تبليغاتX
پرسش های بی پاسخ
پرسه در پرسش های مذهبی ، تاریخی ، سیاسی و ...

حتما شنیدید که در احادیث اومده که به بچه هاتون حتما اسب سواری و تیر اندازی و شمشیر بازی یاد بدید ! ( آموزش های نظامی قدیم ) و این رو هم شنیدید که مهارت پیدا کردن در این امور اونقدر مهم بوده که حتی شرط بندی روی اونها حلال شده تا به طمع پول هم که شده مردم فنون جنگی رو تمرین کنند و یاد بگیرند !

با یک لحظه فکر کردن و بدون وارد کردن فشار به مغز می توان فهمید که مصداق این توصیه ها در این دوره و پس از چهارده قرن تغییر کرده ! رانندگی جای اسب سواری رو گرفته و انواع اسلحه های گرم جای شمشیر و گرز و ....

پس نیازی نیست آدم مجتهد باشه تا بفهمه ، الان برای یک مسلمان فوق معتقد مثل روحانیت مبارز و غیر مبارز آموختن رانندگی و فنون نظامی (تنها بخش مفید سربازی) نه تنها مهمه ، بلکه لازم هم هست! و شرط بندی در مورد اونها هم جایز!

نتيجه : تناقض دیگری در رفتار روحانیت با اصول اولیه اسلام ، چرا که اونها بخاطر قداست فوق العاده لباس یا درس های خیلی سنگین یا طلبی که از مردم بخاطر گسترش دادن اسلام دارن یا سنگینی ژ3 و کلاش و ... یا خستگی مفرط از مطالعه کتاب های صد جلدی یا مهم تر بودن خدمت در سنگر فرهنگی یا کفایت هدایت نظامی ها از دور یا حفظ پست های مهم مملکت برای روز مبادا یا تنبلی یا ... خودشون رو از سربازی راحت کردن !

اتفاقا سربازی رفتن روحانیت برای مملکت خیلی منفعت داره و مهمترینش اینه که تو پادگان ها دیگه نیازی به عقیدتی سیاسی به شکل فعلی نیست و روحانیون سرباز جان بر کف پس از دوره آموزشی وظیفه سنگین تفتیش عقاید و اجرای نماز جماعت و تبلیغات سیاسی و دینی و حزبي و .... رو اونهم بدون حقوق های کذایی و راننده و محافظ و .... انجام می دن ! هر چند این کار اشتغال زایی برای روحانیت رو تحت الشعاع قرار میده !

+  پرسشگر  | 

يك مقدمه بيربط و تاريخ گذشته ، كه مي توان حسابي به آن خنديد ، هر چند :

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است / كارم از گريه گذشت است ، به آن مي خندم

جراید : لاریجانی درباره موضع ایران نسبت به طرح آژانس انرژی اتمی به شورای حکام گفت :

- با نشان دادن لولوی شورای امنیت , مردم ایران رو به قبله نمی شوند !!!!!!!

- نیوزویک : علی لاریجانی گفته است : اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را میترسانند ظاهر شود , مردم ایران به سوی قبله مسلمانان دراز نمیکشند !

- نشریه فرانسوی زبان اومانتیه : علی لاریجانی گفت : دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند !

نوشتار : آئينه شكسته حقيقت

در روزگاري كه دسترسي به اطلاعات و اخبار به نظر خيلي راحت شده و انواع و اقسام رسانه ها در دسترس ما هستند ، مشكل ما درك حقيقت از لابلاي هزاران غرض و مرض و سانسور و تحريف است ! يعني حتي در بررسي ساده ترين مسائل روز با چندين تحليل و برداشت مختلف كه ذره اي به هم شبيه نيستند بر مي خوريم و كشف حقيقت نيازمند صرف وقت و ... زيادي است. نمونه بارز اين مسائل البته از نوع پيچيده اش انقلاب و حوادث قبل و بعد و آن و جنگ و ... است. مثلا انقلاب از ديد روحانيت حاكم يك پديده غيبي فرا زميني بوده كه نويد آن از چندين سال قبل به برخي بزرگان داده شده بوده و در نهايت هم به قيام جهاني امام زمان متصل خواهد شد ! و از ديد برخي ديگر توطئه  آمريكا و انگليس و ... (كنفرانس گوادالوپ) در جلوگيري از افزايش روز افزون قدرت شاه و ... بوده ! و از ديد برخي ديگر مسائل اقتصادي مثل رفاه نسبي مردم ايران و شايعه دادن پول نفت به مردم آنهم بطور روزانه و طمع مردم ... بوده! و هزار  برداشت و نظر ديگر ...

مسلما بنا جمله زيبايي كه مطمئن نيستم از كيه ( يا حضرت علی و يا مولانا ) : حقيقت آئينه شكسته اي است كه هر تكه از آن در دست كسي است! به نوعي همه اين تحليل ها درست و به نوعي غلط است! و هيچ كدام بطور مطلق درست يا غلط نيستند! يعني نه به آن شوري است كه در داخل تبليغ مي شود ]و به بهانه آن تمام فرهنگ و تمدن گذشته پايمال و تخريب مي شود و ريشه انقلاب به تاجگذاري كوروش مي رسد و تلاش و قيام 2544 ساله مردم سرانجام به پيروزي انقلاب مي انجامد! (شنيده ايد كه نادان براي اينكه از خود قهرمان بسازد ، از دشمنش فوق قهرمان مي سازد ) يعني با تحريف وقايع مشروطه و كودتاهاي بعد از آن ريشه انقلاب را به هزاران سال مي رسانند تا ابهت بي نظيري پيدا كند و فراموش مي كنند كه طرح تغيير نظام به جمهوري ( احتمالا 80 سال پيش ) توسط خود روحانيت متحجر رد شد ( با اين استدلال كه مملكت شاه مي خواهد ) ....[ و نه به آن بي نمكي كه ديگران مي گويند!

شايد بهترين راه  براي درك جو حاكم بر آن روز ها و ارزيابي رويداد ها و يا لااقل درك بعضي نكات و ريشه هاي افراط و تفريط ها ، مطالعه اصل خبرها و مصاحبه ها و سخنراني هاي گذشته ، باشه! كه روز به روز دست نيافتني تر مي شن! و در خطر سانسور و تحريف هستن!

گزيده اي از  اين قبيل مطالب :

 امام

   مردم بايد پند بگيرند از آن مادري كه پسر خودش را آورد و بدست محاكمه سپرد و آن پسر اعدام شد. كه اين يكي از نمونه هاي اسلام است. ديگران هم بايد همينطور باشند. اولادها و برادرها و فرزندان خودشان را اگر نصيحت نپذيرفتند معرفي كنند تا به مجازات خود برسند. 2  شهريورماه  1360 

   در حكومت اسلامي همه افراد داراي آزادي كامل در هرگونه عقيده اي خواهد بود.  گفتگو با سازمان عفو بين الملل  19  آبان ماه 

   آنهايي كه با اسم دمكراسي ميخواهند مملكت ما را به فساد و تباهي بكشند بايد سركوب شوند. اينها از يهود بني قريضه نيز بد ترند ، بايد اعدام شوند. ما به اذن خدا و امر خدا آنها را سركوب ميكنيم. قم  8  شهريور ماه  1358

   مقامات روحاني شيعه قصد ندارند خودشان در ايران حكومت كنند. در ايران اسلامي علما، خودشان حكومت نخواهند كرد، و فقط ناظر و هادي مجريان امور خواهند بود. حكومت مملكت در همه مراتب خود تحت نظارت و ارزيابي و انتقاد عمومي خواهد بود. فرانس پرس  3  آبان ماه و با روييتر  3  آبانماه  1357

   همه متصديان روحاني كه هستند الان در مقامات بالا، از باب اينست كه ميبينند نميتوانند و نخواهند توانست كسان ديگر اداره اين كشور را آنطور بكنند كه اسلام ميخواهد بكند. بدون اينها نميشود اداره كرد مملكت را! ما جواب خدا را چه بدهيم؟! جماران  9  شهريور  1361 

   ملي گرايي ، اساس بدبختي ما است، اينها نقشه هائي است كه مستعمرين كشيده اند. ما چقدر سيلي خورديم از اين مليت، اينها بروند گم شوند. اينها بايد خجل باشند. جماران  18  مرداد ماه  1359

   دانش آموزان عزيز بايد با کمال دقت اعمال و کردار دبيران و معلمين را زير نظر بگيرند. اگر خداي ناکرده در يکي از آنان انحرافي ببينند بلافاصله به مقامات مسئولان گزارش نمايند. و خود دبيران و معلمين با هوشياري مواظب همکاران خود باشند تا اگر بعضي از آنان خواستند افکار انحرافي خود را در خلال تدريس به فرزندان ميهن اسلاميمان القا کنند از آنان جلوگيري نمايند. و در صورتيکه فايده اي نبخشد با قاطعيت مطلب را با مسئولان در ميان بگذارند. فرزندان عزيزم خود نيز از يکديگر به بهترين وجه مراقبت نمايند و در صورتي که مشاهده کردند که بعضي از دشمنانشان در لباس دوست و همشاگردي ميخواهند آنان را جذب گروه خود کنند به مقامات مسئول معرفي نمايند و سعي کنند اين کار را بصورت مخفي انجام دهند. مادران و پدران متعهد از رفت و آمدهاي فرزندانشان مراقبت نمايند و آنانرا زير نظر بگيرند. پيام اول مهرماه  1361

   ما الان هرچه گرفتاري داريم از رژيم گذشته داريم. رژيم حاضر براي شما گرفتاري به حدالله نياورده. آنهايي هم که به خارج ميروند، هرجا ميروند وقتيکه بر ميگردند ميگويند که ملتها همه عاشق ايرانند. 28  شهريور ماه  1361 

   در انقلابي که در ايران حاصل شد در سرتاسر اين مملکت فرياد مردم اين بود که اسلام ميخواهيم، اين مردم قيام نکردند که مملکتشان دمکراسي باشد. صدا و سيماي جمهوري اسلامي قم  19  آذرماه  1358

   اگر اين ابرقدرتها بخواهند برما هجمه بکنند ما نميگذاريم اينها از طياره هايشان پياده شوند. چتربازهايشان را بين هوا ميکشيم و از بين ميبريم. مگر آنها ميتوانند به اينجا هجمه کنند؟  جماران  1362

جنگ جنگ جنگ ....

   سید احمد خمینی : در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود اما مسئولان جنگ گفتند ما باید تا کنار اروندرود برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم.. امام اصلا با این کار موافق نبودند و می‌گفتند اگر بناست شما جنگ را ادامه دهید، بدانید اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید ، دیگر این جنگ تمام شدنی نیست و باید این جنگ را تا نقطه خاصی ادامه دهیم. الان که قضیه فتح خرمشهر پیش آمده ، بهترین موقع برای پایان جنگ است. روزنامه جمهوری اسلامی،14/1/1374
   هاشمی رفسنجانی : وابسته نظامی ایتالیا گفته کشورهای نفت خیز منطقه مایلند 60 میلیارد دلار خسارات جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است، منصرف شود. خاطرات روز 15/12/1360
   هاشمی رفسنجانی : ما غرامت را از حزب بعث عراق می‌خواهیم و حاضر نیستیم از کشورهای دیگر بگیریم. اطلاعات 17/8/61
   هاشمی رفسنجانی : کدام بی‌انصافی پیدا می‌شود که به جمهوری اسلامی امروز بگوید ما متقاضی تنبیه صدام و حذف بعث عفلقی از تاریخ عراق نباشیم؟ فردا اگر صدام در عراق بماند ما جواب این همه انسان فداکار عضو باخته را چه می‌توانیم بدهیم؟هیچ چیز نمی‌تواند جز سقوط صدام و برقراری حکومت اسلامی در عراق به دل جانبازان و خانواده شهدا آرامش ببخشد. هر نوع عوض مادی را ما بگیریم، باز هم قابل مقابله با این خسارت عظیمی که ما دیده‌ایم نیست. اطلاعات 14/10/1361
   هاشمی رفسنجانی : اینکه اگر صدام برود و حکومت اسلامی روی کار بیاید ، ما غرامت نمی‌خواهیم؛ حرف شورای عالی دفاع نبوده ولی کسی با آن مخالفتی هم نکرده است. اطلاعات 17/8/1361
   سید احمد خمینی : امام مایل بودند که بعد از فتح خرمشهر, جنگ تمام شود اما اطرافیان و دور و بری های ایشان نگذاشتند.
سخنرانی آخر , بهمن 73 در دیدار با جمعی از خانواده شهدا

طالقانی ، زن و حجاب

حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی. / هیچکس زنان را به داشتن حجاب مجبور نمی کند. / اجازه نمیدهیم کسی به زن ها اهانت کند./ ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمیگوید. / زنان عضو فعال اجتماع ما هستند. /چه کسی گفته که زنها بروند توی خانه هایشان و توسری خور باشند و محجور بمانند؟ / اینها فرشته های پاک و پر مسئولیت هستند که مقابل رژیم ایستادند و کشته دادند و انقلاب را به ثمر رساندند.این زنان در انقلاب سهم بزرگی داشتند و در تاریخ نیز این سهمشان ثبت می گردد. / اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. / هیچ اجباری هم در کار نیست.مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟ این زنان زحمت کش این زنان خدمتگزار یک روسری می بستند و دوش بدوش مردان کار میکردند. متاسفانه به این زنها ظلم شده. اسلام راضی نیست مردان توی قهوه خانه ها بنشینند و زنان بروند در جنگلها و مزارع و مراتع توی شالیزارها . چرا ملاحظه حقوق آنها را نکنیم؟ / بر مرد واجب است خرج زنش را بدهد. تعهد بکند که با او بهترین رفتار را داشته باشد. هرچه که از بیرون می آورد هر حقوقی که می گیرد توی مشت خانمها بگذارد و مطالبه هم نکند. ایراد هم نمیتواند بگیرد که این غذا چه جور است. / کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است. // کیهان 20 اسفند 57.

