|
ترجمه هاي قرآن بد بختی دیگر سلامت و درستی ترجمه هاست! با اینكه عرب ها در حمله به ایران خط و زبان و فرهنگ ما رو زیر و رو كردن و تمام كتاب های ما رو آتش زدند و خط و زبان خودشون رو بزور به ما تحمیل كردن و هزاران هزار لغت رو از عربی وارد زبان پارسی كردند و باعث ایجاد زبان فارسی ! شدند اما باز هم بیشتر ما برای درك قرآن نیاز به خوندن ترجمه های اون داریم! خود من كه گاهی گذرم به قرآن و ترجمه های اون می افته می فهمم كه این ترجمه ها گاهی شباهتی به متن قرآن ندارن! و هر جا كه مترجم احساس نیاز كرده از تفسیر و تحریف و ... اون ( البته مسلما به نیت خیر ) دریغ نكرده ! اگه بگید این تفسیر ها و اضافات برای فهم قرآن لازمه ، بحث به جاهای باریك می رسه! 1 : اجازه بدین كه ما یك بار هم كه شده قرآن رو بدون هیچ توضیح و تفسیری بشنویم و بعد شما ما رو هدایت كنید تا یه وقت از خوندن متن دقیق قرآن منحرف نشیم ، اما به قول زنده یاد سعدی : برو ای سپر ز پیشم كه به جان رسید پیكان / بگذار تا ببینم كه كه می زند به تیرم 2 اگه ما كه خط و زبونمون با عربی قاطیه از ترجمه سلیس و ساده قرآن به جایی نمی رسیم ، پس این غربی ها باید برای فهمیدن هر آیه قرآن یه رمان بخونند! ... اما قضیه دقیقا عكس تصور ماست! یعنی ترجمه های انگلیسی قرآن به متن دقیق قرآن نزدیك تره! چرا؟ چون مترجمان قرآن به زبان انگلیسی ، ادعای هدایت و ارشاد مردم رو نداشتند ، یعنی علمی به كارشون نگاه كردن و عقاید و نظرات شخصی خودشون رو كمتر وارد ترجمه ها كردن! از قضا من تنها ترجمه انگليسي قرآن كه به فارسي برگردانده شده باشه رو در سايت "ای فارسی" پيدا كردم : ترجمه اي از ترجمه قرآن به زبان انگلیسی توسط رشاد خلیفه . در نگاه اول ممكنه تصور كنيم كه به اين ترجمه نمي شه اعتماد كرد و همين كه هي از اين زبون به اون زبون شده سلامت خودش رو از دست داده ، اما بهر حال خوندنش خالی از لطف نیست. تنها فرق قرآن رشاد خليفه با قرآن های دیگه هم اینه که کلمات بصورت اصلی که قدیما می نوشتن ، نوشته شده (مثل اسحاق > اسحق ) و دیگر اینکه دو آیه آخر سوره توبه رو نداره ، چون به نظر رشاد خلیفه این دو آیه جعلی هستند و بعدا به قرآن اضافه شدند! مسلما این دو آیه چه جزء قرآن باشند و چه نباشند ایمان من و شمای نوعی را سست نخواهند كرد! چند تا ترجمه از آیات قرآن رو انتخاب كردم ، بخونید و كمی فكر كنید، فراموش هم نكنید كه مورد بحث ما یك كتاب آسمانیه! و كلمه ای از سر بازیچه و سرگرمی ... توش نباید باشه و ترجمه اش هم مثل شعر و قصه نیست كه خیال بافی و تفسیر و تحریف ... اونو جذاب تر و منطقی تر كنه! نكته : پرانتز هایی كه محتوای آنها در ادامه متن ترجمه بوده ، حذف شده است. چون زائد بوده است! اگه كسي مشتاق بود كه تحقيقي در اين زمينه بكنه و حوصله پرسه زدن در سايت اي فارسي رو نداشت ، ايميل خودشو بده تا فايل زيپ شده ترجمه قرآن رشاد خليفه ( حاوي 114 فايل html ) رو براش بفرستم. ● مقایسه چند ترجمه از سوره كوثر ● الهی قمشه ای ای رسول گرامی ما تو را كوثر (عطای بسیار) بخشیدیم ( به تو مقام سید انبیا نام نیكو و كثرت فرزند و نهر كوثر و مقام رحمه للعالمینی و شفاعت كبرای امت و شرح صدر و همت عالی از لطف خود عطا كردیم) / پس تو هم به شكرانه آن نعم برای خدا به نماز و طاعت و قربانی و مناسك حج بپرداز / كه محققا دشمن بد گوی تو (عاص بن وائل) مقطوع النسل و نسل تو تا قیامت به كثرت و بركت و عزت باقی است. ● مكارم شیرازی ما به تو كوثر (خیر و بركت فراوان) عطا كردیم / پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی