل شان سخت پر درد است/ رنگ كاديلاكشان زرد است! »/ بعد از آن فرمود با فرياد:/ « اي دو صد نفرين بر اين نرخ و بر اين توزيع وارون باد! »/ و وزيران دگر گفتند: « ايدون باد ! »/ آن يكي ديگر ندا در داد: « آري راست مي گويد ليكن اكنون وقت تغييرات بنيادي است!/ في المثل دختر عموي دايي همسايه داماد شوهر خاله عم عيال بنده بيكار است/ دست اين بيچاره را آخر به جايي بند بايد كرد/ فكر بكري چند بايد كرد! »/ وانگه از دل بركشيد آهي و با چشمان گريان گفت:/ « سعي ما، در جذب نيرو بيش از اين بادا! »/ جمله گفتند : « اينچنين بادا! »/ گفت راوي: همچنان گفتند!/ بعد از آن پچ پچ كنان، آهسته با هم مشورت كردند/ مردمان در انتظار گفته اي، حرفي، نفس در سينه ها محبوس/ عاقبت، شد حاصل اين ميز گرد اعلام: /« آنك اي مردم!/ ما از آنجايي كه مي دانيم مردم سخت محرومند و محتاجند،/ و از آنجايي كه دولت « قيم » و باباي كشورهاي محروم جهان هم هست،/ و از آنجايي كه ملتهاي بي باباي آفريقا، سياه و با نمك هستند/ اعتبارات رفاهي شما، صرف رفاه مردم آن خطه خواهد شد»/ مردمان از خنده بر اين رأي ترسيدند/ آنقدر گشتند تا يك گوشه، راوي را مچل ديدند/ بي مروتها به ايشان، سخت خنديدند./ (شعر از :ابوالفضل زرويي نصرآباد) |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
در دوره اي كه آثار تاريخي كشور يا بدست خود ما نابود ميشه يا بدست قاچاقچيان به خارج از كشور فرستاده ميشه! و دولت اگر يكي از بزرگترين نابود كنندگان ميراث فرهنگي كشور نباشه، بي شك نابود كننده يكي از بزرگترين آثار باستاني كشور يعني پاسارگاده! و بحث و جدل هاي چند صد ساله ما پيرامون جايگاه دين و مذهب و ملي گرايي و وطن دوستي و باستان گرايي و ... تا قيامت تموم شدني نيست! و هنوز دعوا داريم كه كوروش و داريوش شايسته احترام و نكو داشت هستند يا نه! و هزار مصيبت ديگه .... بياييد در تلاش براي حفظ و ثبت و شناساندن ميراث شكوهمند ايران از فراگير ترين و كم خطر ترين و كم هزينه ترين راه ممكن يعني اينترنت با اين همه هاست و وبلاگ و فضا و خدمات رايگان و ... و دوربين هاي ديجيتال كه هر روز فراگير تر ميشن استفاده كنيم و عكس هايي بزرگ و زيبا و با كيفيت از مناظر و آثار باستاني ايران به همه دوستداران فرهنگ و تمدن ايران در سراسر جهان هديه كنيم. چرا عكس؟ جواب ساده است: 1 كافيه درباره هر يك از آثار باستاني ايران (حتي معروف ترين ها) سرچ عكس بزنيد و با انبوهي از عكس هاي كوچيك رنگ و رو رفته بي كيفيت كه به ندرت رزوليشني بيشتر 640 در 480 دارن (عكس هاي 2 يا 3 مگاپيكسلي پيشكش) و معمولا با بزرگي هر چه تمامتر شجره نامه عكاس و سايت روشون حك شده برخورد كنيد! سراغ سايت هاي فرهنگي و تاريخي هم كه ميريد ، وضع اسفناك تره! عكس هاي سايت ميراث فرهنگي رو ديديد؟ ... سايت هاي خارجي رو چي؟ سرچ عكس از بناهاي معروف دنيا زديد تا ببينيد چه خبره؟ ... ، فرض كنيد يه نفر ايراني يا غربي (فرقي نمي كنه) كه اسمي از منشور كوروش شنيده ، مياد و تو اينترنت دنبال عكس هايي از كوروش و آرامگاه و منشورش ميگرده ! فكر مي كنيد چي گيرش مياد؟ مي تونيد امتحان كنيد! تا عمق فاجعه رو درك كنيد! يا اين عكس زيباترين عكسه از آرامگاه داريوش بزرگ در نقش رستم! يا اين عكس هنرمندانه ترين عكسيه كه من از آرامگاه كوروش ديدم با نام غم انگيز " باغ هايم كو ؟ " 2 عكس هاي بزرگ و جذاب و با كيفيت از ايران و آثار تاريخي اون در اينترنت خيلي كمه و يا لااقل تو اون سايت هايي كه بايد باشه نيست و همون عكس هاي كوچيكي هم كه هست بعضا مشكل نامگذاري دارن مثل عكس هاي زيباي نقش رستم در سايت ايران پيكس كه به صورت Nakhsh-e Rostam نوشته شده كه من نمي دونم در نتيجه سرچ ها چقدر اثر ميذاره 3 يك عكس خوب گوياي حقايق زياديه كه هيچ مقاله و كتابي توانايي رد كردن اونها رو نداره 4 عكس فراگيره و نيازي به توضيح و ترجمه و فونت و ... نداره و هر كسي از هر كجاي دنيا كه باشه با ديدن چند تا عكس خيلي چيز ها دستگيرش ميشه 5 خوندن يك متن هر چقدر هم جالب نوشته شده باشه ، از حوصله خيلي ها خارجه ، اما يك عكس خوب همه رو جذب ميكنه 6 معمولا بهترين و بزرگترين عكس ها از بي كيفيت ترين فيلم ها كم حجم تر هستند و نقل و انتقالشون راحت تره 7 چه تضميني داريد كه اثري رو كه امروز به ديدنش رفتيد، سال ديگه كه هيچ ! ماه ديگه هم ببينيد؟ اصلا چند تا بناي تاريخي تو شهر و ده و محله تون مي شناختيد كه ديگه وجود نداره و عكسي هم ازش موجود نيست! و ... |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
●● درد دل چند وقت پيش داشتم به اين فكر مي كردم كه چرا ايران در قبال سرقت ميراث معنوي خود بدست كشور هاي همسايه سكوت كرده و هيچ كاري نمي كنه ... در جريان هستيد كه دنيا ديگه زرتشت و نظامي و صفي الدين ارموي و ابن سينا و مولانا و بيروني و ... رو ايراني نمي دونه ! چون ديگر كشور ها آنقدر سمينار و همايش و يادبود براي بزرگان ما گرفتن كه جوامع بين المللي مثل يونسكو پذيرفتند كه بزرگان ما متعلق به ديگرانند ! موضع ايران هم واضحه : سياست حماقت و سكوت! وقتي كشور همسايه ما براي هويت بخشي به خودش و كسب آبرو از هيچ كاري دريغ نمي كنه و حتي واحد پول خود را با صرف هزينه هاي گزاف به "نظامي" تغيير ميده! مسلمه كه حقش هم هست كه نظامي رو مال خودش بدونه! اما ما چي؟ سمينار و همايش و خرج كردن پيش كش! حتي اسم بزرگان ما هم برده نمي شه؟ مگه چند روز پيش يادروز جهاني كوروش نبود؟ يا چند سال پيش مگه سال جهاني گراميداشت زرتشت اعلام نشد؟ در ايران چه اتفاقي افتاد؟ صدا و سيما و روزنامه ها و ... چه كار كردن؟ اصلا كار هم پيش كش ! از اينهمه ميدون و خيابون و مدرسه و بيمارستان و بنياد و ... اسم كدومش كوروش و داريوش و زرتشت و رستم و كيسيا و آتوسا و هزار بزرگ ديگر اين سر زمينه؟ چي ميشه اگه اسم يه مهد كودك ! كوروش باشه؟ يا اسم يه مدرسه سورنا باشه؟ كدوم گوشه نظام به خطر مي افته؟ اسم و رسم كي كمرنگ ميشه؟ كي از اسلام ناب محمدي منحرف ميشه؟ مگه اسم بزرگ ترين خيابون و بزرگ ترين ميدون و دانشگاه و ... در همه شهر ها امام خميني نشد؟ دست همه درد نكنه ، اما اسم كوچكترين خيابون تو يك شهر بشه انوشيروان! يا اين هم پيش كش ، لااقل اسم كوروش و خشايار و هژير و هوخشتره روي دلقك هاي طنز هاي شبانه سيما گذاشته نشه! ●● نكته رئيس سازمان ميراث فرهنگي در ايران با اولويت حزبي و سياسي انتخاب ميشه ( مثل مرعشي و مشاعي ) و شناخت و درك بالا تاريخ ايران و ارزش ميراث باقيمانده از گذشته براي انتخاب رئيس اين سازمان ذره اي در نظر گرفته نمي شه ( حتي از طرف مدعي تمدن شناسي : خاتمي!) و بودجه اين سازمان رو ته مانده ريخت و پاش هاي دستگاه هاي ديگه تعيين مي كنه و همون بودجه نا چيز هم به هدر ميره! (يادتون مياد چند تا بناي تاريخي كه با رقم هاي چند ميليوني باز سازي و احيا ميشد! ، به خاطر نبود بودجه نابود شد و مرعشي دنبال خريد ساختمان 15 ميلياردي براي تشكيلات خودش بود !) ●● افسوس هيچ فكر كرديد اگه از بناهاي برجسته تاريخي ايران ، تخت جمشيد يا آرامگاه كوروش يا ... تو يه كشور ديگه بود چي ميشد؟ مثلا آرامگاه كوروش تو تركيه بود! مسلما تا شعاع چند صد كيلو متري آرامگاه رو آباد مي كردن، ده ها هتل و آژانس و فرودگاه و .... در نزديكي اون مي ساختن و هزاران تور مسافرتي و همايش و جشنواره و كنسرت و ... به افتخارش برگزار مي كردن و هم آبرو براي خودشون كسب مي كردن و هم ميليون ها دلار در آمد! منشورش رو هم به رخ همه مي كشيدن و به دنيا فخر مي فروختن! ...