+  پرسشگر  | 

راستش برای من مهم نيست كه رشاد خليفه سني بوده يا كافر بوده يا شياد بوده يا هر چيز ديگر ! از تمام برداشت هاي من از رشاد خليفه همين يكي برام بسه كه ديد من رو عوض كرد و همين ديد تازه برام بسه تا براي شادي روحش دعا كنم!

بگذريم ، مطالب خلاصه شده زير تنها به خاطر دوستاني كه آيه هاي مربوط به شفاعت و حجاب و ... در قرآن و نظر رشاد خليفه در مورد آنها را خواسته بودند ، درج مي گردد (منبع) :

● افسانه شفاعت : ايمان به اينکه کسى غير از خدا ميتواند شفاعت ما را بعهده بگيرد، تا گناهان ما بخشيده شود يا خواسته هاى ما برآورده شود، بمنزله اين است که براى خدا شريک قرار داده ايم. اين بت پرستى بحساب مى آيد. قرآن اعلام ميدارد که "همه شفاعت ها متعلق به خدا است" (۳۹:۴۴)، و همينطور "هيچگونه شفاعتى در روز قيامت" انجام نخواهد شد (۲:۲۵۴).افسانه شفاعت يکى از مؤثرترين حيله هاى شيطان است که ميليونها انسان را به بت پرستى گرفتار کرده است. ميليونها مسيحى ايمان دارند که عيسى شفاعت آنها را نزد خدا خواهد کرد، و ميليونها مسلمان ايمان دارند که محمد شفاعت شان را خواهد کرد. در نتيجه، اين مردم از عيسى و محمد بت ساخته اند. مفهوم شفاعت بکلى غير منطقى است. براى مثال کسانيکه به شفاعت محمد ايمان دارند، ادعا ميکنند که محمد از خدا ميخواهد تا ايشان را ببخشد و آنها را به پرديس داخل گرداند. آنها فکر ميکنند در روز قيامت محمد داوطلبان را انتخاب ميکند تا شفاعت آنها را بکند. اگر شما از کسانى که به شفاعت عقيده دارند، بپرسيد "چطور محمد تشخيص ميدهد چه کسى لياقت شفاعت دارد و چه کسى ندارد" ميگويند، "خدا به او خواهد گفت" يعنى ابتدا شخص نزد محمد ميرود و از او تقاضاى شفاعت ميکند. سپس محمد از خدا ميپرسد که آيا اين شخص ليافت شفاعت را دارد يا نه خدا محمد را آگاه ميسازد که بله اين شخص استحقاق رفتن به بهشت را دارد. سپس محمد رويش را ميکند به طرف خدا و ميگوييد، "اين شخص لياقت به بهشت رفتن را دارد" چه کفر آشکارى؛ کسانى که به شفاعت ايمان دارند، در حقيقت خدا را منشى بت شان، محمد، قرار ميدهند. سبحان الله. از آنجاييکه قرآن دقيقترين کتاب است، تصديق ميکند که هر کسى در بهشت شفاعت نزديکانش را خواهد کرد : "خواهش ميکنم خدا، مادر من را به پرديس داخل گردان." اين شفاعت عملى است، بشرط اينکه مادر آن شخص سزاوار رفتن به بهشت باشد (۲:۲۵۵، ۲۰:۱۰۹، ۲۱:۲۸). بنابراين، شفاعت، اگر چه به اين طريق انجام ميشود، اما کاملا ً بى قايده است. ما از قرآن مى آموزيم که ابراهيم، بنده محبوب خدا، نتوانست شفاعت پدرش را بکند (۹:۱۱۴). نوح نتوانست شفاعت پسرش را بکند(۱۱:۴۶). محمد نتوانست شفاعت عمو (۳_۱۱۱:۱)، و خويشاوندانش (۹:۸۰) را بکند. چه عاملى باعث ميشود که شخصى فکر کند پيغمبران و مقدسين شفاعت يک غريبه را بکنند، به آيات ۱۲۳، ۲:۴۸ ؛ ۹۴، ۷۰، ۶:۵۱؛ ۷:۵۳؛ ۱۰:۳ ؛ ۱۹:۸۷؛ ۲۶:۱۰۰ ؛ ۳۰:۱۳ ؛ ۳۶:۲۶ ؛ ۳۹:۴۴ ؛ ۴۰:۱۸ ؛ ۴۳:۸۶ ؛ ۵۳:۲۶ ؛ و ۷۴:۴۸ توجه کنيد. شفاعت محمد در آيه ۲۵:۳۰ آمده است.

● سه قانون برای حجاب خانم ها در اسلام

- قانون اول : بهترین پوشاک :

قرآن 7:26  اى فرزندان آدم، ما براى شما لباس هايى فراهم كرده ايم كه بدن هايتان را بپوشانيد و نيز مايهٔ تجمل شماست. اما بهترين لباس، لباس پرهيزكارى است. اينها برخى از نشانه‌هاى خداست، باشد كه توجه كنند. این اصل حجاب در قرآن است و این اولین قانون حجاب زنان در اسلام است.

- قانون دوم : سینه های خود را بپوشانید :

قرآن 24:31 و به زنان باايمان بگو که نگاه خود را مهار کنند و نجابت خود را حفظ نمايند و هيچ قسمتی از اندام خود را آشكار نكنند، مگر آنچه لازم است. بايد سينه‌های خود را بپوشانند و اصول لباس پوشيدن را در حضور ديگران رعايت كنند، غير از شوهرانشان، پدارانشان، پدرشوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان، پسران برادرشان، پسران خواهرانشان، زنان ديگر و خدمتكاران يا كاركنان مرد كه ديگر تمايل جنسی ندارند، يا بچه‌هايی كه بالغ نشده‌اند. و هنگام راه رفتن طوری قدم برندارند تا برخی از اعضای بدنشان را تكان دهند و نمايان سازند. همهٔ شما به خدا توبه كنيد، ای ایمان آورندگان، باشد كه موفق شويد.قانون دوم را می توانید در سوره 24:31 پیدا کنید.  اینجا خدا به خانم ها دستور میدهد که هنگام لباس پوشیدن سینه های خود را بپوشانند. کلمه حجاب در قرآن : کلمه حجاب یک اصطلاحی است که وقتی از طرف زنان مسلمان ابراز میشود به این منظور است که باید سر و گاهی صورت و حتی گاهی چشم را هم پوشاند.  کلمه حجاب به عربی معنی های زیر را دارد.  پرده- روبنده- تقسیم کننده. آیا می توانیم کلمه حجاب را در قرآن پیدا کنیم؟ کلمه حجاب در قرآن هفت بار آمده است، پنچ بار کلمه "حجاب" و دوبار "حجاباً" 19:17، 17:45، 42:51، 41:5، 33:53، 7:46. هیچکدام از این کلمات حجاب در قرآن معنی آنرا نمی دهد که امروزه مسلمانان سنتی به عنوان پوشاک زنان مسلمان استفاده میشود. خدا می داند که نسلهای بعد از محمد از کلمه حجاب سوء استفاده می کنند و قوانینی در مورد طرز لباس پوشیدن درست می کنند که مورد تائید خدا نیست.  کلمه حجاب و همینطور حدیث در قرآن بکار برده شده بود قبل از آنیکه از آنها به معنی دیگر سوء استفاده شده باشد.  حجابی که در قرآن آمده هیچ ارتباطی با قوانین حجابی که مسلمانان سنتی درست کرده اند ندارد، و این حجاب به رسوم هر گروهی مربوط میشود، نه اسلام. در بعضی از ممالک، مردان این حجاب را دارند و در بعضی خانم ها.  مخلوط کردن قوانین خدا با رسومی که انسانها درست کردند یک نوع بت پرستی است، زیرا کسانی که از این قوانین پیروی مکنند منبعی کنار کلام خدا می گذارند در حالیکه مدعی هستند که از طرف خداست. بت پرستی تنها گناهی است که اگر تا دم مرگ ادامه داشته باشد قابل بخشش نیست.  سرپیچی از آنچه که خداوند در قرآن دستور داده اند، یا پیروی از قوانین ساخته شده ایی که در قرآن نیست نشانه های واضح رد کردن خدا و پیغامش هستند.  وقتی که رسوم به احکام خدا ارجحیت پیدا کنند نشانه آن است که دین حقیقی ما در مقام دوم قرار گرفته است.  خدا از کسی قبول نمی کند که در مقام دوم قرار گیرد خدا باید همیشه اول باشد و برای او هیچ دوی وجود ندارد.

- قانون سوم : بلندتر کردن لباسها :

قرآن 33:59 ای پيامبر، به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان بگو كه لباس های خود را بلند كنند. بدين ترتيب، آنها (به عنوان زنان پرهيزکار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفوكننده، مهربان ترين. اولین قانون حجاب برای زنان مسلمان در 7:26 آمده است، دومین در 24:31 و سومین در 33:59 با در نظر گرفتن آیه های بالا این برای ما واضح میشود که حجاب در قرآن برای زنان پرهیزکاری و محجوبیت است.  خدا می داند که محجوب بودن در جوامع مختلف معنی های متفاوت خواهد داشت به همین دلیل تصمیم گیری در مورد آنرا واگذار به هر شخصی می کند.  محجوب بودن یک زن در نیویورک ممکن است مورد قبول یک زن در مصر قرار نگیرد همانطور که محجوب بودن یک زن در مصر ممکن است مورد تائید یک زن در عربستان صعودی قرار نگیرد. خدا کاملاً از اختلافاتی که ما از درک محجوبیت داریم آگاه است، او ما را خلق کرده است و در انجام وظایف دینی برای ما هیچ سختی نخواسته است.  او تصمیم گیری در محجوب بودن را به ما واگذار کرده است و هر کسی که بخواهد یک حد خاصی برای محجوب بودن تعین کند در واقع مدعی میشود که از خدا بهتر میداند.  خدا تصمیم در این مورد را به اختیار هر شخصی گذاشته و هیچکس اجازه ندارد که آنرا محدود نماید. پیروی کردن از دستور هر کسی جز خدا بت پرستی میشود.  این جدی بودن مسئله حجاب را میرساند.  زناني که حجاب دارند به دلیل رسومشان و یا به دلایل شخصی مرتکب گناه نشده اند تا زمانی که درک کنند که این جزء این دین کامل نیست.  کسانی که حجاب دارند به دلیل اینکه فکر می کنند که دستور خداست مرتکب بت پرستی شده اند، از آنجایکه خدا این را دستور نداده بلکه این دستور رهبران دینی است.  این زنان برای خود یک خدای دیگری پیدا کرده اند که به آنها دستور داده است که باید سرهای خود را بپوشانند تا مسلمان قبول شوند، به عوض خدای یکتا که قرآن را کامل و بدون نقص و با جزئیات نازل کرده است.

● دعاهاى ارتباطى (نماز) : هر نمازى از زمان خودش تا وقتى که وقت نماز بعدى ميشود، قابل قبول است. اگر در زمان تعيين شده خوانده نشود، فرصتى است از دست رفته که نميتوان آنرا جبران کرد؛ فقط شخص ميتواند توبه کند و طلب بخشش کند. پنچ نماز شامل ۲، ۴، ۴، ۳، و ۴ رکعت، به همين ترتيب هستند.

اثبات اين که نماز از قبل بواسطه ابراهيم تأسيس شده بود در آيات ۸:۳۵، ۹:۵۴، ۱۶:۱۲۳، و ۲۱:۷۳ آمده است. اين مهمترين وظيقه در اسلام (تسليم) آنقدر تغيير شکل پيدا کرده که براى اکثر مسلمانان نمازها بصورت آداب بت پرستى در آمده اند. اگر چه قرآن دستور ميدهد که نمازها بايد فقط به تنها خدا اختصاص داده شوند (۲۰:۱۴؛ ۴۵، ۳۹:۳)، مسلمانان امروزى اصرار دارند که اسم "محمد و خانواده اش" و "ابراهيم و خانواده اش" را هم در خلال نمازشان بکار ببرند. اين کار نماز را باطل و بيهوده ميکند (۳۹:۶۵).

● قانون احتمالات فرضيه داروين را رد ميکند : احتمال آغاز گشتن زندگى بطور تصادفى، مانند احتمال بوجود آمدن يک لغت نامه کامل است در اثر انفجار در يک چاپخانه.

● مواد مخدر و مشروبات الکلى : درباره مواد مخدر و مشروبات الکلى نامشروع هيچگونه سازشى نبايد باشد؛ آنها "پليدى و کارهاى شيطانى" خوانده شده اند (۵:۹۰). در آيات ۲:۲۱۹ و ۵:۹۰، مى بينيم که "مسکرات ، قمار، عبادتگاه بت ها و بازيهاى شانسى" مطلقا ً ممنوع شده اند. کلمه اى که براى مسکرات استفاده شده "خمر" است که از ريشه "خمر". به معناى "پوشاندن" گرفتن شده است. بنابراين، هر چيزى که فکر را بپوشاند حرام است. اين شامل هر چيزى است که عقل و فکر را دگرگون کند، مثل مارى جوانا، هرويين، کوکايين، ترياک، الکل، حشيش و هر چيزى که روى مغز تأثير بگذارند.

● 40 سال مهلت : به انسان ۴۰ سال فرصت داده شده تا مطالعه کند، و دور و بر خود را ببيند، تفکر کند، و همه نقطه نظرها را مورد مطالعه قرار دهد قبل از اينکه اين بزرگترين تصميم را بگيرد-که يا از نقطه نظر شيطان پيروى کند يا از قدرت مطلق خدا. هر کس قبل از ۴۰ سالگى بميرد، به بهشت ميرود (۴۶:۱۵). رحمت بيش از حد خدا از اينجا آشکار ميشود که حتى کسانيکه به قرآن ايمان دارند برايشان قبول چنين قانون الهى دلرحمانه اى مشکل است.

