|
سوغات ديگري از شهر قم بله ، باز هم قم ، شهري كه هميشه سرشار از سوژه هاي بكر مذهبي و سياسي است ، با يكي از دوستانم براي عكس گرفتن و كسب خبر از حواشي همايش آسيب شناسي بانوان مداح !!!! به قم رفته بودم كه پلاكارد بزرگي كه عكس اون رو در پايين اين مطالب مي بينيد زيارت كرديم و ديگه بانوان مداح رو فراموش كرديم. طبق معمول علما از درون روايات و احاديث كشف كردن كه حجاب برتر براي زن چادر سياهه !! – دقت كنيد فقط از نوع سياهش - تا بطور كامل حجم جسد !! رو بپوشاند. مسلما من در اون جايگاهي نيستم كه درست يا غلط بودن اين احكام رو برطبق موازين شرعي ثابت كنم ، اما از اون جايي كه هر چيزي كه عقل به اون حكم كنه شرع هم حكم مي كنه و بالعكس ميشه درباره درست يا غلط بودن اونها حداقل بحث كرد ، بدون اينكه مجتهد يا فقيه باشيم. شنيديد كه وقتي امام زمان ظهور كنه يكي از سرسخت ترين مخالفانش همين علما ميشن و زير بار احكام امامشون نميرن ! چرا؟ چون امام احكام رو منطبق بر شرايط روز اجتماع تغيير ميده ، چون امام منطق داره و در حل مسائل با ديد باز و منعطف برخورد مي كنه ، چون كوچكترين تحجري نداره ، چون از همه آگاه تره كه احكام دوره جاهليت و صدر اسلام پس از هزاران سال بايد تغيير كنن. چطور ميشه احكامي كه 1400 سال پيش براي اعراب جاهل وحشي تمدن نديده غارتگر وضع شده بوده الان براي همه عالم صادر كرد و تغيير و اصلاح اونها كفر و محاربه با امام زمان دونست؟ احكامي كه براي عربي وضع شدن كه زن رو اصلا در طبقه انسان نمي دونه و به اون به عنوان يه جنس درجه دو كه هيچ يه كالا و وسيله اي براي عياشي و خوشگذراني خودش نگاه ميكنه كه هر چند تا و از هر نوعي كه خواست مي خره و هر كي نخواست مي فروشه و يا مي دزده و ... و ... احكامي كه انگار فقط مرد رو انسان ميدونه و ذره اي تمايلات و حقوق انساني زن رو در نظر نگرفته و احكام غير قابل دفاعي مثل ديه و ارث و ... و ... داره كافيه سري به رساله ها و توضيح المسائل ها بزنيم تا با انبوهي از مطالب بي منطق و تاريخ گذشته روبرو بشيم. بگذريم حرف من اينه كه اگه زن رو به عنوان يك انسان داراي كرامت و حقوق اجتماعي نگاه كنيم ، ديگه نيازي نيست تا اون رو جسم مفسد آلوده اي بدونيم كه بايد توي چادر سياه حبس بشه تا ما به گناه نيفتيم. ميشه از احكام قرآن و ائمه فراتر نرفت و دين رو تحريف نكرد و كمي هم خود رو اصلاح كرد ، كمي نگاه ها رو پاك تر كرد ، كمتر ديگران رو از اسلام طالباني محمدي نام ترسوند. ميشه بجاي ساخت هزاران مسجد خالي و چاپ صد ها هزار جلد كتاب بي خواننده و ... و ... چند تا پارك و ورزشگاه براي زنان ساخت ... اكثر بانوان ما دچار مشكلات جسمي و روحي عديده اي هستند و از مفت ترين نعمت الهي يعني آفتاب و ويتامين D محرومن ... ميشه دايره منطق و بينش خود رو فراتر از اونچه كه هست برد و اجازه داد كه هر كسي هر لباسي كه بر اساس اسلام و عرف دوست داره تنش كنه و نه اون چيزي كه ما دوست داريم. انتظار اي آخرين ستاره كه تاخير مي كني / من زود آمدم تو چرا دير مي كني
|
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
خيام بيست و نهم ارديبهشت سالروز ميلاد حكيم عمر خيام نيشابوري است. شاعر ، رياضي دان و ستاره شناس بزرگي كه در سال 427 هجري خورشيدي متولد شد و در روز سيزدهم آذر ماه 510 خورشيدي در گذشت ، اما هنوز هم ، عده زيادي از دانشمدان و بزرگان و فلاسفه مشغول تحقيق و بررسي آثار او هستند و دوستان و دشمنان زيادي داره.
تقويم جلالي منبع رباعي هاي جديد روح خيام از عالم ديگر من دو مطلب جالب درباره خيام پيدا كردم كه ممكنه در دسترس همه نباشن ، مطلب اول رو الان مي نويسم و ديگري رو بزودي. كتابي هست با نام پژوهشي در ماوراي طبيعت نوشته عطا الله حق بيان و از انتشارات سي گل نويسنده در اين كتاب ادعا كرده كه مطالبش نه ترجمه است ، نه اقتباس و نه گرد آوري مطالب ديگران و حاصل سي و پنج سال تحقيق و پژوهش خودش در موضوعات متافيزيك و روح و ... بوده و نوشته كه به همراه جمعي موفق به برقراري ارتباط با روح خيام شده و با او بار ها گفتگو كرده و چند رباعي جديد هم از روح خيام شنيده ، من از همه مطالب مي گذرم و ميرم سراغ دو صفحه آخر جلد اول اين كتاب : روح خيام در هر ارتباط روحي بنا بر مناسبت هايي اشعاري سروده است كه اكنون بعضي از آنها در اينجا مي آوريم. در يك ارتباط روحي كه در ايام نوروز بوده از روح خيام خواسته شد كه به مناسبت عيد نوروز شعري بسرايد. روح خيام اين شعر را سرود: عيد است براي مردم زنداني / از بهر تنوع جهان فاني در دور زمان مخور غم بيهوده / چون رفت دگر باز نيابي آني بد بخت كسي كه او به فكر بخت است / داني چه كسي در اين جهان خوشبخت است آن كس كه كند پشت به تقدير و قضا / وان كس كه يقين كند كه جسمش رخت است در يك ارتباط روحي ديگر ، در يك جلسه اي ، يكي از افراد جلسه گلي در دست داشت و از روح خيام تقاضا كرد كه درباره اين گل شعري بسرايد ، روح خيام اين شعر را سرود : در دست گل شكفته اي داري دوست / آن را تو چنان عزيز مي داري دوست در جسم تو گويم كه گلي بهتر هست / زنهار ذليل و خوار نشماري دوست روح خيام در يك ارتباط روحي ديگر اين شعر را سرود : خيام زمان چشم خرد باز كند / بهر دو جهان فكر نو آغار كند از آمدن و رفتن و از مشكل آن / افسانه روح تو به تو ساز كند در يك ارتباط ديگر از روح خيام در مورد گفتاري كه صداق هدايت در مورد او نوشته ، نظرش را جويا شدند . او در پاسخ اين شعر را سرود : خيام چه كار با هدايت دارد / كاندر پي گفته اش حكايت دارد چونان فردي كه طاقت زيست نداشت / كي رهبري مرا كفايت دارد |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||