اما ما چي؟ به تماشاي ويراني آرامگاه او و پاسارگاد بسنده نكرديم و خودمون مي خواهيم نابودش كنيم ... وقتي رئيس جمهور ما وجود اينو نداره كه تو سخنراني سازمان مللش اسم كوروش رو ببره و از منشور اون صحبت كنه و يه ذره كياست و سياست بخرج بده و فرق تريبون سازمان ملل رو با تريبون هاي ضد استكباري تكبيري خودمون بدونه و از موضع الفت و صلح و دوستي حرف بزنه و از جو مثبتي كه بخاطر قضيه گفتگوي تمدن ها و نمايشگاه "ايران ، شكوه گذشته ها" در لندن و ... نسبت به ايران باستان (نه معاصر) بوجود اومده به نفع مملكت بهره برداري كنه و دنيا رو از ايران نترسونه و بگه از همون جايي مياد كه كوروش اومده بود! (هر چند كه اونوقت آبروي كوروش به خطر مي افتاد) ، از وزير و معاونش چه توقعي كه فرهنگ و تمدن سرشون بشه؟ ●● چند خبر از انبوه خبر هايي كه هر روز مي شنويم ● «آياپير» بزرگترين موزه صخره اى جهان در خطر نابودي ● چند تيتر از اخبار سرويس ميراث فرهنگي ايسنا - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك پاسارگاد كي ميرسد؟ كار حفاظتي بلندمدت در پاسارگاد انجام نشده است سنگهاي تاريخي پراكنده در مجموعه به حفاظت نياز دارد - انجمنها در زمينهي جلوگيري از تخريب بيشتر در تخت جمشيد (پارسه) ضعيف عمل ميكنند. - شش بناي تاريخي مهم تربت جام در خطر تخريب جدي قرار گرفتهاند - مخزن آب حياتبخش تهرانپارس ذرهذره آب ميشود! تخريب تدريجي سياست جديد است؟ - معبد "برد نشانده" مسجدسليمان؛ ويرانهاي با 80 درصد تخريب! - ارك بهتر است يا اثر تاريخي؟ سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، همدست شهرداري در تخريب اثر باستاني؟! - شهرداري حميديه آثار باستاني ثبتشده در فهرست آثار ملي كوشك حميديه را تخريب كرده است - با دريافت مبلغهاي كلان، «شهرداري شيراز بنايي تاريخي را تخريب و به حريم اثري ثبت شده تجاوز كرد» - از ايذه خبر رسيد؛ تخريب ”تاق طويله “ همچنان ادامه دارد - در اثر بيتوجهي و نبود رسيدگي، قلعهي تاريخي ”سلاسل“ شوشتر در آستانهي تخريب قرار گرفته است - به علت نبود اعتبار براي مرمت، ميل خسروگرد سبزوار در حال تخريب است - حمله به چنگيز و نوادگانش؟! شهرداري تنها شهر بازماندهي ايلخاني با فضاهاي كالبدي را تخريب كرد - آرامگاه ابوسعيد ابيالخير و چهار اثر تاريخي ملي ديگر تربت حيدريه در معرض تخريب است - شهردار منطقه 1 تبريز: خانه قديمي و تاريخي پروين اعتصامي در حال تخريب است - ارگ 700 ساله عليشاه تبريز همچنان در معرض تخريب است - بلدوزرهاي راه آهن محوطهي تاريخي چهلماه را نابود كردند - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك آثار باستاني شهر گور كي ميرسد؟ ● بخشي از ميراث غارت شده ايران ( منبع : سيروس نيوز ) - به غير از منشور کورُوش و آثار مربوط به تخت جمشيد و شوش و ... ، آثار کليدی ديگری چون مجموعه کم نظير جيحون [شامل غلاف خنجر، لوحه هايی با نقش افراد و وسايل متعدد که از طلا ساخته شده] ، «سنگ نبشته قانون حمورابی » ، مجموعه های نفيس ايرانی در ايتاليا ، آثار [ايرانیِ] معماری لوور، مجموعه مکتوب و مينياتورهای ايرانی در آمريکا ، ... و تابلوهای نقاشی ميهنمان در « ارميتاژ » در شهر سنت پترزبورگ به سر می بَرند . - در موزه هنرهای دستی اتريش ، قالی «شکارگاه» شاه عباسی موجود است که برخی از کارشناسان ، نفيس ترين قالی جهان دانسته اند . ●● يك پرسش غم انگيز ميراث ما در خانه نابود شود بهتر است يا به دست بيگانه غارت شود و ماندگار بماند؟ |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