+  پرسشگر  | 

پاسخي به دوست عزيزم اريامنش

نخستين قدم در راه اعتلاي ايران شناخت بزرگاني چون كوروش و داريوش است . من گمان نمي كنم كه كوروش نژاد خود را نژاد برتر دنيا دانسته باشد، چرا كه اين حرف با منش و رفتاري كه از او سراغ داريم سازگار نيست! مگر مي شود كسي كه خود را برتر مي داند ، آن هم در 25 قرن پيش آن رفتار را با ملل مغلوب داشته باشد؟ اين تصور ظلم به كوروش است! بياييد براي اعتلاي ايران قدم هاي كوچكتر اما كار سازتري برداريم! بياييد رفتار و منش كوروش و بزرگان ديگر اين سرزمين را درك كنيم و به ديگران هم بياموزيم!

دوست عزيز! شناختن آمريكا يا هر كشور ديگري از روي اخباري كه صدا و سيماي كثيف ما دستچين مي كند يا ماهواره يا فيلم هاي هاليوودي كه هر روز به دستمان مي رسد همان قدر اشتباه است كه يك نفر با ديدن يك فيلم سينمايي ايراني تصور كند كه ايران را شناخته است! چرا كه واقعيت هر جامعه اي به فيلم در نمي آيد ، چون جذابيتي ندارد! ... اما حداقل برتري يك آمريكايي بر ما اين است كه هنرمند آمريكايي شديدترين انتقاد ها را به بالاترين مقام سياسي كشورش وارد مي كند و جايزه اسكار هم مي گيرد و معتاد و نفوذي و مرتد و خود فروخته و دگر انديش و معارض و بر انداز هم شناخته نمي شود! اما كدام هنرمند ايراني جرات حتي اظهار نظر در مورد بالاترين فرد كشور را دارد؟ / زن و دختر آزار ديده آمريكايي به دادگاه شكايت مي برند و غرامت مي گيرند و ... اما كدام زن و دختر ايراني آزار ديده جرات رفتن به پاسگاه و دادگاه را دارد كه خود در خطر تجاور از طرف پليس نيست و كدام زن و دختر آزار ديده ايراني با آغوش باز خانواده خود روبرو مي شود و كدام زن و دختر آزار ديده ايراني از زير سايه سنگين تهمت ها و پچ پچ ها و نگاه ها ، سر بلند بيرون مي آيد؟ .... پس بي ناموسي از ماست! / و ....

نكته غم انگيز اينجاست كه ما ملت برتر جهان ( البته به قول شما) هزاران سال نوري از فرهنگ پر شكوه خود جدا افتاده ايم! ما روزگاري ملت برتر جهان بوديم كه خود را برتر از ديگران نمي دانستيم! روزگاري فخر جهان بوديم كه فخر نمي فروختيم! اما امروز چه؟ جامعه امروز ما چه شباهتي به ايران باستان دارد؟ چه كسي دروغ نمي گويد؟ چه كسي آزادي بيان و مذهب دارد؟ كدام زن و دختري با خيال آسوده جرات قدم زدن در شهر دارد؟ كدام مظلومي جرات حق خواهي دارد؟ ....

اينها به كنار ، كدام دولتي غير از دولت ايران مي شناسيد كه به فكر منافع خود و مردمش نيست؟ بي شك در هزينه هاي ميلياردي اسرائيل و آمريكا براي تخريب ايران و كشور هاي ديگر ، ذره اي منعفت براي مردم و آينده اسرائيل و آمريكا لحاظ شده است! اما ما چه؟

بگذريم ، به قول زنده ياد هميشه اين سرزمين سعدي :" خواجه در بند نقش ايوان است / خانه از پايبست ويران است" ، جواب منطقي تر به شما در آينده نزديك! / اين شعر بي ربط ، اما به واقع تفكر بر انگيز هم تقديم رئيس جمهور محترم!

حرف آباد!

گفت راوي:/ ميز گردي از براي شش هزار و سيصد و شصتاد و پنجم بار/ شد براي حل و فصل مشكلات مردمان، تشكيل/مردمان در انتظار گفته اي، حرفي ز مسئولان/ تا كه با گفتار خود بيخ گراني را بر اندازند/ و  فلك را سقف بشكافند و طرحي نو دراندازند / آن يكي با لحن خوش حالت برانگيزي ندا در داد:/ « آي... مردم ! شادمان باشيد! آمد آن روزي كه در عهد عتيق باستاني ! وعده تان دادند/ آنك اين ما! خيل ارزاني گراياني كه مي گفتند خواهند آمد از آنسوي حرف آباد ! » / گفت راوي: يك تن از مشكل گشايان قصد صحبت كرد/ قبل هر كاري به آمريكا و اسرائيل لعنت كرد/ بعد گفت: « اي دوستان فرياد!/ مي كند كمبود در اين مملكت بيداد/ نيمي از مستضعفان ويلايشان بي آب و بي برق است!/ من به چشم خويش، در اطراف شمران/ ديده ام مستضعفاني را كه دل شان سخت پر درد است/ رنگ كاديلاكشان زرد است! »/ بعد از آن فرمود با فرياد:/ « اي دو صد نفرين بر اين نرخ و بر اين توزيع وارون باد! »/ و وزيران دگر گفتند: « ايدون باد ! »/ آن يكي ديگر ندا در داد: « آري راست مي گويد ليكن اكنون وقت تغييرات بنيادي است!/ في المثل دختر عموي دايي همسايه داماد شوهر خاله عم عيال بنده بيكار است/ دست اين بيچاره را آخر به جايي بند بايد كرد/ فكر بكري چند بايد كرد! »/ وانگه از دل بركشيد آهي و با چشمان گريان گفت:/ « سعي ما، در جذب نيرو بيش از اين بادا! »/ جمله گفتند : « اينچنين بادا! »/ گفت راوي: همچنان گفتند!/ بعد از آن پچ پچ كنان، آهسته با هم مشورت كردند/ مردمان در انتظار گفته اي، حرفي، نفس در سينه ها محبوس/ عاقبت، شد حاصل اين ميز گرد اعلام: /« آنك اي مردم!/ ما از آنجايي كه مي دانيم مردم سخت محرومند و محتاجند،/ و از آنجايي كه دولت « قيم » و باباي كشورهاي محروم جهان هم هست،/ و از آنجايي كه ملتهاي بي باباي آفريقا، سياه و با نمك هستند/ اعتبارات رفاهي شما، صرف رفاه مردم آن خطه خواهد شد»/ مردمان از خنده بر اين رأي ترسيدند/ آنقدر گشتند تا يك گوشه، راوي را مچل ديدند/ بي مروتها به ايشان، سخت خنديدند./ (شعر از :ابوالفضل زرويي نصرآباد)

+  پرسشگر  | 

در دوره اي كه آثار تاريخي كشور يا بدست خود ما نابود ميشه يا بدست قاچاقچيان به خارج از كشور فرستاده ميشه! و دولت اگر يكي از بزرگترين نابود كنندگان ميراث فرهنگي كشور نباشه، بي شك نابود كننده يكي از بزرگترين آثار باستاني كشور يعني پاسارگاده! و بحث و جدل هاي چند صد ساله ما پيرامون جايگاه دين و مذهب و ملي گرايي و وطن دوستي و باستان گرايي و ... تا قيامت تموم شدني نيست! و هنوز دعوا داريم كه كوروش و داريوش شايسته احترام و نكو داشت هستند يا نه! و هزار مصيبت ديگه .... بياييد در تلاش براي حفظ و ثبت و شناساندن ميراث شكوهمند ايران از فراگير ترين و كم خطر ترين و كم هزينه ترين راه ممكن يعني اينترنت با اين همه  هاست و وبلاگ و فضا و خدمات رايگان و ... و دوربين هاي ديجيتال كه هر روز فراگير تر ميشن استفاده كنيم و عكس هايي بزرگ و زيبا و با كيفيت از مناظر و آثار باستاني ايران به همه دوستداران فرهنگ و تمدن ايران در سراسر جهان هديه كنيم.

چرا عكس؟ جواب ساده است:

1 كافيه درباره هر يك از آثار باستاني ايران (حتي معروف ترين ها) سرچ عكس بزنيد و با انبوهي از عكس هاي كوچيك رنگ و رو رفته بي كيفيت كه به ندرت رزوليشني بيشتر 640 در 480 دارن (عكس هاي 2 يا 3 مگاپيكسلي پيشكش) و معمولا با بزرگي هر چه تمامتر شجره نامه عكاس و سايت روشون حك شده برخورد كنيد! سراغ سايت هاي فرهنگي و تاريخي هم كه ميريد ، وضع اسفناك تره! عكس هاي سايت ميراث فرهنگي رو ديديد؟ ... سايت هاي خارجي رو چي؟ سرچ عكس از بناهاي معروف دنيا زديد تا ببينيد چه خبره؟ ... ، فرض كنيد يه نفر ايراني يا غربي (فرقي نمي كنه) كه اسمي از منشور كوروش شنيده ، مياد و تو اينترنت دنبال عكس هايي از كوروش و آرامگاه و منشورش ميگرده ! فكر مي كنيد چي گيرش مياد؟ مي تونيد امتحان كنيد! تا عمق فاجعه رو درك كنيد!

مثلا اين عكس بهترين عكسيه كه من از سرچ چندين و چند باره در گوگل درباره غار شاپور بدست آوردم كه منبعش ايراني نيست! و عكس هاي سفر يه عده آلماني به ايرانه در سال 2002

يا اين عكس زيباترين عكسه از آرامگاه داريوش بزرگ در نقش رستم!

يا اين عكس هنرمندانه ترين عكسيه كه من از آرامگاه كوروش ديدم با نام غم انگيز " باغ هايم كو ؟ "

2  عكس هاي بزرگ و جذاب و با كيفيت از ايران و آثار تاريخي اون در اينترنت خيلي كمه و يا لااقل تو اون سايت هايي كه بايد باشه نيست و همون عكس هاي كوچيكي هم كه هست بعضا مشكل نامگذاري دارن مثل عكس هاي زيباي نقش رستم در سايت ايران پيكس كه به صورت Nakhsh-e Rostam نوشته شده كه من نمي دونم در نتيجه سرچ ها چقدر اثر ميذاره

3  يك عكس خوب گوياي حقايق زياديه كه هيچ مقاله و كتابي توانايي رد كردن اونها رو نداره

4  عكس فراگيره و نيازي به توضيح و ترجمه و فونت و ... نداره و هر كسي  از هر كجاي دنيا كه باشه با ديدن چند تا عكس خيلي چيز ها دستگيرش ميشه

5  خوندن يك متن هر چقدر هم جالب نوشته شده باشه ، از حوصله خيلي ها خارجه ، اما يك عكس خوب همه رو جذب ميكنه

6  معمولا بهترين و بزرگترين عكس ها از بي كيفيت ترين فيلم ها كم حجم تر هستند و نقل و انتقالشون راحت تره

7 چه تضميني داريد كه اثري رو كه امروز به ديدنش رفتيد، سال ديگه كه هيچ ! ماه ديگه هم ببينيد؟ اصلا چند تا بناي تاريخي تو شهر و ده و محله تون مي شناختيد كه ديگه وجود نداره و عكسي هم ازش موجود نيست! و ...

+  پرسشگر  | 

ديروز و امروز با هر دوست و آشنايي كه تو قم دارم در تماس بودم و اخبار خيلي جالب و در عين حال تاسف باري بدست آوردم! اما يه حرف هايي هم شنيدم كه حسابي حالم گرفته شد و باعث شد از خير پياده كردن صحبت هاي ضبط شده دوستام روي كاغذ و درج اونها تو وبلاگ بگذرم! يعني اصلا حوصله شو ندارم از سر خوردگي و درماندگي و خواري مردمي كه مونده بودن روزه شونو باز كنن يا نه بنويسم! از جمعيتي كه دور و بر دفتر هاي بهجت و صانعي جمع شده بودن و هنوز هم شك داشتن! از بد و بيراه هايي كه مردم به زمين و زمان و بانيان اين حماقت مي دادن! از گله هايي كه از رهبر داشتن! از جوون هايي كه به ريش همه مي خنديدن! از مردمي كه دور و بر دفتر مراجع مشغول خوردن شير كاكائو و چايي بودن و صداي بلندگو هاي حرم حضرت معصومه رو مي شنيدن كه مرتب اعلام ميكرد امروز پنجشنبه عيد نيست و رويت ماه براي ولي امر مسلمين جهان محرز نشده! از اينكه بهجت صبح پنجشنبه عيد رو اعلام كرده و سريع نماز خونده و رفته! از اينكه رئيس دفتر صانعي در گوش يكي گفته ما اجازه نماز خوندن نداريم و بلند گفته بخاطر احترام به بقيه نماز رو فردا مي خونيم اما فطريه ها رو الان مي پذيريم! از اينكه وحيد خراساني و فاضل لنكراني هم پنجشنبه رو عيد اعلام كردن! از اينكه يه حجه الاسلام و المسلمين به روزنامه ها گفته به مردم چه كه عيد كي ميشه و ماه كي در مياد ، مردم بايد مطيع مرجعشون باشند!  از اينكه اگه روز عيد مهم نيست و مهم عمل به تكليفه چرا اجازه پخش اعلام عيد از طرف بزرگاني مثل بهجت و لنكراني در رسانه ها داده نميشه! از صحبت هاي رفسنجاني كه چند سال پيش خطاب به جهان اسلام گفت زشته كه عيد فطر ها تو هر كشوري (نه هر خيابوني!) با كشور ديگه فرق داره و بايد مسلمون ها چاره انديشي كنن! از اينكه تا چند سال پيش كه بزرگاني مثل مرعشي و گلپايگاني و اراكي زنده بودن از اين مسخره بازي ها خبري نبود! از اينكه غروب امروز جمعه ماه ( كه بچه هم تشخيص ميداد كه اين ماه ، ماه شب سومه!) تو آسمان پيدا بود ....

اما دو تا مطلب مي نويسم كه اوليش مال يه وبلاگه و من فقط فحش ها شو از توش در آوردم و دومي ....