كن / و بدان دشمن تو قطعا بریده نسل و بی عقل است. ● جلال الدین مجتبوی همانا ما تو را كوثر (خیر بسیار ) عطا كردیم / پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی كن / همانا دشمن تو ، همو دنبال بریده (بی نسل و بی دنباله) است. ● فیض الاسلام محققا ای محمد ما بجای فوت و در گذشت پسرت ابراهیم كوثر و نهر و جوی بزرگ در بهشت یا شفاعت و میانجیگری از گناهكاران و امت یا خیر كثیر و نیكویی بسیار و شرافت و بزرگواری و بسیاری ذریه و فرزندان را به تو عطا كرده و بخشیدیم / پس برای شكر و سپاس این نعمت و بخشش پروردگارت نماز بگزار كه نماز همه اقسام شكر و سپاس را در بر دارد و هنگام تكبیر و الله اكبر گفتن در نماز دست هایت را تا گودی گردن بلند كن یا شتر را كه در نزد عرب نیكو ترین مال و دارایی بوده نحر كن و بكش / پس از آن مشركین را كه به آن حضرت یا ابتر ( ای دنباله بریده) می گفتند و در زمان جاهلیت كسی را كه فرزند نبود ابتر می نامیدند نكوهش نموده می فرماید ای محمد البته دشمن تو همان ابتر و دنباله بریده است ( نسل و نژاد او باقی و بجا نخواهد ماند لیكن ذریه و فرزندان تو بوسیله دخترت فاطمه زهرا تا قیامت باقی خواهد بود). ] در متن منبع ترجمه محیر العقول ! بالا سه پرانتز باز شده بود كه بسته نشده بود ! و پرانتز های بالا رو هم خودم میزون كردم [ ● رشاد خلیفه ما نعمت ها فراوان به تو عطا كرده ایم / بنابراین ، به درگاه پروردگارت به نیایش (الصلواة) بپرداز و انفاق كن / مخالف تو بازنده خواهد بود. ● مقایسه ترجمه چند آیه از رشاد خلیفه و الهی قمشه ای ( فراگیرترین ترجمه فارسی قرآن ) - قدر : آیه 1 : رشاد خلیفه : ما آن را در شب سرنوشت نازل كردیم. - قدر : آیه 1 : الهی قمشه ای : ما این قرآن عظیم الشان را كه رحمت واسع و حكمت جامع است در شب قدر نازل كردیم. - قدر : آیه 4 : رشاد خلیفه : فرشتگان و روح [ القدس ] در آن شب به اجازهٔ پروردگارشان فرود مي آیند، تا هر فرمان را اجرا كنند. - قدر : آیه 4 : الهی قمشه ای : در این شب فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا بر امام عصر از هر فرمان و دستور الهی و سر نوشت خلق نازل گرداند. - روم : آیه 44 : رشاد خلیفه : آیا شفاعت كنندگاني از خود ساخته اند تا در میان آنها و خدا واسطه شوند؟ بگو: اگر آنها هیچ قدرت یا فهمي نداشته باشند، چطور؟ - روم : آیه 44 : الهی قمشه ای : بلكه این مردم كافر مشرك خدا را واگذارده و بت هایی بی اثر را شفیعان خود گرفتند ، پس ای رسول به آن مردم نادان بگو اگر چه این بتان كمتر چیزی مالك نباشند ، هیچ ادراكی هم ندارند. - شعرا : آیه 89 : رشاد خلیفه : فقط كساني كه از صمیم قلب نزد خدا بیایند نجات خواهند یافت. - شعرا : آیه 89 : الهی قمشه ای : و تنها آن كس سود برد كه با دل با اخلاص پاك از شرك و ریب به درگاه خدا آید. - اخلاص : آیه 2 : رشاد خلیفه : خدا مطلق. - اخلاص : آیه 2 : الهی قمشه ای : آن خدایی كه از همه بی نیاز و همه عالم به او نیاز مند است. - علق : آیه 1 : رشاد خلیفه : بخوان، به نام پروردگارت كه خلق کرد. - علق : آیه 1 : الهی قمشه ای : ای رسول گرامی برخیز و قرآن را بنام پروردگارت كه آفریننده عالم است بر خلق قرائت كن. - جن : آیه 10 : رشاد خلیفه : و ما هیچ اطلاع نداریم، اگر قرار است براي ساكنان زمین اتفاق بدي رخ دهد، یا آنكه پروردگارشان بخواهد آنها را رهايی دهد. - جن : آیه 10 : الهی قمشه ای : و ما هنوز نمی دانیم كه آیا عاقبت مردم زمین با این مذاهب و اعمال مختلف كه دارند شر و فساد بر خود خواسته اند یا كه خدای آنها