از لاريجاني بازنده بزرگ انتخابات نمايشي كه هم آبروي خودش رو برد و هم چند ميليارد پول بي زبوني كه معلوم نيست از كجا اومد رو حروم كرد !از كسي كه با يك ميليون راي در بين هشت نفر از آخر دوم شد وهنوزدست از لبخند هاي حماقت بارش بر نداشت و در اوج تبلور جمهوري اسلامي از نوع ديكتاتوري صاحب پست كليدي و حساس ديگري شد! از كسي كه در دوره سلطنت ده ساله خود در صدا و سيما از كوچكترين خطاي مخالفان سياسيش نگذشت و پرده دري هاي زيادي كرد و لحظه اي از تحقير و سانسور خبري آنها دست بر نداشت و عقده هاي سياه و پوسيده همفكران عرب زده خود را بزور هزار ميزگرد و سريال و خبر و ... بخورد مردم داد ! از دروغگوي بزرگي كه در اولين روزهاي حكومتش در صدا وسيما در ويژه برنامه روز جهاني كودك دليل ممنوع بودن نمايش سازو كنسرت هاي اصيل ايراني در صدا و سيما را خواست اكثر نوازندگان و خوانندگان بخاطر غرق شدن در خلسه موسيقي ودگرگون شدن چهره! عنوان كرد و ده سال تمام - در نهايت بي شرمي و سبك مغزي بجاي نمايش سازهاي گرانقدري كه از معدود بازماندگان هنر و آيين اين سرزمين از غارت عربها و مغول ها هستند – از نمايش سر و صورت!! نوازنده ها!(در مناسبت ها) و گل و درخت(در ميان برنامه ها و قطعي و دير رسيدن برنامه ها) دريغ نكرد ! و ... انتظاري جز اين نيست كه گذشته شكوهمند ايران را دوران جاهليت بدونه! بالاخره داماد همون مطهريه كه در روز سیزدهم فروردین ماه ۱۳۴۹ گفته : « ... بخدا ننگ این مردم است که روز سیزده و این ایام را بعنوان جشن سیزده بدر بیرون میرن !! ننگ باشه بر اینها که بعنوان پرورش افکار این ها را به مردم نمی گویند !! و شما احمقها هم این حرکات را هر سال انجام می دهید !! بلکه آنها شما بدبختهای احمق ؟؟!! را تمجید می کنند تشویق می کنند !! اینها از اسلام نیست !! اینها ضد اسلام است !!!... نیاکان ما در گذشته جشن می کردن ؛ پس ما هم باید چنین کنیم !!! چهار شنبه آخر سال می شود ؛ بسیاری از خانواده ها که باید بگویم خانواده احمقها ؟؟!! آتش روشن می کنند و هیزمی روشن می کنند و آدمهای سر و مر و گنده با آن هیکلهای نمی دانم چنین و چنین از روی آتش می پرن که ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من !!! این چقدر حماقت است ؟؟ !! خب چرا چنین می کنید ؟؟ می گویند پدران ما چنین می کردند ما نیز چنین می کنیم !! اگر پدران شما چنین می کردند و شما می بینید که آن کار احمقانه است و دلیل خریت !!! پدران شما است !!! رویش را بپوشید ! چرا این سند حماقت را سال به سال تجدید می کنید ؛ این یک سند حماقت است که شما هی می کوشید که این سند حماقت را زنده نگهدارید و بگویید ماییم که چنین پدران خری داشته ایم !!! . » . وقتي اين سخنان گهر بار رو علامه! مرتضي مطهري- حاصل عمر امام- گفته، از لاريجاني و ديگران چه انتظاري ميشه داشت؟ من نمي دونم گناه اين مملكت چيه كه قبل از اسلام مردمش متمدن و يكتا پرست بودن؟ آيا اسلام اينقدر خوار و سخيفه كه براي بالا بردن ارج و قربش به شيوه دوستي خاله خرسه بايد همه دنيا رو مثل عربها بي شعور و نفهم و وحشي و كتاب سوز و دانشمند كش جلوه داد؟ آيا اداره ايران پهناور قبل از اسلام با اون تنوع قومي و اون سطح از آزادي هاي اجتماعي و مذهبي، اونهم در مدت بيش از 800 سال در دو سلسله اشكاني و ساساني مثل اداره جمهوري اسلامي امروز بوده كه با سبك مغزي و دروغ و ترور و خيانت پيش بره ؟ سقوط ايران از جايگاه اول دنيا در دوره هخامنشي به صد و .... در حال حاضر نشونه چيه؟ بود و نبود ما در معادلات سياسي امروز چه تاثيري داره؟ جاهليت ما از دوره كوروش و داريوش و مهرداد و شاپور بيشتر نشده ؟ اگه مردم ايران باستان جاهل بودن ابهت و اقتدار اين كشور از كجا مي اومده؟ چطور مقابل قطب ديگر دنياي باستان – رومي ها- مقاومت ميكردن؟.... پس لااقل سردمداران ايران باستان جاهل نبودن ، اما حالا چي ؟ مردم از جاهليت در اومدن و سردمداران جاهل تر شدن؟ چند نمونه ازمظاهر جاهليت با منطق لاريجاني در ايران باستان : ◄زنان در ايران باستان : کریستن سن؛ خاورشناس بزرگ دانمارکی می گويد: « رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود. در مورد آزادی در ازدواج هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست. زرتشت به دختر کوچکش پروچیستا می فرماید: « پروچیستا من جاماسب را که مرد دانشمندی است( وزیر گشتاسب و ستاره شناس ) برای همسری تو برگزیدم؛ تو با خرد نیک خود مشورت کن و ببین که آیا او را سزاوار همسری خود می دانی یا نه؟ آنگونه که از نبشته های دیوانی برجای مانده از پارس شهر برمی آید. زنان در کنار مردان در بیشترکارها شرکت داشتند و گاه برای نمونه در کارگاه های دوزندگی مردان زیردست زنان جای داشتند. حقوق مردان و زنان در برابر کار یکسان ، یکی بود. البته شغل های دیوانی به زنان داده نمی شد چراکه گاه مستلزم، سفر و دوری از خانواده بوده است. به زنان کارهایی داده می شد که زن بتواند در کنار کار، به وظایف خانوادگی خود برسد. به هنگام بارداری زنان مرخصی داشته اند که به طبع حقوق آنها کم می شد. تنها تفاوتی که وجود دارد این است که آشکار شده است که شاه از نوزاد پسر بیشتر خشنود می شد، چراکه اضافه حقوق برای نوزاد پسر دوبرابر دختر است. ◄اخلاق ايرانيان باستان : هرودوت مورخ يواناني كه در سده پنجم قبل از ميلاد مي زيسته و با چند تن از شاهان هخامنشي همزمان بوده است. دراين زمينه چنين مي نويسد:«ايرانيان به فرزندان خود از پنج سالگي تا بيست سالگي آداب نيكوي زرتشتي و بويژه سواري تيراندازي و راستگويي مي آموختند. آنها دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند. و براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خودداري مي كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود. آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند. در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند. ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و گرما،بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه راني عادت مي دادند و بزرگترين صفات آنان مردانگي، رشادت و دلاوري بود.از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن همسايه بود، به كساني كه در راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند، پاداش هاي بزرگ مي دادند. از رشوه گيري ، دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري مي كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر مي شد. ◄آرتميس Artemis نخستين زن دريانورد ايراني است كه در حدود 2480 سال پيش، فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانويي ميباشد كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است. در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس يكي از فرمانروايان سرزمين كاريه (يكي از بخشهاي سوريه كنوني) با 5 فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت، به نيروي دريايي ايران پيوست. در اين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 800 هزار پياده و 80 هزار سوار تشكيل ميداد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 كشتي جنگي و 3 هزار كشتي حمل ونقل بود. آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت، شركت داشت و دلاوريهاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و دشمن روبرو شد. او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، با دليري و بيباكي كممانند بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات داد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشاه رسيد. ◄دانشمندان ايران قبل از حمله اعراب و دوره اسلامی (البته فقط آنهايي كه نامشان به ما رسيده است): اسکیلاس- دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات/ ستاسپ- دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف/ بوبراندا-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس/ آرتاخه-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس/ استانس- دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس/ برازه- دوره ساسانی (زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد/ برانوش- دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر/ فرغان- دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا/ جهن برزین- دوره ساسانی - سازنده تخت (تاقدیس) شیده- دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق ◄لوح حقوق بشر كوروش بزرگ : کوروش بنيانگذار سلسله هخامنشي در گل نبشته اي فتح تمدن بابل را به دست خود چگونه بيان مي کند:"اينک من کوروش فرمانرواي پارس بدون جنگ وارد بابل شدم .فقر مردمانش را بهبود بخشيدم .ويراني هايشان را آباد کردم .فرمان دادم هيچ خانه اي ويران نشود و هيچ فردي از مسکن خود محروم نگردد من کوروش شاه صلح را براي تمامي مردمان و براي آسايش آنان تضمين کردم ...". ◄اعدام نماينده سياسي ايران به جرم نشستن پايين دست ژنرال رومي : 24 اكتبرسال 91 پيش از ميلاد « ارو رو باز » نماينده ايران در مذاكرات با امپراتوري روم كه در دادگاه به اعدام محكوم شده بود در ميدان بزرگ شهر تيسفون ( مدائن ) در ملا عام اعدام شد . وي از بزرگان شهر صد دروازه ( دامغان ) بود و زبان لاتين مي دانست . جرم او نشستن بر صندلي پايين تر از صندلي « سولا » ژنرال رومي در جلسه مذاكره بود . مهرداد دوم شاه وقت از دودمان اشكاني اين عمل « ارو رو باز » را بزرگ كردن رومي ها و به تعرض تشويق كردنشان تلقي كرد و دستور محاكمه او را در دادگاهي كه از پنج قاضي آن سه تن از دامغان ــ همشهريان او ــ بودند صادر و اين دادگاه او را مقصر شناخت .مهرداد دستور داد كه سفير دائمي روم در تيسفون به مراسم اعدام دعوت شود تا اثر عمل « ارو رو باز » در ذهن روميان خنثي گردد . ◄وصـيت نامه داريوش بزرگ : اينــــــک که من از دنيا ميروم بيست و پنج کشور جزو امپراطوری ايران است و در تمام اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران دارای احترام مي باشند.جـــــــانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه نگهداری اين کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد. .... ده ســـــــال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساخت اين انبارها را که با سنگ ساخته ميشود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه ميشوند حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهي تا اينکه همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامين کسر خواربار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز برای آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود. هـــــــرگز دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي نگمار و برای آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است ، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعايت دوست بنمايي. کــــــانالي که من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را باتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند. اکنــــون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران ، نظم و امنيت برقرار کنند. ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند. .... امــــــــر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زيادتر شود ، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد. .... هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده.... ◄نكته هايي از گذشته هاي دور : در غرب ايران زمين، ابزارهايي يافت شده كه از آنِ 000/100 سال پيش است./ ايرانيان در 000/75 سال پيش، بنا به يافتههاي باستانشناسي، از خيش (ابزار شخمزني) در كشاورزي سود ميبردهاند./ نياكان آريايي ما در 000/25 سال پيش، در شمال غربي ايران زمين، از اسب استفاده ميكردند./باستان شناس نامي فرانسوي، پروفسور گيرشمن ميگويد؛ كهنترين محل زندگي آدمي در جهان در دشت سيلك كاشان است./ هنر پارچه بافي در ايران، ديرينگي 7000 ساله دارد./ برپايه سنگ نبشتهاي كه بدست آمده، ديرينگي پزشكي در ايران به 6 تا 8 هزار سال پيش مي رسد./ نخستين جراحي مغز در 5000 سال پيش در شهر سوخته زابل بر روي دختري 14 ساله، صورت گرفته است./ شاهكارهاي سفالسازي جهان، سفالهايي است كه در هزارهي چهارم پيش از ميلاد از ايران بدست آمده، ميباشند./ يافتههاي باستانشناسي به ما ميگويد؛ شمال، مركز و جنوبشرقي ايران زمين، كهنترين خواستگاه ذوب فلزها در جهان است./ ايرانيان نخستين كساني بودند كه كاريز (قنات) را ساختند./ دانشمندان ميگويند: خواستگاه آسياب بادي ايران است./ قالي پازيريك كهنترين قالی جهان است که در 5000 سال پیش ایرانیان آن را بافته اند./ سنگ نبشته های بدست آمده از شوش به ما ميگويد؛ نياكان ما در 4000 سال پيش معادلات دو مجهولي را به خوبي ميشناختند./ نخستين دانشگاه و بيمارستان جهان در گندي شاپور خوزستان، در هنگام داريوش بزرگ پايهگذاري گرديد كه در هنگام ساسانيان به شكوهي فراوان رسيد./ در ايران باستان 16 گونه دبيره (الفبا) داشتهايم، كه يكي از اين دبيرهها به نام وَش دبيره 365 حرف (به تعداد روزهاي سال) داشته كه نتهاي موسيقي را ايرانيان از روي همين دبيره نوآوري كردهاند، كه حتي شُرشُر آب و نغمه ی پرندگان را با وَش دبيره ميتوان نوشت. اطلاعات بيشتر و منابع : اختراعات و ابتكارات ايرانيان در پهنه دريانوردي و نجوم ايرانيان، بنيانگذار امپراطوري جهاني :(دكتر امان قرايي مقدم) يافته هاي جديد باستان شناسان از ايران وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان تاريخ ايران ، اهورا ، آريانا ، زيگورات ايران و ... |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||