اين شعر سعدي هم تقديم به اون پير زني كه امروز ، خودم تو خيابون ديدمش كه مقلد بهجت بود و تازه فهميده بود كه ديروز در روز حرام روزه بوده و داشت صدا و سيما و خيلي هاي ديگر رو نفرين ميكرد

فرياد پير زن كه بر آيد ز سوز دل / كيفر برد ز جمله مردان كارزار

سيصد هزار بار از آن سخت تر زند / ضربت ، كه شير شرژه و شمشير آبدار  

يه وبلاگ : برنامه جالبی از شبکه برون مرزی IRIB1 ایران پخش شد : - نماینده ولی فقيه رو آورده بودن و داشتن باهاش مصاحبه میکردن که چرا روز عید فطر در ایران هیچ زمان قطعی و مشخص نیست ؟ یک نفر منجم و استاد دانشگاه هوا فضا و دکترای فیزیک رو هم آورده بودن و از اون می پرسیدن مگه نمیتونین با کمک وسایل نجومی تقارن ماه رو حدس بزنید ؟ حالا پاسخ ها رو گوش بدید :

- منجم گفت : "دستگاههای ما و علم امروزی بشر بقدری دقیق و پیشرفته هستن که ما میتونیم حتی در روز روشن هم فاصله ماه تا تهران رو محاسبه کنیم چه برسه به تقارن ماه و آغاز هلال ماه !"

- آخونده با غیض گفت :" ما نمیتوانیم بر پایه حدسیات عده ای منجم با دین و ایمان مردم بازی کنیم و حتما باید چند نفر از آیات عظمی و مخصوصن رهبر فرزانه هلال ماه را ببینند تا قطعیت پیدا شود و بتوانیم عید سعید فطر را اعلام نماییم !" از این جواب احمقانه تر هم وجود داشت ؟ آدم رو یاد گالیله و دادگاه تفتیش عقاید قرون وسطی می اندازه!

يك حجه الاسلام و المسلمين […] پس از پايان نماز جماعت ظهر در روز پنجشنبه : ... دل رهبر از اين فتنه ها خونه! ... آقاي بهجت خيلي پيره و حال نداره حتي جواب سلام مردم رو بده! يهودي ها به دفتر ايشون نفوذ كردن و ايشون ديگه اختياري در دفترش نداره! و امروز رو هم همين يهودي ها به قصد تضعيف اسلام و ... عيد اعلام كردن! ...

+  پرسشگر  | 

آقاي صانعي هم امروز پنجشنبه را عيد فطر اعلام كرد. بنا بر خبر موثق رسيده از قم اطلاعيه اي با اين مضمون بر در دفتر ايشان در قم نصب شده:" با سلام و آرزوي قبولي طاعات، رويت هلال ماه شوال براي .... صانعي محرز شده است ، بنا بر اين امروز پنجشنبه 12 آبان 84 عيد سعيد فطر مي باشد". جالب است كه اجازه خواندن نماز عيد فطر به ايشان داده نشده است!

تلفن دفتر ايشان : 02517744010

+  پرسشگر  | 

آقاي بهجت امروز پنجشنبه را عيد فطر اعلام كرد و نماز عيد فطر را هم خواند!

تلفن دفتر ايشان : 02517740220

پرسه در ابهام ها پيرامون اعلام روز اول ماه رمضان و عيد فطر و نقش رهبر: بزودي

+  پرسشگر  | 

●● درد دل

چند وقت پيش داشتم به اين فكر مي كردم كه چرا ايران در قبال سرقت ميراث معنوي خود بدست كشور هاي همسايه سكوت كرده و هيچ كاري نمي كنه ...  در جريان هستيد كه دنيا ديگه زرتشت و نظامي و صفي الدين ارموي و ابن سينا و مولانا و بيروني و ... رو ايراني نمي دونه ! چون ديگر كشور ها آنقدر سمينار و همايش و يادبود براي بزرگان ما گرفتن كه جوامع بين المللي مثل يونسكو پذيرفتند كه بزرگان ما متعلق به ديگرانند ! موضع ايران هم واضحه : سياست حماقت و سكوت!

وقتي كشور همسايه ما براي هويت بخشي به خودش و كسب آبرو از هيچ كاري دريغ نمي كنه و حتي واحد پول خود را با صرف هزينه هاي گزاف به "نظامي" تغيير ميده! مسلمه كه حقش هم هست كه نظامي رو مال خودش بدونه! اما ما چي؟ سمينار و همايش و خرج كردن پيش كش! حتي اسم بزرگان ما هم برده نمي شه؟ مگه چند روز پيش يادروز جهاني كوروش نبود؟ يا چند سال پيش مگه سال جهاني گراميداشت زرتشت اعلام نشد؟ در ايران چه اتفاقي افتاد؟ صدا و سيما و روزنامه ها و ... چه كار كردن؟ اصلا كار هم پيش كش ! از اينهمه ميدون و خيابون و مدرسه و بيمارستان و بنياد و ... اسم كدومش كوروش و داريوش و زرتشت و رستم و كيسيا و آتوسا و هزار بزرگ ديگر اين سر زمينه؟ چي ميشه اگه اسم يه مهد كودك ! كوروش باشه؟ يا اسم يه مدرسه سورنا باشه؟ كدوم گوشه نظام به خطر مي افته؟ اسم و رسم كي كمرنگ ميشه؟ كي از اسلام ناب محمدي منحرف ميشه؟ مگه اسم بزرگ ترين خيابون و بزرگ ترين ميدون و دانشگاه و ... در همه شهر ها امام خميني نشد؟ دست همه درد نكنه ، اما اسم كوچكترين خيابون تو يك شهر بشه انوشيروان! يا اين هم پيش كش ، لااقل اسم كوروش و خشايار و هژير و هوخشتره روي دلقك هاي طنز هاي شبانه سيما گذاشته نشه!

●● نكته

رئيس سازمان ميراث فرهنگي در ايران با اولويت حزبي و سياسي انتخاب ميشه ( مثل مرعشي و مشاعي ) و شناخت و درك بالا تاريخ ايران و ارزش ميراث باقيمانده از گذشته براي انتخاب رئيس اين سازمان ذره اي در نظر گرفته نمي شه ( حتي از طرف مدعي تمدن شناسي : خاتمي!) و بودجه اين سازمان رو ته مانده ريخت و پاش هاي دستگاه هاي ديگه تعيين مي كنه و همون بودجه نا چيز هم به هدر ميره! (يادتون مياد چند تا بناي تاريخي كه با رقم هاي چند ميليوني باز سازي و احيا ميشد! ، به خاطر نبود بودجه نابود شد و مرعشي دنبال خريد ساختمان 15 ميلياردي براي تشكيلات خودش بود !)

●● افسوس

هيچ فكر كرديد اگه از بناهاي برجسته تاريخي ايران ، تخت جمشيد يا آرامگاه كوروش يا ... تو يه كشور ديگه بود چي ميشد؟ مثلا آرامگاه كوروش تو تركيه بود! مسلما تا شعاع چند صد كيلو متري آرامگاه رو آباد مي كردن، ده ها هتل و آژانس و فرودگاه و .... در نزديكي اون مي ساختن و هزاران تور مسافرتي و همايش و جشنواره و كنسرت و ... به افتخارش برگزار مي كردن و هم آبرو براي خودشون كسب مي كردن و هم ميليون ها دلار در آمد! منشورش رو هم به رخ همه مي كشيدن و به دنيا فخر مي فروختن! ...


اما ما چي؟ به تماشاي ويراني آرامگاه او و پاسارگاد بسنده نكرديم و خودمون مي خواهيم نابودش كنيم ... وقتي رئيس جمهور ما وجود اينو نداره كه تو سخنراني سازمان مللش اسم كوروش رو ببره و از منشور اون صحبت كنه و يه ذره كياست و سياست بخرج بده و فرق تريبون سازمان ملل رو با تريبون هاي ضد استكباري تكبيري خودمون بدونه و از موضع الفت و صلح و دوستي حرف بزنه و از جو مثبتي كه بخاطر قضيه گفتگوي تمدن ها و نمايشگاه "ايران ، شكوه گذشته ها" در لندن و ... نسبت به ايران باستان (نه معاصر) بوجود اومده به نفع مملكت بهره برداري كنه و دنيا رو از ايران نترسونه و بگه از همون جايي مياد كه كوروش اومده بود! (هر چند كه اونوقت آبروي كوروش به خطر مي افتاد) ، از وزير و معاونش چه توقعي كه فرهنگ و تمدن سرشون بشه؟

●● چند خبر از انبوه خبر هايي كه هر روز مي شنويم

نصب بناى كوروش در آمريكا

«آياپير» بزرگترين موزه صخره اى جهان در خطر نابودي

چند تيتر از اخبار سرويس ميراث فرهنگي ايسنا

- زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك پاسارگاد كي مي‌رسد؟ كار حفاظتي بلندمدت در پاسارگاد انجام نشده است

سنگ‌هاي تاريخي پراكنده در مجموعه به حفاظت نياز دارد

- مسؤول انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي مسجدسليمان هم اعتراض كرد: با آب‌گيري سد سيوند، آثار باستاني منطقه تخريب مي‌شود

- انجمن‌ها در زمينه‌ي جلوگيري از تخريب بيشتر در تخت ‌جمشيد (پارسه) ضعيف عمل مي‌كنند.

- شش بناي تاريخي مهم تربت جام در خطر تخريب جدي قرار گرفته‌اند

- مخزن آب حيات‌بخش تهران‌پارس ذره‌ذره آب مي‌شود! تخريب تدريجي سياست جديد است؟

- معبد "برد نشانده" مسجدسليمان؛ ويرانه‌اي با 80 درصد تخريب!

- ارك بهتر است يا اثر تاريخي؟ سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، هم‌دست شهرداري در تخريب اثر باستاني؟!

- ثبت بنا در فهرست آثار ملي هم آن را از خطر نابودي حفظ نمي‌كند! آموزش و پرورش فارس آسياب تاريخي را تخريب، و ميراث فرهنگي سكوت كرد

- شهرداري حميديه آثار باستاني ثبت‌شده در فهرست آثار ملي كوشك حميديه را تخريب كرده است

- با دريافت مبلغ‌هاي كلان، «شهرداري شيراز بنايي تاريخي را تخريب و به حريم اثري ثبت‌ شده تجاوز كرد»

- از ايذه خبر رسيد؛ تخريب ”تاق طويله “ هم‌چنان ادامه دارد

- در اثر بي‌توجهي و نبود رسيدگي، قلعه‌ي تاريخي ”سلاسل“ شوشتر در آستانه‌ي تخريب قرار گرفته است

- به علت نبود اعتبار براي مرمت، ميل خسروگرد سبزوار در حال تخريب است

- بسياري از بناهاي تاريخي سبزوار در حال تخريب هستند اعتبار مصوب براي مرمت و نگهداري آثار كاهش يافته است

- حمله به چنگيز و نوادگانش؟! شهرداري تنها شهر بازمانده‌ي ايلخاني با فضاهاي كالبدي را تخريب كرد

- آرامگاه ابوسعيد ابي‌الخير و چهار اثر تاريخي ملي ديگر تربت حيدريه در معرض تخريب است

- شهردار منطقه 1 تبريز: خانه قديمي و تاريخي پروين اعتصامي در حال تخريب است

- ارگ 700 ساله عليشاه تبريز همچنان در معرض تخريب است

- مدير اداره ميراث فرهنگي شهرستان‌هاي رشتخوار و تربت‌حيدريه: تخريب آثار تاريخي ايران در 50 سال گذشته صدبرابر حمله‌ي مغول بوده است

- بلدوزرهاي راه آهن محوطه‌ي تاريخي چهل‌ماه را نابود كردند

- زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك آثار باستاني فيروزآباد كي مي‌رسد؟ آثار ساساني فيروزآباد با ادامه‌ي روند تخريب كنوني، نابود مي‌شوند

- آهنگ فروپاشي سنگ‌هاي بناهاي هخامنشي شدت يافته ، مسؤولان سازمان ميراث‌ فرهنگي نسبت به ضرورت جلوگيري از تخريب‌هاي پاسارگاد و تخت جمشيد بي‌اطلاعند؟

- زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك آثار باستاني شهر گور كي مي‌رسد؟

- وضعيت اسفناك آثار باستاني گنزك ( تخت سليمان تكاب) كي پايان مي‌يابد؟ اين مكان مقدس براي ‌٧٠٠ سال جايگاه آتش آيين زرتشت بود.

- زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك پاسارگاد كي مي ‌رسد؟/هنر پاسارگاد بسيار مهم‌تر از هنر تخت‌جمشيد است باغ‌هاي پاسارگاد شاهدي بر ابتكار هنرمندان ايران است.

بخشي از ميراث غارت شده ايران ( منبع : سيروس نيوز )

- به غير از منشور کورُوش و آثار مربوط به تخت جمشيد و شوش و ... ، آثار کليدی ديگری چون مجموعه کم نظير جيحون [شامل غلاف خنجر، لوحه هايی با نقش افراد و وسايل متعدد که از طلا ساخته شده] ، «سنگ نبشته قانون حمورابی » ، مجموعه های نفيس ايرانی در ايتاليا ، آثار [ايرانیِ] معماری لوور، مجموعه مکتوب و مينياتورهای ايرانی در آمريکا ، ... و تابلوهای نقاشی ميهنمان در « ارميتاژ » در شهر سنت پترزبورگ به سر می بَرند .
- در آمريکا [در گالری نلسون واقع در شهر کانزاس سيتی در استان ميسوری] ، نيز علاوه بر سر ستون های سنگی و نقوش برجسته از دوران هخامنشی و ظروف مفرغ متعلق به لرستان ، و ... ،آثار هنری ديگری هم از کشور ما موجود است . در بشقاب سفال لعابداری متعلق به قرن سوم هجری ، تصوير سه انسان را می بينيم که هر کدام با سازی در دست ، موسيقی می نوازند و می رقصند.