كه بر آنان قرآن فرو فرستاده رشد و صلاح و خیر آنها را منظور دارد. - نسا : آیه 3 : رشاد خلیفه : اموال یتیمان را که حق آنهاست، تحویلشان دهید. بد را جایگزین خوب نکنید و اموالشان را با مخلوط کردن با اموال خود مصرف ننماييد. این بي عدالتي بزرگي است. - نسا : آیه 3 : الهی قمشه ای : و اموال یتیمان را پس از بلوغ بدست آنها بدهید و مال بد و نا مرغوب خود را به خوب و مرغوب آنان تبدیل مكنید و اموالشان را در ضمیمه اموال خویش مخورید كه این گناهی بس بزرگ است. - دهر : آیه 2 : رشاد خلیفه : ما انسان را از مایع آمیخته، از پدر و مادر، آفریدیم تا او را بیازماییم. از این رو، او را شنوا و بینا قرار دادیم. - دهر : آیه 2 : الهی قمشه ای : ما او را از آب نطفه بی حس و شعور خلق كردیم و او را دارای قوای چشم و گوش و مشاعر و عقل و هوش گردانیدیم. - مسد : آیه 5 : رشاد خلیفه : او با ریسماني از خار به دور گردنش برانگیخته خواهد شد. - مسد : آیه 5 : الهی قمشه ای : در حالیكه با ذلت و خواری طنابی از لیف خرما به گردن دارد. |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
اصرار بر عربی خواندن قرآن در جامعه امروز ما كه ریا و چاپلوسی و تظاهر بیداد می كنه و به حافظان قرآن زمین و سكه و مدرك لیسانس و حقوق ماهانه و ... داده میشه و اخبار مربوط به اونها لابلاي اخبار صدا و سيما و روزنامه ها منتشر ميشه ، توجه چندانی به ترجمه قرآن نمی شه! تا حالا شنيديد که در جايي غير مسابقات قرآن و حفظ و مفاهم و ... به کسي که ترجمه قرآن رو حفظ کرده يه پفک داده باشند يا يه فتبارک الله خشك و خالي گفته باشند! شنيديد تو مدرسه اي سر صف ترجمه چند آيه قرآن رو براي بچه ها خونده باشند! يا تو ورزشگاهي قبل از آغاز بازي .... ... در حالیكه صد ها رقم cd و dvd و نرم افزار قرآنی با ده ها مدل صوت و ترتیل منتشر میشه ، من كه نشنیدم كه حتی یك مجموعه بیرون اومده باشه كه ترجمه قرآن با یك صدای اثر گذار و تفكر برانگیز خونده شده باشه! مثل مثنوی معنوی و ... كه دكتر سروش و دیگران اون ها رو باز خوانی كردند. جالب تر اینه كه حتی برای فروش در ایران قرآن های بدون ترجمه زیادی چاپ میشه! این خیلی اسفناكه ! من که چند مورد برام پش اومده که حتي استاد معارف اسلامي دانشگاه يا يه حجه السلام و المسلمين که باهاش درباره قرآن بحث مي کردم وقتي متن فارسي قرآن رو گفتم ، موضع گرفته که اين مطلب تو قرآن نيست و بعد که آدرس سوره و آيه اش رو بهش دادم ، شاخ در آورده ! با اينکه چند تاشون حافظ قرآن هم بودن و عربيشون هم خوب بوده ! ... حالا من نمی دونم دلیل اینهمه تاكید و اصرار بر عربی خواندن قرآن و دعاها چیه؟ یادم نمیره : پنجم ابتدایی بودم كه یكی از دوستام كه صدای خیلی خوبی داشت و به حساب قاری اول مدرسه بود و صدای عبد الباسط رو هم خوب تقلید می كرد ، گاه گاهی كه از ناظم و معلم خبری نبود ، ترجمه فارسی همون سوره هایی رو كه تو از جلو نظام ، خبر دار های سر صف ( بقایای مانور های ذوالفقار ) می خوند ، با همون لحن و آهنگ می خوند و ما از خنده روده بر می شدیم ! نمي دونم مي توند تصور کنيد چه چيز جالبي ميشه يا نه ؟ جالب تر وقت بود که خنده ها تموم ميشد و سوالات شروع مشد ! : ... يعني عرب ها هم اينجور قرآن رو مي فهمند؟ ... اين که مثل آواز خوندناي خودمونه! ... پس چرا اينقدر مسخره ميشه؟ اگه فارسي شو صاف و ساده بخونن که بهتره ! و .... یه بار هم پیش كسی بودم كه مشغول قرآن خوندن بود و هی اشتباه می خوند و درستش رو از من می پرسید ، من بهش گفتم : خوب آدم حسابی ترجمه اش رو بخون ! مگه مجبوری عربی شو بخونی؟ طرف بر گشت گفت : اونجوری كه ثواب نداره!!! یه بار هم تو اتوبوس بودم كه دو تا بچه كه دوم یا سوم راهنمایی بودن ، كتاب عربی شونو تو سر و كله هم می زدن و مثلا با هم عربی صحبت می كردن ، یه دفه یه مرد میان سال تسبیح به دست كه نزدیك اونها نشسته بود گفت : بچه ها عربی رو خوب یاد بگیرید كه اون دنیا بد بخت نشید! وقتی ازتون می پرسن یا فلان بن فلان من ربك ؟ من بهمان ... اگه نتونید جواب بدید فشار قبر ولتون نمی كنه!!!..... واقعا غم انگیز نیست؟ یاد نامه یزدگرد نمی افتید كه گفته بود این چه خدایی كه فقط عربی می دونه؟ ... حالا این یك طرف بد بختی ماست ! ادامه دارد ... |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
چند وقت پیش با یکی از دوستام درباره مطلب ميراث ما : نابودي در خانه يا غارت بيگانه ؟ بحث می کردیم ، دوستم می گفت : از بس که منفی باف شدی ، همه چی رو به چشم بد می بینی ! اگه مهران مدیری و غفوریان و ... اسم کوروش و هوخشتره و فرهاد و خشایار و ... رو روی شخصیت های طنز میذارن ، می خوان این اسم ها تو دهن مردم بیفته و فراموش نشه و کلی دلیل دیگه ... ... خلاصه من قانع شدم ! اما چند شب پیش سریالی از شبکه سه پخش شد که درباره قرص های اکس بود ، سریالی فوق حرفه ای و قوی که همه رو پای تلویزیون میخ کوب می کرد ! البته برای خنده به بازی های درخشان و هوش سرشار بسیجی های مخلص فیلم که می خواستن سرکرده باند پخش قرص های اکس رو شناسایی کنند ! اما زیاد طول نکشید که خنده های من تموم شد ... اسم سر کرده باند می دونید چی بود ؟ کوروش گرگه ! حالا من منفی بافم؟ اسم کوروش در رسانه ملی سال های سال برده نشه و یک بار هم که برده میشه اینطور ؟ همه می دونند که در نامگذاری شخصیت های فیلم ها ( حداقل در سریال های سیما ) ، معانی اسم و فامیل افراد متناسب با خوبی و بدی شخصیت قصه لحاظ میشه ! آدم های خوب فیلم ها ، قندی و رستگاری و حق دوست و ... با نام های حبیب و رسول و ... و آدم های بد با نام های چنگیز و جبار و هوشنگ و خسرو و .... این از زنده نگهداشتن یاد کوروش ! آرامگاه 2500 ساله او هم که زیر سم و لگد یویانیان و اعراب و ترک ها و مغول ها و افغان ها و ... دوام آورده ، بخاطر یک سد خاکی که معلوم نیست 50 سال عمر میکنه یا نه ، باید نابود بشه ! واقها شبیخون فرهنگی اینه ! تخریب بنا ها و آثار باستانی / انفعال در قبال سرقت یافته های جدید باستانی به خارج از کشور / سکوت در قبال ثبت میراث معنوی ایران به نام کشور های دیگر / تخریب نام بزرگان ایران / و .... غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت / این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل من است گرفتار در غمان ؟ / یا خود درین زمانه دل شادمان کم است // سعدی |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
در روزگاری که حوزه های علمیه و مراکز دینی و روحانیون ما دو دستی به سیاست و تجارت چسبیدند و هر ابهام و شبهه ای که به ذهن خودشون نمی رسه یا برای خودشون حل شده است یا از نظر اونها مهم نیست ؛ قابل بحث و بررسی نیست و بهانه و بامبوله ! چه میشه کرد؟ من که برای این یه مورد هم که شده ، برای روز قیامت چشم انتظاری می کنم ! چرا که : بسا سوار که آنجا پیاده خواهد شد / بسا پیاده که آنجا سوار خواهد بود بسا امیر که آنجا اسیر خواهد شد / بسا اسیر که فرمانگزار خواهد بود بسا امام ریایی و پیشوای بزرگ / که روز حشر و جزا شرمسار خواهد بود // سعدی شیرازی راستی ، حیف نیست که جواب خیلی از ابهام ها و پرسش های اساسی در شاهکار های بی نظیر ادبیات و عرفان ما داده شده اند ، اما در کمال تاسف امروزه به حاشیه رفتند و کسی قدر اونها رو نمی دونه! من از این به بعد هر شعر و نکته جالبی که از بزرگان ایران به گوشم خورده باشه ، لابلای نوشته هام میارم تا ببینید خیلی از موضوعات ظاهرا جدید مثل متافیزیک و ... صد ها سال پیش مورد بحث و کنکاش بزرگان ما بوده! براستی که یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم ! پاسخ به "یه دختر بی نام و نشون" خدا از کجا اومده ؟ ما نمی دونیم خدا از کجا اومده ، چون خدا در تصور ما نمی گنجه ! چطور میشه کسی رو که نه می دونیم کیه؟ نه می دونیم کجاست؟ ... بدونیم از کجا اومده ! - ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم / از هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر / ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم // سعدی شیرازی ما فقط اینو می دونیم که به اون نیاز داریم ! مخصوصا موقعی که از همه کس و همه چیز نا امید می شیم ! ضمنا ما از راه عقل و استدلال به خدا نمی رسیم ! - ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست / بر عارفان جز خدا هیچ نیست // سعدی شیرازی چون ذهن ما و توانایی ها و قدرت درک ما خیلی محدوده ، این جمله که اون موقع که هیچی نبوده ، خدا بوده یعنی چی ؟ این چه هیچیه که خدا هم توش بوده؟ ... - گر کسی وصف او ز من پرسد / بیدل از بی نشان چه گوید باز؟ عاشقان کشتگان معشوقند / بر نیاید ز کشتگان آواز // سعدی شیرازی - عمر ها در پی مقصود بجان گردیدیم / یار در خانه و ما گرد جهان گردیدیم خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود / آنکه ما در طلبش کون و مکان گردیدیم // سعدی شیرازی ما نه خودمون رو می شناسیم ، نه روحمون رو می شناسیم ، نه دنیا رو می شناسیم ، نه ... پس چطور توقع داریم خدا رو درک کنیم؟ - از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود؟ / به کجا می روم آخر ، ننمایی وطنم // مولوی بلخی - افسوس که هر چه برده ام باختنی است / بشناخته ها ، تمام ، نشناختنی است برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت / بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است // خواجه نصیرالدین توسی - هرگز دل من ز علم محروم نشد / کم ماند از اسرار که مفهوم نشد وکنون که به چشم عقل در می نگرم / معلومم شد که هیچ معلوم نشد // خیام نیشابوری اما قرن هاست که ما پذیرفتیم که وجود ناشناخته خود ما جلوه ای از ذات خداست ! و خدا را باید در وجود خودمان جستجو کنیم. - ای نسخه نامه الهی که تویی / وی آینه جمال شاهی که تویی بیرون ز تو نیست ، آنچه در عالم هست / از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی // مولوی بلخی - تو که ای در این ضمیرم ؟ که فزون تر از جهانی / تو که نکته جهانی ، ز چه نکته می جهانی تو قلم بدست داری و جهان ، چو نقش ، پیشت / صفتیش می نگاری ، صفتیش می ستانی // مولوی بلخی - از خود طلب که هر چه طلب می کنی ز یار / در تنگنای کعبه و در سومنات نیست / عبید زاکانی - سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد / وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود / طلب از گمشدگان لب دریا می کرد // حافظ شیرازی - کیست این پنهان مرا در جان و تن؟ / کز زبان من همی گوید سخن این که گوید از لب من راز کیست؟ / بنگرید این صاحب آواز کیست؟ در من اینسان خود نمایی می کند / ادعای آشنـــایی می کند کیست این گویا و شنوا در تنم ؟ / باورم یا رب نیاید کاین منــم متصلتر با همه دوری به من / از نگه با چشم و از لب با سخن خوش پریشان با منش گفتار هاست / در پریشان گوییش اسرار هاست // عمان سامانی چه نقشیست چه نقشیست بر این تابه دل ها / غریبست غریبست ، ز بالاست خدایا // مولوی بلخی تفکر و پرس و جو درباره خدا و ذات خدا به جواب نمی رسه ! - زین وصیت کرد ما را مصطفی / بحث کم جویید در ذات خدا آنکه در ذاتش تفکر کردنی است / در حقیقت آن نظر در ذات نیست هست آن پندار او ، زیرا براه / صد هزاران پرده آمد تا اله // مولوی بلخی فرض کن همه ما روی یه نردبون با بی نهایت پله ایستادیم ، هر کسی بسته به لیاقتش روی یکی از پله هاست ، حالا هیچ کس نه می دونه چند تا پله زیر پاشه و نه می دونه چند تا پله بالاتر چه خبره ! با این وضعیت چطوری میشه یکدفعه به پله آخر پرید و از همه چی سر در آورد ، خطر سقوط ( احساس پوچی ) حتمیه ! اما میشه پله پله بالاتر رفت و به یقین درباره وجود خدا رسید هر چند که ابهام درباره ذات خدا بی جواب مونده باشه ! - ای جهان دیده بود خویش از تو / هیچ بودی نبوده پیش از تو در بدایت ، بدایت همه چیز / در نهایت ، نهایت همه چیز هستی و نیست مثل و مانندت / عاقلان جز چنین ندانندت بسته بر حضرت تو راه خیال / بر درت نا نشسته گرد زوال تو نزادی و دیگران زادند / تو خدایی و دیگران بادند با همه زیرکی که در خرد است / بی خود است از تو و بجای خود است چون خرد در ره تو پی گردد / گرد این کار ، وهم کی گردد؟ جان که او جوهر است و در تن ماست / کس نداند که جای او به کجاست؟ تو که جوهر نه ای ، نداری جای / چون رسد در تو ، وهم شیفته رای ره نمایی و رهنمایت نه / همه جایی و هیچ جایت نه // نظامی گنجوی چرا خدا مذکر ولی مونث نیست ؟ خدا روح است و بعد مادی نداره ، پس چطور می شه اونو در دسته بندی های مادی قرار داد؟ تازه خود دسته بندی های مادی هم فراگیر نیستند. مذکر یا مونث ، فاز یا نول ، سفید یا سیاه ، زشت یا زیبا ، کج یا راست و ... را در مورد همه چیز نمیشه بکار برد و معیار ها و دسته بندی های خاصی رو شامل میشه ، یه گربه فازه یا نوله؟ خودکار مذکره یا مونثه؟ خورشید کجه یا راسته؟ ... می بینی چقدر سوال ها مسخره اند؟ چون ملموسن ! یعنی تو هم برق رو می شناسی و هم گربه رو ، پس سریع می فهمی که گربه رو در دسته فاز یا نول نمی تونی دسته بندی کنی ! حالا این مثال رو ول کن ، ببین خدا در کدوم طبقه بندی مادی که می شناسی قرار می گیره ؟ هیچ کدوم حالا خدا رو توضیح بده ! از چه کلمه هایی می تونی استفاده کنی تا منظورت رو بفهمونی ؟ کسی ، چیزی ، موجودی ، ... می بینی ! کلمه ای پیدا نمی شه ! فراموش هم نکن همون خدایی را می خواهی توضیح بدی که نمی شناسیش ! و نمی دونی کیه و از کجا اومده ! پس کارت خیلی سخته ! حالا یه لحظه قابلیت های زبون های مختلفی رو که می شناسی مقایسه کن ! مثلا ضمیر ها : یه عرب برای توصیف خدا دو تا گزینه داره : "هو" و "هی" و یه انگلیسی زبان دو گزینه : "he" و"she" و یه فارسی زبان خوشبخت تنها یک گزینه "او" ، حالا مرد سالاری و خرافات فرقه ای و قبیله ای و نژادی هزاران ساله مثل تاکید یهودی ها بر وجهه خشم و غضب خدا و قضیه پدر و پسر و روح القدس مسیحی ها و ... رو هم به موارد بالا اضافه کن ، واضحه که ضمیر مصطلح برای یاد و توصیف خدا میشه "هو" یا "He" و خود بخود با شنیدن این کلمه ها ممکنه مذکر (مرد) به ذهن متبادر بشه ، هر چند منظور گوینده از اونها خدا باشه! همه اینها به کنار ، لازمه دسته بندی به صورت های زوجی مثل مذکر یا مونث ، وجود داشتن حداقل دو تا گزینه است ، خدایی که تنها یکی است در هیچ دسته بندی زوج یا بیشتری قرار نمی گیره! چون قرار دادنش در هر یک از دو دسته بی معنیه ، اگه دو تا خدا پیدا کردی که تازه شامل دسته بندی مذکر یا مونث هم میشدن ، اون موقع مذکر و مونثشون رو از هم جدا کن. مگه ما به دنیا نیومدیم تا به خدا برسیم ؟ پس اگه خودکشی کنیم که زودتر به خدا میرسیم - چرا خودکشی حرامه ؟ علت آفرینش انسان به گفته قرآن پرستش خدا بوده ، اما ... - از آمدنم نبود گردون را سود / وز رفتن من جلال و جاهش نفزود وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنید / این آمدن و بودن و رفتن ز چه بود؟ // خیام نیشابوری تازه رسیدن به خدا ربطی به مردن و خودکشی نداره که دیر و زود بشه ! خدا همیشه و همه جا با ماست ! این ماییم که وجود خدا رو درک نمی کنیم ! - دوست نزدیک تر از من به من است / اینت مشکل که من از وی دورم چکنم ؟ با که توان گفت ؟ که دوست / در کنار من و من مهجورم // سعدی شیرازی - گر در یمنی ، چو با منی ، پیش منی / ور پیش منی ، چو بی منی ، در یمنی من با تو چنانم ای نگار یمنی / خود در غلطم که من توام یا تو منی // مولوی بلخی خدا از ما می خواهد که با وجود انبوه روز مرگی ها و دلمشغولی ها و مشکلات و خوشی ها و .... او فراموش نکنیم ! چه امتحان سختی ! ... امتحانی طولانی و غفلت زا با فرصتی به اندازه همه عمر ! که صرف ملقب بودن به نام های مسلمان و مسیحی و زرتشتی و ... ذره ای نتیجه نداره ! - نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم / درین سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من / به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی / که نقشبند سراپرده رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی / مرو به خشک که دریای با صفات منم نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو / بیا که قوت پرواز و پر و پات منم نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند / که آتش و تپش و گرمی هوات منم نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند / که گم کنی که سر چشمه صفات منم نگفتمت که مگو کار بنده از جه جهت؟ / نظام گیرد ، خلّاق بی جهات منم اگر چراغ دلی ، دان که راه خانه کجاست / وگر خدا صفتی ، دان که کدخدات منم // مولوی بلخی - حدیث قدسی : ای فرزند آدم ! / بر توشه راهت بیافزای ، همانا که راه طولانی است ، طولانی / و کشتی زندگی را از نو بساز ، همانا دریا عمیق است ، عمیق / از آرزو ها بکاه ، همانا گذرگاه باریک است ، باریک / عملت را خالص کن ، همانا نظاره گر بینا است ، بینا / خوابت را برای مرقد قبر به تاخیر انداز / و فخر فروشیت را برای هنگامه میزان / و شهوتت را به هنگام استقرار در بهشت / و استراحتت را برای ایام آخرت / و لذتت را برای وصول به حورالعین / برای من باش تا برای تو باشم ... / از نظر مذهبی ، خودکشی دخالت در کار خدا و فرار از تحمل سختی های مقرر شده است ! - من بخود نامدم اینجا که بخود باز روم / آنکه آورد مرا باز برد در وطنم // مولوی بلخی از نظر علمی ( متافیزیک : ما بعد الطبیعه ) هر گونه آسیب رساندن به عالم از له کردن یک مورچه یا به چیز بدی فکر کردن یا کندن یک برگ گرفته تا هر جنایت دیگری مثل خودکشی ، گناه بزرگی است که به نظم و سیر طبیعی نظام پیچیده عالم لطمه می زند ، چرا که حتی حرکت دم یک ماهی در ته اقیانوس به همه رویداد های جهان ارتباط دارد ! ، از طرف دیگر خودکشی باعث سرگردانی و بلاتکلیفی روح می شود ، چرا که روح به تصور اینکه حیات زمینی همچنان ادامه دارد ، مدت های مدیدی خود را در فضایی که زاییده تخیلات و تصورات شخصی اوست ، محروم از همه نعمت های مادی و معنوی گرفتار می بیند ! و تمام رنج هایی که در حیات زمینی خود ، می بایست تحمل می کرد ، به دلیل روح بودن بسیار شدیدتر احساس می کند ! |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||