- در موزه هنرهای دستی اتريش ، قالی «شکارگاه» شاه عباسی موجود است که برخی از کارشناسان ، نفيس ترين قالی جهان دانسته اند .
- موزه بريتانيا مهم ترين مجموعه های هنر پارسی در جهان را ضبط کرده است . سفالهای مربوط به قرن نهم و دهم قبل از ميلاد که در سيلک کاشان به دست آمده ، و « مُهر داريوش» ... در اين موزه نگهداری می شود .
- در موزه چرم و کفش (آلمان) يک جلد قرآن جلد چرمی مطلا با نقشهای ترنجی به رنگ های سبز و آبی است که در قرن يازدهم هجری ساخته شده است .
- در موزه آلتنبورگ اشترالزوند (آلمان) آثار يکصد ورق آس و گنجينه های قديمی ساخت ايران که بر پنجاه برگ از آنها صحنه های مختلف شاهنامه فردوسی نقاشی شده ، و ورق های مُدّور که منقش به صحنه هايی از داستان های هفت پيکر نظامی است ــ موجود است .
- در موزه عروسکی مونيخ (آلمان) مجموعه ای از عروسک های ايرانی و مدارک اصول و جزئيات خيمه شب بازی در ايران ، نگهداری می شود .
- در موزه صنايع دستی (برلين) عالی ترين آثار هنری ايران، ظرف های قلمزنی، خاتم کاری، پارچه های زربافت، کاشی ها و سراميک های ايرانی و بسياری ديگر از صنايع دستی ايرانی از عصر ساسانيان تا صفويان و... به چشم می خورد .
- در موزه لوور (فرانسه) حدود ۲ هزار اثر باستانی ايران مربوط به هزاره پيش از ميلاد ، از جمله سر ستون های آپادانا با ۷ متر و آثار داريوش در شوش را در خود جای داده که در فاصله سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ ميلادی به اين موزه منتقل شده است .ظرف های رنگ آميزی شده سفالی متعلق به نيمه دوم هزاره چهارم قبل از ميلاد، سفال های قرن دهم پيش از ميلاد، آثار برنزی قرن هشتم پيش از ميلاد، تابلوهای نقاشی، مهره ها و مجسمه های کوچک دوره هخامنشيان (که از قديمی ترين آثار ايرانی است) در اين موزه نگهداری می شود. از مهمترين آثار دوران هخامنشيان در« لوور » ، نقش يک شير و گاو بال دار بر روی آجرهای لعابدار شوش، سرستون گاو ِدوسر از قصر هخامنشيان در شوش است. علاوه بر اينها در موزه لوور آثار متعددی از دوران سامانيان، سلجوقيان، صفويان و... نيز نگهداری می شوند.
- در کاخ و موزه باغچه سرای کشور «اوکراين» معروفترين اثر ايرانی «فواره اشک» در کاخ تاتارها ، که يک هنرمندايرانی ساخته ، موجوداست. همين طور پيکر موميايی شده يک ملکه ايرانی نژاد [همراه با ۱۴۷ قطعه زينت آلات او ،از جمله قطعه های طلايی که روی چشم ها و لب هايش گذاشته است] ــ موجود است .
- در موزه ايالتی تيرون [در اتريش] ، تابلوهای متعدد نقاشی از جمله تابلوهای موش و گربه عبيد زاکانی نقاشی ها و هنر سکاها (از اقوام پيشين ايرانی)، مدال ها، هنرهای تزيينی و ...نگهداری می شود .
- موزه سين سيناتی در کشور امريکا نيز آثار متعددی از هنر ايران را دارد که از مهم ترين آنها، لوحه نفيس نقره ای با نقش «زروان»، «اهورامزدا» و «اهريمن» را می توان نام برد. اين لوح متعلق به قرنهای۷ تا ۸ قبل از ميلاد است.
- يکی از مهمترين آثار هنری ايران، يعنی «مجسمه نيمه تنه شاپور دوم» در موزه تاريخ طبيعی شيکاگو [امريکا] است که از گچ ساخته شده است.
- درموزه بروکسل (بلژيک)، مجسمه برنزی يک رب النوع متعلق به قرن۷ و ۸ قبل از ميلاد و همچنين لگام اسب که در لرستان کشف شده و متعلق به قرن هشتم پيش از ميلاد است ، از مهمترين آثار ايرانی به شمار می رود.
- در موزه بغداد، آثار متعدد پارتی ها، ساسانيان و آثار مشترک ايران و کشورهای بين النهرين نگهداری می شود که از آن جمله نقش های برجسته سنگی «نرگال» NERGAL و نقش خدای آفتاب همراه با يک عقاب علامت مخصوص است، متعلق به قرن دوم پس از ميلاد که از معبد اول شهر «هاترا» به دست آمده ، همچنين از آثار پارت ها که در اين موزه نگهداری می شود می توان به نقش برجسته الهه جنگ به نام «آلات (ALLAT)» همراه با دو الهه ديگر که متعلق به قرن اول پس از ميلاد است اشاره کرد.
- در موزه ملی توکيو (ژاپن) آثار هنری مختلف از ايران شامل ۸۶۰۰۰ قطعه نقاشی ، خوشنويسی ، فلزکاری، کنده کاری، سراميک سازی، خاتم کاری و پارچه های مختلف و...نگهداری می شود .
- در موزه ارميتاژ در شوروی ظروف سفالی ۳۵۰۰سال قبل از ميلاد، آثار هنری دوره اشکانيان شامل ظرف های قوری با نقش شکارگاه سکه های دوران اشکانيان و ساسانيان بخصوص سکه های کمياب «اردشير بابکان»، سنگهای قيمتی حکاکی شده، مُهر مخصوص مادر خسروپرويز و ظرف های سيمين ــ نيز ، نگهداری می شود.
+ جالب اين است که مديران موزه های مهم جهان، همه با هم در يک اعلاميه دست جمعی ، اعلام کرده اند:
اشياء و يادبودهايی که قرن ها پيش به موزه های اروپايی و آمريکايی اضافه شده اند ، در طول زمان تبديل به بخشی از اين موزه ها شده و بخشی از ميراث کشورهايی به شمار می روند که در اين سال ها آنها را در خود جا داده اند.و به هيچوجه به کشورهائی که از آنجا آورده شده [به هر طریقی که بوده باشد] پس دادنی نيستند!

●● يك پرسش غم انگيز

ميراث ما در خانه نابود شود بهتر است يا به دست بيگانه غارت شود و ماندگار بماند؟

+  پرسشگر  | 

امروز يكي از دوستان مذهبيم ميگفت :تو يكي از شبهاي احيا يك حجه الاسلام و المسلمين خيلي محترم گفته : "تمام بد بختي شيعيان امروز اين است كه هي صلوات مي فرستند و لعن كردن عايشه و ابوبكر و عمر و عثمان و شمر و ابوسفيان و .... رو رها كردن ! اين براي شيعه ننگ است كه لعن كردن اينها ورد زبانش نيست! دل اهل بيت از شيعه بخاطر اين ظلم بزرگ خون است! ... كليد حل تمامي مشكلات شيعه لعن كردن است! .... اي جوان شيعه براي استجابت حاجت هايت بجاي اينكه نذر ختم قرآن و دعا و صلوات كني ، نذر لعن كن ، ببين چطور حاجت مي گيري! ... روايت است كه امام صادق روزي از كنار دو نفر رد ميشد و به يكي سلام كرد و به ديگري سلام نكرد! علت را پرسيدند، حضرت فرمود: به آن كه سلام كردم ، صلوات مي فرستاد و به آنكه سلام نكردم لعن دشمنان ما را ميكرد ! من نخواستم به واسطه جواب دادن به من لعن كننده از كارش باز ماند! ... دقت كنيد ، اين حرف خيلي معنا توش است ! يعني لحظه اي نبايد از لعنت كردن غافل باشي! اين اساس شيعه است !..."

واقعا حماقت بيشتر از اين؟

قبل از اينكه هر گونه انگي به من بزنيد ، بگم كه من هم شيعه ام ، اما هيچ وقت خودم رو آلوده اين سبك مغزي ها و جهالت ها نكردم. يعني اصلا برام پذيرفتني نيست كه 1400 سال پس از وقايع صدر اسلام و ايجاد اينهمه تحريف و شبهه و هزار فرقه و مسلك ساختگي ، اين لعن و نفرين ها كمكي به اسلام و ائمه بكنه! برام پذيرفتني نيست كه حضرت علي كه خودش بخاطر منافع اسلام در مقابل خلفا سكوت كرد و حتي از همراهي و كمك به اونها دريغ نكرد و دستور داد ابن ملجم رو آزار ندن و فقط قصاصش كنن احتياجي به لعن و نفرين مني داشته باشه كه از مسلماني فقط اسمش رو دارم و اگه در روزگار حضرت علي بودم ، چه بسا من جاي ابن ملجم بودم و خودم قاتل امامم بودم! مني كه در برابر اينهمه ظلم و جنايت و تحريف ها و بدعت ها و توهين ها به اسلام و ائمه به اسم اسلام ناب محمدي و مداحي و باند بازي و آخونديسم و ... سكوت كردم و بخاطر منافع مادي سپاه و بسيج و حوزه و مسجد و حكومت رو به ... كشوندم و خودم مظلوم رو خفه مي كنم تا محبوب ظالمان بشم و موقعيت بهتري نصيبم بشه ! چه حقي دارم كه كسي رو لعن و نفرين كنم ! اگه دل ائمه از كسي خون باشه ، از منه كه روي همه رو در تحريف و تضعيف اسلام سفيد كردم و تمام ... كاري هامو متبرك به ياد و نام اونا كردم!

اينها به كنار، مگر كم مسلمون ها ، همديگر رو تو اين 1400 سال كشتند؟ مگه كم غير مسلمون ها رو از اسلام بيزار و فراري كردن؟ اين حماقت هاي فرقه اي و قومي كي مي خواد تموم بشه؟ سر اين رحمت و رافت اسلام چي آمده كه خودمون همديگر رو نمي تونيم تحمل كنيم و هر كي نفس كشيد فرياد مرگ بر ، مرگ بر سر ميديم؟ اين جشن هاي متوحشانه و ذلت بار  عمر كشان كم شيعه و سني از هم دور كرده كه لعن و نفرين شبانه روزي هم ترويج ميشه؟ امام زماني كه اينهمه براي ظهورش مثلا دعا ميكنيم ، وقتي بياد با اين حماقت شيعه و سني مي خواد چكار كنه؟ ما كه حتما بر حقيم! نكنه قراره هر چي سني تو دنيا هست رو گردن بزنه؟ اونوقت كي كافر ها رو بكشه؟ بعد از اين كشت و كشتار ها چند نفر زنده مي مونن؟ ... نكنه يه وقت دليل طولاني تر شدن غيبت امام وجود كثيف ما باشه ؟!

از اين هم بگذريم ، اين ننگ مسلمون ها نيست كه امروز سخيف ترين و عقب افتاده ترين بخش دنيا رو تشكيل مي دن كه ترور و جنگ و فقر و توحش و بيماري و ...بينشون بيداد مي كنه؟ اين استكبار جهاني مگه چقدر قدرت داره؟ نبايد هر روز براي عظمت و اقتدار بيشترش دعا كنيم تا سبك مغزي و رذالت خودمون رو بتونيم به اون گره بزنيم؟

خدايا تمام ايمان و مسلماني ما بگير و به ما ذره اي عقل بده!

بيا كه عزم به رفتن كنيم اگر مرديم / بيا دوباره به شب هاي كوفه بر گرديم

نفاق ما به مرور زمانه محكم شد / برنده تر ز دم تيغ ابن ملجم شد

تمام روز فرو برده سر به زاويه ايم / ولي چو شب شود آلوده معاويه ايم

خداي من چه شد آن عهد ها و پيمان ها / چرا هنوز سر نيزه هاست قرآن ها

هنوز در دل اين كوچه ها علي تنهاست / هنوز تيغ به زهر آب داده در كف ماست

... چه شد كه روز جمل دوستدار غير شديم / اسير وسوسه طلحه و زبير شديم

... نسوج بيعت ما حيف انسجام نداشت / به قدر پينه كفش علي دوام نداشت

... به ما كه مرد خداييم كفر چيره تر است / قلوب خلق ز ليل المبيت تيره تر است

... در اين زمانه يكي پاك و رستگار نماند / به جز پليدي مشتي گناهكار نماند

علي علي است به لب هايمان ولي پيداست / هنوز در شب دل هايمان علي تنهاست / (شعر از: ابوالفضل زرويي نصر آباد)

+  پرسشگر  | 

بازتاب : چند تا ايميل به من زده شده تا در مورد دو مطلب ابهام در قرآن و ابهام در حديث و سنت و همچنين رشاد خليفه و نظراتش بيشتر توضيح بدم : قبلا هم گفته بودم ، اين مطالب هيچ كدوم از من نيستن و اونها رو تو سايت ها خونده بودم و تنها بخاطر اينكه هيچ جواب عقلانی نداشتم كه اونها رو رد يا تاييد كنم ، اونها رو تو وبلاگ گذاشتم و به چند سايت قرآني و مذهبي هم فرستادم تا از بيكاري در بيان! و خودم هم از همون روز، کم و بیش دنبال پاسخی برای اونها هستم و تا الان هم چیزی گیرم نیومده! تنها نکته ای که فهمیدم اینه که انگار این چیزها رو نمیشه حضوری و رو در رو با کسی در میان گذاشت! و بهترین کار مطالعه شخصی و پرسه تو سایت های مختلفه چرا که این جوری نگرانی بخاطر سو برداشت و کج فهمی دیگران نداری!

يك ابهام ديگر در قرآن ( سرقتي از يك سايت فيلتر شده): شتر صالح 

الله برای بزهکاران و کشتارگران در اين جهان کيفری بنام قانون قصاص پيش بينی نموده است که مرد آزاد در برابر مرد آزاد و بنده در مقابل بنده و زن در مقابل زن قصاص شود. به اين آيه ها آمده در قرآن ديدی بيفکنيد : ...ای اهل ايمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنين معين گشت که مرد آزاد را در مقابل مرد آزاد و بنده را بجای بنده و زن را به زن قصاص کنيد.....که درون مايه قرآن چنين است .... يا ايهاالذين آمنو کتب عليکم القصاص فی القتلی الحر با الحرو العبد با العبد و الاثی با الاثی... سوره ۲ (البقره) آيه ۱۷۷. الله برابر آيه ۴۴ از سوره ۵ (المائده) ميگوید در تورات بر بنی اسرائل حکم کرديم که نفس قصاص کنند. چشم را به مقابل چشم و بينی را به بينی و گوش را به گوش و دندان را به دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود. از ديد اين الله بنده پرور اگر مرد آزادی بنده يا غلامی و يا زنی را کشت قصاص نخواهد شد. زيرا کيفری تعيين نکرده است. همچنين است درباره کسانيکه يک چشم دارند اگر چشم دو يا چند نفر را کور کردند و يا کسی بينی و يا گوش چند نفر را ببرد و يا بي دندانی دندان چند نفر را بشکند از سوی الله کيفری پيش بينی نشده است. با اين همه نارسايها ای کاش اللهی که چنین سفت و سختی را بر فرمانبرداران خود ارزانی داشته است خود چنین بر آن پای بند می بود و بکار می بست. برای اينکه دريابيم الله خود دستوراتش را بکار نمی بندد و زير پا ميگذارد بسراغ يکی از دهها داستان های آمده در قرآن ميرويم که در پيوند با زخمی کردن يک پای شتر صالح پيغمبر است.در اين داستان از شتری بنام آيت الله ناقه صالح نام برده شده است. الله برای گناه زخمی کردن يک پای شتر بجای اينکه دستور دهد يک پای زخم زننده و يا يک پای شتر او را زخمی کنند٬ خشمگين گرديده و همه قوم ثمود را به ديار نيستی فرستاده است. درون مايه عربی آن چنين است .... هذه ناقه الله لکم آيته.....بنابر آنچه که در شش سوره و ۴۸ آيه قرآن برميايد نابودی قوم صالح و پی کردن آيت الله شتر صالح که برویهم يک داستان است در هر سوره بگونه ای آورده شده که با سوره ديگر برابری ندارد و آشکارا نشان دهنده نادرستی و دروغ بودن داستان است.

۱- برابر سوره ۷ (العراف) آيه های ۷۲ تا ۷۹ و سوره ۱۱ (هود) آيه های ۶۰ تا ۷۶ چنين آمده است. چون آيت الله شتر صالح در علفزار خدا چرا ميکرد. قوم صالح يک پايش را پی کردند. به کيفر اين گناه الله شب هنگام با فرستادن زلزله همه آن قوم را کشت و شهرشان را ويران کرد. ۲- برابر سوره ۲۷ (النمل) آيه های ۴۴ تا ۵۲ آمده چون قوم صالح از فرمانش سرپيچی کردند و او را به نبوت نپذيرفتند و اراده کشتن وی را داشتند شب هنگام الله پيشدستی کرد و با فرستادن زلزله همه را به خاک و خون کشيد.در اين سوره کوچکترين اشاره ای به داستان آيت الله شتر و چرای در علفزار و پی کردن آن نشده است. اين نشان ميدهد که اگر خود داستان درست باشد پس يکی از اين دو سوره وحی منزل نادرست می باشد. زيرا اگر قوم صالح بار اول برای پی کردن شتر با سنگباران نابود شدند ديگر قومی زنده نمانده بود تا پيامبری او را نپذيرد.

۳- برابر سوره ۲۶ (العشرا) آيه های ۱۴۰ تا ۱۵۸ ميگويد چون صالح ادعای نبوت کرد قوم صالح به او گفتند که گويا ترا سحر کرده اند که چنين ميگويي. و به او گفتند که تو هم مثل ما بشری٬ اگر درست ميگويي معجزه ای بياور. صالح گفت اين شتر معجزه من است و من مقرر ميکنم که آب نهر را روزی شما بنوشيد و روزی شتر من. قوم صالح دچار کم آبی بودند و شتر را که از آب نهر آنها می نوشيد را پی کردند. و پس از آن الله قوم صالح را به عذاب موعود گرفتار کرد٬ که حرفی از زلزله و يا سنگهای آسمانی در کار نيست.

در اين سوره می بينيم از داستان علفزار ياد نمی کند و برای نوشيدن از آب نهر است که شتر را پی ميکنند و خبری هم از نقشه قتل صالح در کار نيست ولی به هر حال نابود ميشوند در حاليکه قبلا دو بار و با دو بهانه ديگر قوم ثمود نابود شده و ديگر زنده نبودند.

۴- سوره ۵۴ (قمر) آيه های ۲۲ تا ۳۲ الله مي گويد آب چشمه به دستور خود الله تقسيم شده که يک روز تنها برای آشاميدن شتر و يک روز برای همه مردم يک روستا. چون قوم صالح سرپيچی کرده و شتر را پي کرد ه اند به کيفر اين گناه شبانگاه به نابودی کشيده شدند.اين بار هم داستان دگرگون شده و به جای آب نهر٬ آب چشمه به ميان آمده که نيک ميدانيم که آب نهر هميشه جاری و روان است که با نوشيدن يک شتر کم نمی شود. ولی چشمه چون از زمين ميجوشد چه بسا کم آب باشد که با آب نهر دوگانگی دارد بی هيچ دودلی این هم دروغ است.

۵- در سوره ۹۱ (شمس) آيه های ۱۰ تا ۱۵ ميگويد چون آب آشاميدنی برای مردم و شتر بس نبود و مردم پای شتر را بريدند و مورد خشم الله قرار گرفتند و همه با زنان و کودکان بديار نيستی فرستاده شدند. مي بينيم درباره يک داستان که در پنج سوره آمده چهار بار دگرگون شده و هر بار چيز ديگری به میان آمده. اگر چشمان خود را ببنديم و اين داستان دروغ آمده در قرآن را نديده و درست بدانيم آنگاه برای دشواری بزرگتری پيش می آورد که آبرويش را يکسره بر باد خواهد داد. زيرا توانايي٬ دانايي و آگاهی و دادگری الله همه زير پرسش ميرود که چگونه نتواسته آب چشمه ای کم آب را تا آن اندازه زياد کند که هم شتر بنوشد و هم مردم تا دست به چنين کشتار فجيعی نزند؟ چرا یک داستان برای چندین بار یه محمد وحی شده است؟ آیا وحی يکبار آن کافی نبوده؟ آیا الله دچار فراموشی شده که اين داستان بی سر و ته را چندين بار به صورتهای مختلف به محمد وحی کرده است؟ و يا به اين قرآن که امروز در دست ماست اعتباری نيست و به جز اين داستان باید محتوی اشتباهات ديگری هم باشد؟ الله چرا به هنگام تقسيم آب ميان يک روستا با يک شتر همه مردم را با يک شتر برابر کرد و درنيافت که مردم دچار کم آبی ميشوند و خواه و ناخواه بلايي بر سر شتر مي آورند. بيدادگر شناخته ميشود که قانون قصاص خود را زير پا ميگذارد و در برابر زخم درمان پذير پای يک شتر خشمگينانه ريز و درشت يک روستا را کشته مي کشد.

نکته : هر کسی كه این قبیل ابهام ها رو مي خونه : یا اصلا اسلام رو قبول نداره و با خوندن اینها بطور خودکار ابهامش بر طرف میشه ! چون صورت مسئله پاک میشه!... یا اینکه خودش رو مسلمون میدونه و ممكنه ناراحت بشه! و مثل من ايمان شل و ولش به خطر بيفته، اما بهر حال جرقه پرسشگری و کنجکاوی تو ذهنش زده میشه و این باعث میشه کمی پرس و جو کنه و دیگه هر چی بهش گفتن کور کورانه قبول نکنه! و چه بسا خودش دنبال حقیقت بره و کمی فکر کنه! (احتمالا امام باقر: یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است)، (و باز امام باقر: درباره همه چيز تفكر كنيد و فقط به ذات خدا فكر نكنيد).

پاسخ به ابهام ها : به همون سادگي كه با يك سرچ ساده مي شه كلي مطلب ابهام بر انگيز و شبهه ناك درباره همه چي پيدا كرد ، ميشه سايت ها و وبلاگ هاي زيادي كه به پاسخ گويي به ابهام ها مي پردازن پيدا كرد.منتها مشكل اينجاست كه در بيشتر موارد اين پاسخ ها ابهامزا و غير منطقي  هستند و بيشتر هدفشون توجيه كردنه! يك نمونه از اين پاسخ گويي ها از وبلاگ شبهات در مورد زنان:

اشکال : چرا اسلام در مورد زنان به مردان اجازه داده که متوسل به تنبيه بدني شوند ؟ ( آيه 34 سوره نساء ) آيا اين حکم اسلام خشونت بر عليه زنان نيست ؟

 جواب : اولا : اين حکم فقط در اسلام نيست بلکه در تمام قوانين دنيا هنگاميکه طرق مصلحت آميزبراي وادار کردن افراد به انجام وظيفه ( واموراتي که قبلا متعهد شده بود که انجام دهد ) کار ساز نبود متوسل به خشونت ميشوند نه تنها ضرب ، بلکه گاهي بيشتر و تا آنجائي که اعدام را در برخي موارد جائز شمردند !!! . در اسلام نيز هر يک از زن و مرد موقع عقد ِ ازدواج متعهد به اموراتي ميشوند که موظف به انجام آن در مقابل همسر هستند که سر پيچي آنها احکام جزائي را در پي دارد که اين ايه شريفه يک نمونه از احکام جزائي براي خانمهائي استکه از وظيفه شان سر پيچي کردند . پس تخلف کردن از تعهدات ، در تمام قوانين دنيا داراي احکام جزائي است نه فقط اسلام .

ثانيا : نظر روانشناسان امروزي بر آنستکه جمعي از زنان داراي حالتي به نام مازوشيسم يعني آزار دهندگي هستند و گاه اين حالت در آنان تشديد ميشود که تنها راه آرامش انان تنبيه مختصر بدني است ( جالبست بدانيد اولا ايه شريفه درمورد زنانيستکه از اموراتي که حق شوهر است سر پيچي کرده و انها را مورد اذيت قرار ميدهند . ثانيا : در ذيل تفسير آيه 34 سوره نساء هم رواياتي وارد شده که تنبيه بدني خانمها بايد مختصر باشد و طوري باشد که ديه در بر نگيرد ).نتيجه : اين دستور خداوند نه تنها خشونت نيست بلکه از جهت روانشناسي يک نوع درمان براي اين دسته از زنان به حساب ميايد که قانوني استکه در قوانين ديگر دنيا معادل آن را مشاهده ميکنيم . نکته جالب : غربيها مسلمانان را متهم به خشونت بر عليه زنان ميکنند در حاليکه آمار جهاني در باب طلاق و خشونت بر عليه زنان ، بر عکس است و اين خشونت آنقدر در جوامع غربي زياد است که در کشوري مثل اوکراين در مدت زمان بسيار کمي 17 زن بدست شوهرانشان کشته شدند که چندي پيش در رسانه هاي خبري پخش شد و در برخي کشورهاي غربي ازدواج به يکسال هم نميکشد !!! . و از نمونه هاي از هم پاشيدگي نظام خانواده در کشور هاي غربي ، حمايت دولت مردان آنها از همجنس بازان و جواز ازدواج همجنسان است که آخرين آنها چند روز پيش در کشور کانادا بود که به تصويب مجلس اين کشور رسيد! به غربيها ميگوئييم نميخواهد به دستورات اسلام اشکال کنيد چرا که : کَل اگر طبيب بودي درد خود دوا نمودي ...... غربيها به جاي گير دادن به دستورات اسلام که براي مستحکمتر شدن نظام خانواده تببين شده ، بهتر است آمار طلاق و نمونه هاي خشونت بر عليه زنان در کشور خود را پائيين بياورند .(ماخذ : تفسير نمونه ذيل تفسير آيه 34 سوره مباركه نساء).

صهيونيسم : چند روز پيش صدا و سيما اعلام كرد : اسرائيل بودجه كلاني رو براي تضعيف اسلام وتخريب مسلمون ها تو اينترنت و ... تصويب كرده ، و ايران هم عزم خودش رو براي مبارزه با اين اقدام جزم كرده! مسلما دولت و حوزه و سازمان تبليغات و ... منظورشون از مقابله ، پاسخ دهي به شبهات و فتنه ها و رفع ابهام ها و روشنگري نيست و منظورشون گرفتن و بستن و كشتن و... است (چرا كه : نياموخت خود جز بد آموختن / جز از كشتن و غارت و سوختن) ، مثل قضيه سلمان رشدي كه ازجمعيت ميليوني روحانيت مبارز و غير مبارز كه دغدغه اسلام و مسلموني خواب رو از چشماشون گرفته ! يك نفر پيدا نشد كه با علم و منطق جواب رشدي رو بده و در راحت ترين و پيش پا افتاده ترين راه ممكن حكم قتلش رو صادر كردن تا سلمان رشدي در دنيا حق به جانب و مظلوم و افشاگر شناخته بشه و مسلمون ها بي منطق و آدمكش ! (تصور كنيد چه بازتاب جهاني داشت اگه مثلا 20 تا كتاب در رد يه كتاب سلمان رشدي منتشر مي شد و به زبان هاي مختلف تو دنيا پخش ميشد) ، بازم گلي به گوشه جمال مهاجراني ....

رشاد خليفه :  در مورد ايشون خيلي پرس و جو كردم و چيز زيادي دستگيرم نشد و تنها از طريق كامنت آقاي حيراني فهميدم كه توسط مصري ها كشته شده (در 31 ژانويه 1990) ، گويا يه كتابي نوشته بوده بنام آيات شيطاني كه خيلي ها اونو با آيات شيطاني سلمان رشدي اشتباه مي گيرن و اين تشابه اسمي دو كتاب براش گرون تموم ميشه و حكم ارتداد و قتلش رو هم مفتي هاي عربستان صادر مي كنن.