|
چند سال پيش تو خوابگاه ، يكي از هم اتاقي هاي من يه بچه مهربون و كم حرف تركمن بود كه سني بود و ما خيلي باهاش بحث مي كرديم. اون هي به ما التماس مي كرد كه بابا به من گير ندين! من به تبعيت از پدرم - مثل همه شما كه شيعه زاده هستيد- سني شدم و سواد بحث كردن ندارم! و ما باز هم دست بردار نبوديم! ... وقتي يادم مي افته كه هيچ كسي به اون اجازه نمي داد نوار هاي تركمني گوش كنه! حالم گرفته ميشه! باورتون ميشه از حدود دویست نفري كه تو اون خوابگاه ها بوديم غير از من فقط شش هفت تا بچه ديگه بودن كه اين بنده خدا رو دست نمي انداختن! ... بچه هايي كه يا ، علي علي مي كردن و ادعاي مسلموني داشتن و يا كوروش و داريوش از زبونشون نمي افتاد ... كاري كرده بودن كه اين بيچاره از خير نماز خوندن هم گذشته بود و خجالت مي كشيد وضو بگيره! تف و لعنت فرستادن به عمر هم كه ديگه جزء كار هاي عادي بود! .... مي بينيد! ما نه منش و روش كوروش رو شناختيم و نه راه و رسم دينداري رو! چرا كه اگر ذره اي عاقلانه و منصفانه چه راه نياكانمون و چه دينمون رو مي شناختيم اين كار هاي شرم آور رو نمي كرديم! چند وقت پيش هم كه كتاب زيباي آتش بدون دود رو مي خوندم همش چهره دوستم بيادم ميومد و الان هم كه چند وقتيه دنبال جواب يك سري ابهام ها و سوال ها درباره حوادث صدر اسلام افتادم بيشتر بيادش مي افتم! شايد مهمترين حرف حسابي كه دوستم اون موقع ميزد این بود که می گفت : شما هم کمتر از ما دین رو تحریف نکردید ! اگه ما تو اذان و اقامه دست بردیم ، شما هم دست بردید و " اشهد ان علي ولي الله " رو توش اضافه کردید ! .... حالا اگه دوباره دوستم رو ببينم ( چون از بركت جمهوري اسلامي تا دو سال پیش كه تلفن و گاز و آب به منطقه اونها نرسيده بود و ....) مسلما از دعواهاي تمام نشدني شيعه و سني با او حرف نخواهم زد و از آتش بدون دود و نادر ابراهيمي خواهم گفت! از گالان اوجا ، سرور جنگجويان يموت ، از سولماز اوچي و .... تو مي گويي : صحرا يك مادر بيشتر ندارد ، بويان ميش! تو مي گويي : برادر ها ، برادر ها را كشته اند ، بويان ميش! من مي گويم : برادر هاي قاتل برادر ها را اگر ببخشم فردا ، غريبه هاي قاتل را هم خواهم بخشيد ، بويان ميش! ● كتاب " شيعه پاسخ مي دهد " تاليف سيد رضا حسيني نسب / زير نظر استاد جعفر سبحاني / چاپ سازمان حج و زيارت / چاپ دوم پرسش 7 : چرا در اذان اشهد ان علی ولي الله مي گوييد و به ولايت علي گواهي مي دهيد؟ پاسخ: شايسته است در پاسخ اين سوال نكات ذيل در نظر گرفته شوند: 1 فقهاي شيعه همگي در كتاب هاي فقهي خود اعم از استدلالي و غيره تصريح مي كنند كه شهادت بر ولايت علي جزء اذان و يا اقامه نيست و هيچ كس حق ندارد آن را به عنوان جزء آن دو بر زبان جاري كند. 2 علي از ديدگاه قرآن يكي از اولياي خدا قلمداد گرديده است و در همان آيه به ولايت وي بر مومنان تصريح مي نمايد، آنجا كه مي فرمايد: (مائده: 55) .... 3 پيامبر گرامي فرمود : ميزان و حقيقت هر عملي به نيت انسان بستگي دارد. بنابراين هر گاه ولايت علي يكي از اصولي كه قرآن بدان تصريح فرموده است و از سوي ديگر جمله ياد شده به قصد جزئيت گفته نشود و جزيي از اذان محسوب نگردد چه مانعي دارد كه اين حقيقت نيز در كنار شهادت بر رسالت پيامبر گرامي باز گو گردد؟ ... . |
||
|
+
پرسشگر
|
|
||