گزيده اي از ديگر نظرات رشاد خليفه (منبع: http://www.efarsi.org ):

مزاياى جسمانى نماز

بجا آوردن نماز سحر، از بى حرکت ماندن بدن به مدت زياد در خلال خواب شب جلوگيرى ميکند؛ اکنون ثابت شده است که اين عمل از آلتروز جلوگيرى ميکند. همچنين، سحر خيزى کمکى است جهت مقابله با افسردگى و ديگر مشکلات روانى. حالت سجده که در نماز تکرار ميشود، رگهاى خونى داخل مغز را بزرگتر ميکند، و در نتيجه به مغز خون بيشترى ميرسد و اين باعث جلوگيرى از سردرد ميشود. دولا شدن مکرر، تمرين مفيدى است براى کمر و مفاصل. همه اينها از نظر علمى ثابت شده است./ وضو گرفتن قبل از نماز ما را وادار ميکند تا بيشتر از دستشويى استفاده کنيم. اين عمل ما را از مبتلا شدن به سرطان متداول و ويران کننده اى به اسم سرطان روده بزرگ، محافظت ميکند. مواد شيميايى زيان آور به ادار و مدفوع تبديل ميشوند. اگر اين مواد در روده بزرگ براى مدت زمانى طولانى باقى بمانند، مواد زيان آور دوباره جذب بدن ميشود و باعث سرطان ميشود./ روزه گرفتن در ماه رمضان باعث جمع شدن شکم جا باز کرده ما به اندازه طبيعى خود ميشود، هنگام تبخير موقتى بدن فشار خون ما پايين مى آيد، سموم مضر بدن دفع ميشوند و با از بين رفتن چربيهاى مضر و اضافى، وزن بدن ما پايين مى آيد./ زکات و زيارت حج از نظر اقتصادى و اجتماعى داراى مزاياى فراوانى هستند.

خداى شما کيست

اکثر مردم از شنيدن اين سئوال از کوره در ميروند. آنها ميپرسند "منظورت چيست "خداى تو کيست" " خداى من، خالق آسمانها و زمين است." و اکثر مردم تعجب ميکنند اگر بفهمند که ادعايشان مبنى بر اينکه خدايشان آفريدگار آسمانها و زمين است، چيزى جز اظهارى لفظى نيست، و اينکه در واقع سرنوشت آنها جهنم است (۱۲:۱۰۶)/ خداى شما هر کسى يا چيزى است که اکثر اوقات فکر شما را اشغال ميکند / خداى شما ميتواند فرزندان شما (۷:۱۹۰)، همسر شما (۹:۲۴)، کسب و کار شما (۱۸:۳۵)، يا خود خواهى شما باشد(۲۵:۴۳). به اين خاطر است که متوجه ميشويم که يکى از مهمترين و مکررترين آيات در قرآن اين است: اى کسانى که ايمان داريد، خدا را هميشه بياد داشته باشيد؛ او را شب و روز سپاس و ستايش کنيد. (۳۳:۴۱).

محمد وحى خدا را با دستهاى خود نوشت

طلاب جاهل مسلمان دو قرن بعد از نزول قرآن نتوانستند مبارزه قرآن را مبنى بر آوردن چيزى مانند آن، درک كنند. آنها اصلا ً از انشاء رياضى قرآن خبر نداشتند، و ميدانستند که بسيارى از بزرگان ادب ميتوانستند آثارى مانند قرآن بياورند. در واقع، بسيارى از اين بزرگان ادب توانايى عرضه اثرى ادبى به فصاحت قرآن را ادعا کردند. آخرين ادعا از ط. ه. حسين، نويسنده معروف مصرى بود.طلاب نادان مسلمان سپس تصميم گرفتند ادعا کنند که محمد مردى بيسواد بوده! آنها حساب کردند که اين باعث ميشود تا اثر ادبى فوق العاده قرآن واقعا ً معجزه آسا جلوه کند. کلمه اى که براى نسبت دادن بيسوادى به محمد از آن استفاده کردند "امى" بود. با اظهار تأسف براى آن دسته از "طلاب،" معناى اين کلمه "بدون کتاب" است، يا کسى که از هيچ کتاب آسمانى (تورات، انجيل، يا قرآن )پيروى نميکند [به آيات ۲:۷۸؛ ۷۵، ۳:۲۰؛ ۶۲:۲ توجه کنيد]؛ معنى آن "بيسواد" نيست.پيغمبر تاجر موفقى بود. "طلاب مسلمانى" که دروغ بيسوادى را جعل کردند، فراموش کردند که در زمان پيغمبر عدد وجود نداشته است؛ حروف الفبا بعنوان اعداد استفاده ميشد. بعنوان تاجرى که هر روز با اعداد سرو کار دارد، پيغمبر ميبايست الفبا را بداند، از ۱ تا ۱۰۰۰.قرآن به ما ميگويد که محمد قرآن را نوشت- معاصرين محمد گفته اند، "اينها افسانه هاى قديمى است که او نوشته. آنها شب و روز براى او ديکته ميشود" (۲۵:۵). شما نميتوانيد به يک شخص بيسودا "ديکته" کنيد. دشمنان پيغمبر که به او تعمت بيسوادى ميزنند، از آيه ۲۹:۲۸ سوء استفاده ميکنند که فقط به کتابهاى قبلى ارتباط دارد.

اسلام و تحريف ها

اگر محمد به اين دنيا باز گردد، "مسلمانان" او را تا پاى مرگ سنگسار ميکنند. دينى که امروزه از آن پيروى ميکنند بکلى با اسلام يا تسليمى که ابراهيم و محمد وعظ ميکردند، فرق دارد. هر کارى که "مسلمانان" انجام ميدهند اشتباه است : اولين ستون (شهادت)، اذان، وضو، نمازهاى روزانه، زکات، حج و همه آداب دينى ديگر در اسلام /" دينى که هرگز از طرف خدا تأييد نشده "(۴۲:۲۱) /اينکه تا چه حد اسلام به فساد و تباهى کشيده شده، در زير توضيح داده شده است: کشتن کسى که مرتد است ۲:۲۵۶/ روش شرير عدالت جنايى:قطع کردن دست دزد ۱۲:۳۱؛ ۵:۳۸ / سنگسار کردن زنا کار ۲۴:۲؛ ۴:۲۵ /ممنوع کردن عبادت براى زنانى که در عادت ماهانه هستند ۲:۲۲۲ / بت قرار داده محمد بر عليه خواسته او : او را "حضرت محمد" خواندن ۲:۲۸۵ /قبر او را "مسجد مقدس" قرار دادن ۱۵۰-۲:۱۴۹/ ادعا ميکنند که او قدرت شفاعت دارد / جعل داستان غير قابل دفاع معراج پيغمبر به بهشت با اسب، با سرعت نور،و منصرف کردن خدا از حکم ۵۰ نماز/اضافه کردن اسم محمد به اولين ستون اسلام /اهانت به محمد با معرفى او بعنوان مردى شرير:ادعا ميکنند که چشم هاى مردم را در مى آورده /ادعا کردند که از نظر جنسى با ۳۰ مرد برابرى ميکرده /پايمال کردن اين نکته که محمد آخرين پيغمبر بوده، با تدريس اينکه عيسى به اين دنيا باز ميگردد، بعنى عيسى آخرين پيغمبر است ۳۳:۴۰ /ادعا کردند که محمد مرد بيسوادى بود، بدون هوش فکرى / روش تغديه عجيب و غريب با حرام هاى غدايى بسيار / تغيير ماههاى مقدس ۹:۲۷ / بى اعتنايى به زکات، با تغيير دادن آن / ظلم به زنان و مجبور کردن ايشان به پوشيدن روسرى و لباسهاى غير منطقى؛ و محروم کردنشان از حق و حقوق ازدواج، طلاق، ارث، و غيره... / جعل قوانين بسيار از وضو گرفتن، تا نمازخواندن،خوابيدن، و ناخن گرفتن / حرام کردن طلا و ابريشم براى مردان / حرام کردن موسيقى و هنر....

مجازات برابر (قصاص) قانون خدا است

بر طبق عدالت جنايى قرآن، دزدى که هزار تومان از شما دزديده بايد آنقدر براى شما کار کند تا هزار تومان شما را که از دست داده ايد جبران کند، باضافه هرگونه خسارت و ناراحتى که براى شما بوجود آورده است. در عين حال، زن و فرزندان بى گناه دزد هم از پدرشان محروم نشده اند و روش پر خرج زندان هم از ميان برداشته ميشود. زندانى کردن تنبيهى بيرحمانه و غير احسانى است که ثابت شده از هر لحاظ بدون نتيجه است.بر خلاف عقيده عمومى، دستهاى دزد نبايد قطع گردد. خدا را شکر ميکنيم براى مهربانى فراوانش و معجزه رياضى قرآنش که حالا متوجه شده ايم که دستهاى دزد بايد علامت گذارى شود. علامت گذاشتن دستهاى دزد در آيه ۵:۳۸ ذکر گرديده است. مجموع شماره سوره و آيه ميشود ۴۳=۳۸+۵ . در جاى ديگرى از قرآن که "دست بريده ميشود" در آيه ۱۲:۳۱ است. در اينجا است که مى بينيم زنها يوسف را بقدرى تحسين کردند که دستهاى خود را "بريدند". بديهى است که دستهايشان را قطع نکردند؛ هيچکس نميتواند اين کار را انجام دهد. مجموع شماره سوره و آيه ميشود ۴۳=۳۱+۱۲، يعنى همان مجموعى که در آيه ۵:۳۸ بدست آمد. اين تاييديه رياضى است مبنى بر اينکه قانون قرآن امر به علامت گذارى دست دزد ميکند، نه بريدن آن تأييديه رياضى ديگر : ۱۹ آيه بعد از ۱۲:۳۱ دوباره "بريدن دست" را مى بينيم. مجازات در اسلام بر پايه مساوات و فشارهاى اجتماعى است (۲:۱۷۸؛ ۵:۳۸؛ ۲۴:۲).در "حديت و سنت" کفر آميز آمده است که زنا کارى را که ازدواج کرده بوده، تا پاى مرگ سنگسار کنيد. اين قانون خدا نيست. همانطور که در آيه ۲۴:۲ ذکر گر ديه است، مجازات زناکارى، شلاق زدن در حضور عموم است؛ صد ضربه شلاق نمادى. همانطور که در بالا اشاره شده است، مجازات اساسى، فشار اجتماعى و رسوا کردن مجرم است. با شلاق زدن در ملاء عام، اين هدف عملى ميشود.در رابطه با قتل، قرآن بطور قطع محکوميت به مرگ را تشويق نميکند (۲:۱۷۹). "آزاد براى آزاد، برده براى برده، و مؤنث براى مؤنث" (۲:۱۷۸). بخاطر ستمگرى و بى عدالتى انسان، بسيارى از مردم حجتى نميتوانند تصور کنند که اين قانون قرآنى چه ميگويد. آنها اين دستور واضح را قبول نميکنند که مساوات بايد حتما ً اجرا گردد- اگر زنى مردى را بکشد يا مردى زنى را بکشد، يا برده اى شخص آزادى را بکشد، يا شخص آزادى برده اى را بکشد، قاتل محکوم به مرگ نيست. قرآن ترجيح ميدهد تا قاتل به خانواده مقتول، غرامت بدهد. کشتن قاتل نه مقتول را باز ميگرداند و نه خانواده مقتول از اعدام کردن قاتل چيزى نصيبشان ميشود. غرامت بايد باندازه اى کافى باشد که ديگران را از اين عمل باز دارد. در اسلام(تسليم) شخص مورد ظلم يا خانواده او قضاوت جنايت را بعهده دارند؛ آنها هستند که زير نظر کسى که قرآن را ميداند، تصميم ميگيرند مجازات چه باشد.

اثبات صحت قرآن

بعلاوه انشاء رياضى خارق العاده قرآن، تعداد زيادى از حقايق قرآنى را مى يابيم که بوسيله علم جديد، ثابت شده يا بطور فرضيه وجود دارد. اين هم چند مثال از چنين اطلاعات علمى پيشرفته:۱. زمين تخم مرغى شکل است (۲۹:۵، ۷۹:۳۰)./۲. زمين ثابت و بدون حرکت نيست؛ مدام در حال حرکت است ۲۷:۸۸)./۳. خورشيد منبع نور است، در حالى که ماه نور را منعکس ميکند (۱۰:۵، ۲۵:۶۱، ۷۱:۱۶)./۴. هنگاميکه به آسمان صعود ميکنيم، مقدار اکسيژن کم ميشود (۶:۱۲۵) /۵. فرضيه "انفجار عظيم" تاييد شده است (۲۱:۳۰)./۶. فرضيه "گشترش جهان" تاييد شده است (۵۱:۴۷)./۷. جهان از توده گازى آغاز شد (۴۱:۱۱)./۸. تکامل يک واقعيت است؛ در هر گروهى، تکامل يک سلسله مراتب هدايت شده الهى است (۷:۱۱، ۱۵:۲۸ ۲۹-۱۵:۲۸، ۱۸:۳۷، ۲۱:۳۰، ۲۴:۴۵، ۹-۳۲:۷، ۱۴-۷۱:۱۳).

همه مؤمنان يک دين قابل قبول را تشکيل مى دهند

همانزور که از آخرين پيغام آفريدگار انتظار ميرود، يکى از موضوعات برجسته قرآن دعوت همه مؤمنان به وحدت است، فرق گذاشتن بين رسولان خدا مکررا منع شده است. اگر موضوع پرستش يکى باشد، در ميان همه مؤمنان وحدت مطلق حکمفرما خواهد بود. اين عامل انسانى، يعنى تعصب نشان دادن نسبت به انسانهاى بى قدرتى مانند عيسى، محمد، و مقدسين و خود را وقف آنها کردن است که باعث جدايى، نفرت، و جنگهاى تلخى در ميان مؤمنان گمراه ميشود. مؤمنان هدايت شده خود را وقف تنها خدا ميکنند، و از ديدن مؤمنان ديگرى که خود را وقف تنها خدا کرده اند، خوشحال ميشوند، بدون در نظر گرفتن اسمى که آن مؤمنان دين خود را ميخوانند. مسلما، کسانى که ايمان دارند،کسانى که يهودى هستند، مسيحيان،و تازه کيشان؛ هر کسى که (۱) به خدا ايمان داشته باشد،(۲) به روز آخر ايمان داشته باشد، و (۳) پرهيزکار باشد،پاداش خود را از پروردگارشان دريافت خواهند داشت؛آنها نه از چيزى بترسند، و نه غمى خواهند داشت. (۵:۶۹، ۲:۶۲)

+  پرسشگر  | 

علي لاريجاني در سخنراني روز يكشنبه در دانشگاه شريف : ... در آن دوران ايران در دوران جاهليت بوده و اعراب روشنفكر اجداد ما را بزور شمشير از تاريكي بسوي نور هدايت نموده اند ....

از لاريجاني بازنده بزرگ انتخابات نمايشي كه هم آبروي خودش رو برد و هم چند ميليارد پول بي زبوني كه معلوم نيست از كجا اومد رو حروم كرد !از كسي كه با يك ميليون راي در بين هشت نفر از آخر دوم شد وهنوزدست از لبخند هاي حماقت بارش بر نداشت و در اوج تبلور جمهوري اسلامي از نوع ديكتاتوري صاحب پست كليدي و حساس ديگري شد! از كسي كه در دوره سلطنت ده ساله خود در صدا و سيما از كوچكترين خطاي مخالفان سياسيش نگذشت و پرده دري هاي زيادي كرد و لحظه اي از تحقير و سانسور خبري آنها دست بر نداشت و عقده هاي سياه و پوسيده همفكران عرب زده خود را بزور هزار ميزگرد و سريال و خبر و ... بخورد مردم داد ! از دروغگوي بزرگي كه در اولين روزهاي حكومتش در صدا وسيما در ويژه برنامه روز جهاني كودك  دليل ممنوع بودن نمايش سازو كنسرت هاي اصيل ايراني در صدا و سيما را خواست اكثر نوازندگان و خوانندگان بخاطر غرق شدن در خلسه موسيقي ودگرگون شدن چهره! عنوان كرد و ده سال تمام - در نهايت بي شرمي و سبك مغزي بجاي نمايش سازهاي گرانقدري كه از معدود بازماندگان هنر و آيين اين سرزمين از غارت عربها و مغول ها هستند – از نمايش سر و صورت!! نوازنده ها!(در مناسبت ها) و گل و درخت(در ميان برنامه ها و قطعي و دير رسيدن برنامه ها)  دريغ نكرد ! و ... انتظاري جز اين نيست كه گذشته شكوهمند ايران را دوران جاهليت بدونه!

 بالاخره داماد همون مطهريه كه در روز سیزدهم فروردین ماه ۱۳۴۹ گفته : « ... بخدا ننگ این مردم است که روز سیزده و این ایام را بعنوان جشن سیزده بدر بیرون میرن !! ننگ باشه بر اینها که بعنوان پرورش افکار این ها را به مردم نمی گویند !! و شما احمقها هم این حرکات را هر سال انجام می دهید !! بلکه آنها شما بدبختهای احمق ؟؟!! را تمجید می کنند تشویق می کنند !! اینها از اسلام نیست !! اینها ضد اسلام است !!!... نیاکان ما در گذشته جشن می کردن ؛ پس ما هم باید چنین کنیم !!! چهار شنبه آخر سال می شود ؛ بسیاری از خانواده ها که باید بگویم خانواده احمقها ؟؟!! آتش روشن می کنند و هیزمی روشن می کنند و آدمهای سر و مر و گنده با آن هیکلهای نمی دانم چنین و چنین از روی آتش می پرن که ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من  !!! این چقدر حماقت است ؟؟ !! خب چرا چنین می کنید ؟؟ می گویند پدران ما چنین می کردند ما نیز چنین می کنیم !!  اگر پدران شما چنین می کردند و شما می بینید که آن کار احمقانه است و دلیل خریت !!! پدران شما است !!! رویش را بپوشید ! چرا این سند حماقت  را سال به سال تجدید می کنید ؛ این یک سند حماقت است که شما هی می کوشید که این سند حماقت را زنده نگهدارید و بگویید ماییم که چنین پدران خری داشته ایم !!! . » .

وقتي اين سخنان گهر بار رو علامه! مرتضي مطهري- حاصل عمر امام- گفته، از لاريجاني و ديگران چه انتظاري ميشه داشت؟

من نمي دونم گناه اين مملكت چيه كه قبل از اسلام مردمش متمدن و يكتا پرست بودن؟ آيا اسلام اينقدر خوار و سخيفه كه براي بالا بردن ارج و قربش به شيوه دوستي خاله خرسه بايد همه دنيا رو مثل عربها بي شعور و نفهم و وحشي و كتاب سوز و دانشمند كش جلوه داد؟ آيا اداره ايران پهناور قبل از اسلام با اون تنوع قومي و اون سطح از آزادي هاي اجتماعي و مذهبي، اونهم در مدت بيش از 800 سال در دو سلسله اشكاني  و ساساني مثل اداره جمهوري اسلامي امروز بوده  كه با سبك مغزي و دروغ و ترور و خيانت پيش بره ؟ سقوط ايران از جايگاه اول دنيا در دوره هخامنشي به صد و .... در حال حاضر نشونه چيه؟ بود و نبود ما در معادلات سياسي امروز چه تاثيري داره؟ جاهليت ما از دوره كوروش و داريوش و مهرداد و شاپور بيشتر نشده ؟ اگه مردم ايران باستان جاهل بودن ابهت و اقتدار اين كشور از كجا  مي اومده؟ چطور مقابل قطب ديگر دنياي باستان – رومي ها- مقاومت ميكردن؟....  پس لااقل سردمداران ايران باستان جاهل نبودن ، اما حالا چي ؟ مردم از جاهليت در اومدن و  سردمداران جاهل تر شدن؟

چند نمونه ازمظاهر جاهليت با منطق لاريجاني در ايران باستان :

زنان در ايران باستان : کریستن سن؛ خاورشناس بزرگ دانمارکی می گويد: « رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود. در مورد آزادی در ازدواج هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست. زرتشت به دختر کوچکش پروچیستا می فرماید: « پروچیستا من جاماسب را که مرد دانشمندی است( وزیر گشتاسب و  ستاره شناس ) برای همسری تو برگزیدم؛ تو با خرد نیک خود مشورت کن و ببین که آیا او را سزاوار همسری خود می دانی یا نه؟

آنگونه که از نبشته های دیوانی برجای مانده از پارس شهر برمی آید. زنان در کنار مردان در بیشترکارها شرکت داشتند و گاه برای نمونه در کارگاه های دوزندگی مردان زیردست زنان جای داشتند. حقوق مردان و زنان  در برابر کار یکسان ، یکی بود. البته شغل های دیوانی به زنان داده نمی شد چراکه گاه مستلزم، سفر و دوری از خانواده بوده است. به زنان کارهایی داده می شد که زن بتواند در کنار کار، به وظایف خانوادگی خود برسد. به هنگام بارداری زنان مرخصی داشته اند که به طبع حقوق آنها کم می شد. تنها تفاوتی که وجود دارد این است که آشکار شده است که شاه از نوزاد پسر بیشتر خشنود می شد، چراکه اضافه حقوق برای نوزاد پسر دوبرابر دختر است.

اخلاق ايرانيان باستان : هرودوت مورخ يواناني كه در سده پنجم قبل از ميلاد مي زيسته و با چند تن از شاهان هخامنشي همزمان بوده است. دراين زمينه چنين مي نويسد:«ايرانيان به فرزندان خود از پنج سالگي تا بيست سالگي آداب نيكوي زرتشتي و بويژه سواري تيراندازي و راستگويي مي آموختند. آنها دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند. و براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خودداري مي كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود. آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند. در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند. ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و گرما،‌بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه راني عادت مي دادند و بزرگترين صفات آنان مردانگي، رشادت و دلاوري بود.از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن همسايه بود، به كساني كه در راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند، پاداش هاي بزرگ مي دادند. از رشوه گيري ،‌ دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري مي كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر مي شد.

آرتميس Artemis نخستين زن دريانورد ايراني است كه در حدود 2480 سال پيش، فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانويي ميباشد كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است. در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس يكي از فرمانروايان سرزمين كاريه (يكي از بخشهاي سوريه كنوني) با 5 فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت، به نيروي دريايي ايران پيوست. در اين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 800 هزار پياده و 80 هزار سوار تشكيل ميداد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 كشتي جنگي و 3 هزار كشتي حمل ونقل بود. آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت، شركت داشت و دلاوريهاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و دشمن روبرو شد. او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، با دليري و بيباكي كم‌مانند بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات داد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشاه رسيد.

دانشمندان ايران قبل از حمله اعراب و دوره اسلامی (البته فقط آنهايي كه نامشان به ما رسيده است):

اسکیلاس- دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات/ ستاسپ- دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.)  دریا نورد و مکتشف/ بوبراندا-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس/ آرتاخه-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس/ استانس- دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس/ برازه- دوره ساسانی (زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد/ برانوش- دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر/ فرغان- دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا/ جهن برزین- دوره ساسانی - سازنده تخت (تاقدیس)

شیده- دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

لوح حقوق بشر كوروش بزرگ : کوروش بنيانگذار سلسله هخامنشي در گل نبشته اي فتح تمدن بابل را به دست خود چگونه بيان مي کند:"اينک من کوروش فرمانرواي پارس بدون جنگ وارد بابل شدم .فقر مردمانش را بهبود بخشيدم .ويراني هايشان را آباد کردم .فرمان دادم هيچ خانه اي ويران نشود و هيچ فردي از مسکن خود محروم نگردد من کوروش شاه صلح را براي تمامي مردمان و براي آسايش آنان تضمين کردم ...".

اعدام نماينده سياسي ايران به جرم نشستن پايين دست ژنرال رومي : 24 اكتبرسال 91 پيش از ميلاد « ارو رو باز » نماينده ايران در مذاكرات با امپراتوري روم كه در دادگاه به اعدام محكوم شده بود در ميدان بزرگ شهر تيسفون ( مدائن ) در ملا عام اعدام شد . وي از بزرگان شهر صد دروازه ( دامغان ) بود و زبان لاتين مي دانست . جرم او نشستن بر صندلي پايين تر از صندلي « سولا » ژنرال رومي در جلسه مذاكره بود . مهرداد دوم شاه وقت از دودمان اشكاني اين عمل « ارو رو باز » را بزرگ كردن رومي ها و به تعرض تشويق كردنشان تلقي كرد و دستور محاكمه او را در دادگاهي كه از پنج قاضي آن سه تن از دامغان ــ همشهريان او ــ بودند صادر و اين دادگاه او را مقصر شناخت .مهرداد دستور داد كه سفير دائمي روم در تيسفون به مراسم اعدام دعوت شود تا اثر عمل « ارو رو باز » در ذهن روميان خنثي گردد .

وصـيت نامه داريوش بزرگ : اينــــــک که من از دنيا ميروم بيست و پنج کشور جزو امپراطوری ايران است و در تمام اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران دارای احترام مي باشند.جـــــــانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه نگهداری اين کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

.... ده ســـــــال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساخت اين انبارها را که با سنگ ساخته ميشود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه ميشوند حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهي تا اينکه همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامين کسر خواربار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز برای آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود.

هـــــــرگز دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي نگمار و برای آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است ، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعايت دوست بنمايي.

کــــــانالي که من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را باتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.

اکنــــون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران ، نظم و امنيت برقرار کنند. ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند.

.... امــــــــر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زيادتر شود ، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد.

.... هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده....

نكته هايي از گذشته هاي دور : در غرب ايران زمين، ابزارهايي يافت شده كه از آنِ 000/100 سال پيش است./ ايرانيان در 000/75 سال پيش، بنا به يافته‌هاي باستان‌شناسي، از خيش (ابزار شخم‌زني) در كشاورزي سود مي‌برده‌اند./ نياكان آريايي ما در 000/25 سال پيش، در شمال غربي ايران زمين، از اسب استفاده مي‌كردند./باستان شناس نامي فرانسوي، پروفسور گيرشمن مي‌گويد؛ كهن‌ترين محل زندگي آدمي در جهان در دشت سيلك كاشان است./ هنر پارچه بافي در ايران، ديرينگي 7000 ساله دارد./ برپايه سنگ نبشته‌اي كه بدست آمده، ديرينگي پزشكي در ايران به 6 تا 8 هزار سال پيش مي رسد./ نخستين جراحي مغز در 5000 سال پيش در شهر سوخته زابل بر روي دختري 14 ساله، صورت گرفته است./ شاهكارهاي سفال‌سازي جهان، سفال‌هايي است كه در هزاره‌ي چهارم پيش از ميلاد از ايران بدست آمده، مي‌باشند./ يافته‌هاي باستان‌شناسي به ما مي‌گويد؛ شمال، مركز و جنوب‌شرقي ايران زمين، كهن‌ترين خواستگاه ذوب فلزها در جهان است./ ايرانيان نخستين كساني بودند كه كاريز (قنات) را ساختند./ دانش‌مندان مي‌گويند: خواستگاه آسياب بادي ايران است./ قالي پازيريك كهن‌ترين قالی جهان است که در 5000 سال پیش ایرانیان آن را بافته اند./ سنگ نبشته های بدست آمده از شوش به ما مي‌گويد؛ نياكان ما در 4000 سال پيش معادلات دو مجهولي را به خوبي مي‌شناختند./ نخستين دانشگاه و بيمارستان جهان در گندي شاپور خوزستان، در هنگام داريوش بزرگ پايه‌گذاري گرديد كه در هنگام ساسانيان به شكوهي فراوان رسيد./ در ايران باستان 16 گونه دبيره (الفبا) داشته‌ايم، كه يكي از اين دبيره‌ها به نام وَش دبيره 365 حرف (به تعداد روزهاي سال) داشته كه نت‌هاي موسيقي را ايرانيان از روي همين دبيره نوآوري كرده‌اند، كه حتي شُرشُر آب و نغمه ی پرندگان را با وَش دبيره مي‌توان نوشت.

اطلاعات بيشتر و منابع :

اختراعات و ابتكارات ايرانيان در پهنه دريانوردي و نجوم

ايرانيان، بنيانگذار امپراطوري جهاني :(دكتر امان قرايي مقدم)

شهر سوخته

يافته هاي جديد باستان شناسان از ايران

وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان

تاريخ ايران ، اهورا ، آريانا ، زيگورات ايران  و ...

+  پرسشگر  |